بحران و مدیریت آن

بازدیدها: ۱۴

. بحران نیز پیشامدی است که به‌­صورت ناگهانی رخ داده و آشفتگی را در سیستم منتشر می­‌کند و گاهی منجر به بروز وضعیت خطرناکی می­‌شود بنابراین بحث مدیریت بحران مطرح می‌شود.

. مدیریت بحران، نیازمند تفکر سیستمی است و با نگرش درست و عمل مناسب می‌تواند سرانجام مطلوبی در پی داشته باشد.

. اگر اقدامات ما در مواجه با بحران‌ها به شکل عکس‌العمل باشند، بحران همواره یک گام از ما جلوتر خواهد بود که این رویکرد بی‌­تردید بسیار آسیب‌­زا است.

. برای مواجه درست با بحران می­‌بایست بالاترین سطح اثرگذاری آن را در نظر گرفت و اکثر اقدامات مهم در سطح کلان صورت گیرند.

تعریف بحران شباهت زیادی به تعریف موج در مفهوم عام دارد. همان­‌طور که می­‌دانیم، به هر آشفتگی در محیط یا کل سیستم در فضا، موج گفته می­‌شود. بحران نیز پیشامدی است که به‌­صورت ناگهانی رخ داده و آشفتگی را در سیستم منتشر می­‌کند و گاهی منجر به بروز وضعیت خطرناکی می­‌شود. با این تفاسیر، بحران می‌تواند در صورت عدم­ توانایی در شناخت و مدیریت درست، تبعات جبران‌­ناپذیری در سیستم ایجاد کرده و در نهایت سیستم را دچار ناپایداری کند. در شرایط بحرانی، انگاره‌های قبلی و متعارف سیستم بحران‌­زده به‌­شدت به چالش کشیده می­‌شوند و آسیب‌­ها، تهدیدها، نیازها و فرصت­‌های جدیدی به وجود می‌آورند که در صورت مدیریت صحیح آن­‌ها می‌توان از فرصت­‌ها به بهترین شکل ممکن استفاده کرد. مدیریت بحران، نیازمند تفکر سیستمی است و با نگرش درست و عمل مناسب می‌تواند سرانجام مطلوبی در پی داشته باشد.

همان­‌طور که محققان در علوم مهندسی توانستند برای انواع موج که موجب انتشار آشفتگی در محیط است، مدل‌هایی را جهت شناخت، کنترل و استفاده بهینه از آن طراحی کنند، در علوم­ انسانی به­‌ویژه در حوزه فردی، اجتماعی، زیست ­­محیطی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیز می‌توان برای هر بحران، یک مدل علمی طراحی و پالایش کرد و به این ترتیب، در زمینه مدیریت آن دستاورد‌های چشمگیری به­‌دست آورد.

اگرچه باید در نظر داشت که هر اقدامی در مواجه با انواع بحران را نمی‌توان لزوماً مدیریت بحران دانست. اگر اقدامات ما در مواجه با بحران‌ها به شکل عکس‌العمل باشند، بحران همواره یک گام از ما جلوتر خواهد بود که البته این رویکرد بی‌­تردید بسیار آسیب‌­زا است. اما اگر بتوان با شناخت دقیق بحران، تمام اقدامات را به­‌شکل عمل (نه ‌عکس‌العمل) بروز داد، می‌توان همواره یک گام از بحران جلوتر بود و برای کنترل آن اقدام کرد. برای مثال، بحران سیل می‌تواند به­‌شکل یک بحران زیست ­محیطی در یک منطقه بروز کند که عکس‌العمل به‌­موقع و مناسب صرفاً به کاهش اثرات تخریبی آن منجر می‌شود. اما عمل درست در مواجه با آن می‌تواند به استفاده درست از این سیلاب­‌ها کمک کند و در نهایت به ذخیره و استفاده درست از آب‌­های سرگردان و جاری به‌­منظور تولید برق و رونق کشاورزی و سایر مصارف کاربردی بینجامد.

این واقعیت قابل تأمل است که بحران‌­ها از حیث دفعات وقوع همیشگی و مستمر هستند؛ به‌­عبارتی، بحران هر بار می‌تواند به‌­شکل کاملاً متفاوتی بروز کند. این در حالی است که عکس‌العمل در مقابل بحران صرفاً مقطعی بوده و همواره به بهبود توانایی ما برای مقابله بهتر با بحران‌های آینده کمک شایانی نمی­‌کند. اما در صورت عمل درست، بحران‌ها که معمولاً به‌­شکل تهدید بروز می‌کنند، هریک می‌توانند با مدیریت درست تبدیل به فرصت شوند.

شایان ذکر است که مدیریت بحران تاحدودی دانش بومی محسوب می‌شود. به این معنا که بحران‌­ها و روش‌­های درست مواجه با آن‌ها از منطقه­‌ای به منطقه دیگر، از جامعه‌­ای به جامعه دیگر متفاوت بوده و نمی‌توان رویکردی کلی و استاندارد برای همه جوامع ارائه داد. به­‌ویژه بحران­‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که به‌­شدت به شرایط جامعه بحران‌زده بستگی دارند. اگرچه چند صباحی است که دانش مدیریت بحران به­‌صورت یک دوره آموزشی مستقل در سیستم دانشگاهی آموزش داده می‌شود، اما هنوز به‌­اندازه سایر علوم مطرح و منسجم نیست و می‌توان آن را دانش نوپایی در نظر گرفت، زیرا حتی در کشورهای توسعه‌­یافته نیز گاهی معضلات فراوانی در مدیریت بحران به چشم می‌خورد. این معضل ناشی از آن است که عمده‌ی تئوری‌ها و آموزش­‌های ارائه‌­شده در رشته مدیریت بحران ناظر بر بحران­‌هایی از جنس بلایای طبیعی، زلزله و آتش‌­سوزی و امثال آن هستند و مشمول بحران­‌های زیست محیطی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، هویتی و مدیریتی نمی‌شوند. شاید بهتر است این دانش مدیریت را «مدیریت بلایا و حوادث» نامید.

در راستای مدیریت بحران به­‌شیوه علمی و درست، ابتدا باید بحران را در بالاترین سطح اثرگذاری آن بررسی نمود. زیرا اقدامات در سطح کلان، تأثیرات عمده‌ایی در تمام سطوح کلان و خرد در پی خواهند داشت. اما اقدامات موردی بیشتر در سطح خرد تأثیر دارند و نمی‌توانند بر سطح کلان بحران مؤثر باشند. سوای این مورد، اقدامات در سطح خرد بیش از آن‌که از نوع عمل باشند، عمدتاً به‌­شکل عکس‌العمل بروز پیدا می­‌کنند و معمولاً دربرگیرنده واکنش‌­های احساسی نسبت به بحران هستند که آرامش محیط را برهم‌­می­­زنند.

بر همین اساس، برای مواجه درست با بحران می­‌بایست بالاترین سطح اثرگذاری آن را در نظر گرفت و اکثر اقدامات مهم در سطح کلان صورت گیرند که البته این نظارت مستلزم شناخت درست بحران است. شناخت بحران می‌تواند منجر به مدیریت درست بحران شود که بی­‌شک به اقدامات خاصی نیاز دارد. اولین مرحله اقدامات، «فرایند مطالعه و شناخت بحران و انتخاب استراتژی مواجه و مداخله با آن» است. این مرحله شامل اقدامات زیر است:

۱- آشنایی با چیستی و عوارض بحران

۲- شناخت نقاط تأثیر‌پذیر از بحران و شیوه‌­های کاهش اثرات مخرب بحران

۳- شناخت نقاط تأثیرگذار بر بحران و شیوه‌­های افزایش اثرگذاری بر بحران

۴- ضرورت‌­های ‌جامعه بحران‌­زده (فرد، سازمان، شهر، کشور، منطقه یا جهان)

۵ – درک صحیح امکانات جامعه در راستای تبدیل بحران (تهدید) به‌ فرصت

۶- عدم اصرار به بازگشت شرایط عادی قبلی (زیرا به‌­دنبال ‌هر بحران، فرصت ایجاد شرایط مطلوب‌­تر از قبل وجود دارد)

۷- مدل­سازی بحران

دومین مرحله، اقدامات عملی و مداخله‌ای در مواجه با بحران است. در این مرحله، با کمک نتایج اقدامات صورت­‌گرفته در مرحله اول، به­‌واسطه دیدگاه کلی و کسب اطلاعات کامل در زمینه بحران، می‌توان مداخله در بحران را شروع کرد، این مداخله باید در راستای رسیدن به اهداف زیر صورت پذیرد:

  • کاهش اثرات مخرب بر جامعه
  • تلاش برای تبدیل ماهیت بحران از شکل تهدید به فرصت
  • بستر‌سازی مناسب در راستای رسیدن به شرایط جدید و مطلوب­‌تر از گذشته

سومین مرحله اقدامات، بازسازی و بازآفرینی است. در این مرحله، شرایط جدید را می­‌بایست با رویکرد باز‌سازی اثرات مخرب بحران و ارتقاء زیرساخت‌­ها برای کاهش اثرات مخرب بحران­‌های بعدی و ارتقاء توانمندی در پیشگیری و شناخت و کنترل بحران و سپس بازآفرینی آن­ها فراهم کرد. انگاره­‌ها و الگوهای جدید و قدرتمند را باید به سطحی ارتقاء داد که بحران­‌های مشابه گذشته برای همیشه کنترل شده باشند و بتوان آن­‌ها را به فرصت تبدیل کرد.

چرخه مدیریت بحران می‌تواند هر جامعه بحران‌­زده (خواه یک فرد یا کل جهان) را در مقابل انواع بحران روز به‌ ­روز قوی‌­تر کرده و همچنین موجب تقویت و رشد بیش از پیش آن جامعه شود. بحران­‌ها گاهی تغییراتی که جوامع در آرزوی تحقق آن­‌ها هستند [اما به هر علتی قادر به اعمال آن‌­ها­ نیستند]، را به یک­باره یا به‌­تدریج ایجاد می‌کنند. در این نوشته، به­‌طور خلاصه به موضوع «چرخه مدیریت بحران» پرداختیم و از گزافه‌­گویی و تشریح جزئیات اجتناب کردیم، اما به­‌منظور انتقال کامل مفاهیم سعی می‌کنیم در نوشته­‌های بعدی، حق مطلب را به‌­درستی ادا کنیم. چرخه مدیریت پیشنهادی همچنین در قالب یک نمودار، به‌­منظور بررسی اجمالی در انتها ارائه می‌شود که امیدواریم به درک بهتر موضوع و مفاهیم مطرح‌­شده کمک کند.

چرخه مدیریت بحران

چرخه مدیریت بحران

در پایان، از یگانه پروردگار عالم هستی عاجزانه تمنا دارم که دانش و توان مقابله با انواع بحران‌­ها را در سایه لطف خود به ما عطا کند و زمینه­‌های رفاه و حیات فرح‌­بخش مطابق خواست او برای تمام انسان‌­های روی زمین محقق ‌شود.


نویسنده: محسن شیروانی

One thought on “بحران و مدیریت آن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *