رویکرد ACT بخش اول

بازدیدها: ۲۵

این گفته‌ی ACT است: تو در رنج‌هایت ارزش‌هایت را پیدا می‌کنی، و در ارزش‌هایت رنجت را.

رویکرد درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، نوعی از تحلیل رفتار بالینی است که در روان‌ درمانی به کار می‌رود. این درمان توسط روانشناس آمریکایی به نام استیون هایز در دهه هشتاد میلادی تدوین شد که در آن مخلوطی التقاطی از استعاره، جمله‌های متناقض نما و مهارت‌های توجه آگاهی و طیف گسترده‌ای از تمرین‌های تجربه گرایانه و مداخلات رفتاری هدایت شده توسط ارزش‌ها به کار برده می‌شودACT. نگاه بسیار واقع بینانه‌ای به وضعیت بشر دارد. این درمان با این نکته شروع می‌کند که زندگی پر از درد است. اهمیتی ندارد که زندگی ما چقدر خوب بگذرد، به هر حال همراه با درد زیادی خواهد بود. ما انسان‌ها همگی احساسات دردناک زیادی داریم، همه ما افکار منفی زیادی داریم، پس چطور یاد بگیریم با این‌ها زندگی کنیم؟ چطور می‌توانیم با این وجود یک زندگی غنی، کامل و با معنا داشته باشیم؟

در ACT، رنج روان‌شناختی ناهنجار نیست، بلکه بهنجار و فراگستر است. تلاش جهت ناگواری‌ها و ناملایمات روانی باعث تثبیت و تشدید آنها در تجربه شخصی می‌گردد. ما با داشتن احساساتی که آنها را دوست نداریم از قبیل ناراحتی، اضطراب، شرم و عصبانیت جدال می‌کنیم و یا با غیبت و نبودن احساسات خوشایند مثل خوشحالی، عشق، هیجان و رضایت در کشمکش هستیم. فرهنگ ما به ما یاد می‌دهد که افکار و احساسات مثبت خوب هستند و افکار و احساسات منفی بد هستند و باید آنها را بیرون ریخت و کاهش داد و حداقل به کمترین تعداد ممکنه رسانید. ما در مدارس و در مراکز شغلی خود وقت زیادی را صرف این نکته می‌کنیم که به افراد بیاموزیم که اعتماد به نفس داشته باشند، عزت نفس داشته باشند و رویه شاد و خوش‌بینانه‌ای را در پیش گیرند و در مقابل، افکار منفی را به شدت طرد می‌کنیم مگر آنکه گذرا باشند. از کودکی به ما آموخته می‌شود که می‌توانیم شناخت و عواطف منفی را تحت کنترل در آوریم و باید این کار را انجام دهیم. به دختر بچه‌ای که هنگام شب گریه می‌کند گفته می‌شود که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد و به پسر بچه‌ای که در زمین بازی گریه کند می‌گویند، مگر بچه‌ای! به فرد بزرگسالی که به دوست خود می‌گوید که تصور نمی‌کند کسی آنها را دوست داشته باشد نیز می‌گویند که نباید اینگونه فکر کنید. دوست واقعی احتمالاَ سعی می‌کند آن شخص تنها را متقاعد نماید که این عقیده، یا در حال حاضر واقعیت ندارد یا این‌که نمی‌تواند برای همیشه واقعیت داشته باشد. گویی احساس ترس و عقیده به طرد شدن نیز به اندازه موقعیت‌های ترسناک یا طرد شدگی، دشمن ما بشمار می‌روند. تصوری که اساس این مواد را تشکیل می‌دهد این است که شخص باید احساس شجاعت داشته باشد تا شجاع باشد. باید فکر کند که عشق میسر است تا بتواند عشق را پیدا کند. بنابراین، ما یاد می‌گیریم که نه تنها با موقعیت‌های ناگوار، بلکه با واکنش‌های خود در برابر آنها نیز مبارزه کنیم و بدین ترتیب ما نه تنها با موقعیت‌های کنونی مبارزه می‌کنیم بلکه با مواردی که در آینده خیالی و در گذشته‌هایی که به خاطر مانده است اتفاق می‌افتد یا اتفاق افتاده‌اند، نیز مبارزه می‌کنیم. مدلهای آسیب شناسی روانی نیز غالباَ این تصور را که افکار و احساسات منفی را باید با افکار و احساسات مثبت جایگزین نمود، می‌پذیرند تا بلکه مدد جویان آنها زندگی عادی خود را ادامه دهند. در برخی از درمان‌ها اصولاً بر حذف یا کاهش حالات عاطفی مشکل ساز نظیر اضطراب با تکیه بر مواجه سازی شخص با این موقعیت‌ها تاکید می‌شود. تمام این درمان‌ها ظاهراً بر این عقیده استوار هستند که برخی شناخت‌ها و احساسات منجر به پیامدهای رفتاری بدی می‌شوند و جهت بهبود پیامدهای رفتاری، رشته‌ای از وقایع شخصی مسئله ساز را باید از بین برد یا اینکه حداقل باید آنها را کاهش داد.


منبع: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)

مولفان : دکتر نازنین هنرپروران – حسین میرزایی کیا – احمد نیری – مریم لطفی