بررسی نقش‌ها در تیم‌های کاری (بر اساس مدل بلبینBelbin، قسمت دوم)

نقوش افراد در تیم‌های کاری:

. موتور متحرک (افرادی که اهل رقابت هستند و فشار کاری را دوست دارند)

. اجراکارها (افرادی که هر کاری را در تیم انجام می‌دهند)

. تمام کننده‌ها (افرادی که خروجی و کیفیت کار برایشان مهم است)

. گروهی کارها (افرادی که آرام هستند و مانع تنش و اصطکاک در تیم هستند)

. متخصص‌ها (افراد خود‌جوشی هستند که فقط در حیطه تخصصی خود کار می‌کنند)

در مطلب قبل به تعریف نقش و هویت و شرح مدل بلبین و همین‌طور به بیان ۴ مورد از نقش‌های این مدل پرداختیم. در این مطلب به بیان ۵ مورد دیگر از نقش‌های مدل بلبین می‌پردازیم:

نقش موتور محرک (Shapers)

افرادی که نقش موتور محرک را دارند، اصولاً از رقابت خیلی لذت می‌برند و دوست دارند همیشه در رقابت با دیگران باشند. وقتی که فروش یک سازمان کاهش پیدا می‌کند و فروش سازمان رقیب افزایش پیدا می‌کند، این افراد وارد یک بازی رقابت می‌شوند، مثلاً اگر آن تیم هدفش را بالا برده، این تیم‌ هم هدفش را بالاتر ببرد. آن‌ها با دیدن هدف‌های بزرگ‌تر انگیزه پیدا می‌کنند. می‌توان با هدف‌های بزرگ‌تر و چالشی‌تر، با ایجاد فضای رقابتی، انگیزه آن‌ها را بالا برد و خروجی‌های بهتری از موتورهای محرک در تیم‌ها گرفت.

آن‌ها در جاهایی که فشار کاری بالا باشد واقعاً انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند و می‌توان گفت یکی از نقش‌های حیاتی در تیم‌های کاری وجود موتور‌های محرک است. کما اینکه در تیم‌های کاری فشار کاری و حجم کاری بالا است، پس وجود این افراد شاید بتواند به تیم کاری، فضا و آن انرژی کمک کرده و موتورشان را اصطلاحاً روشن کند. اگر روبروی این افراد دو گزینه بگذاریم: یک کار ساده و یک کار چالشی؛ قطعا آن‌ها کار چالشی را انتخاب می‌کنند. پس وقتی می‌خواهیم به هم‌کارانمان یا هم‌تیمی‌هایمان در نقش موتور محرک کاری بدهیم، بایستی کارهای چالشی را به آن‌ها بدهیم. این افراد با کارهای ساده حس خوبی نخواهند داشت و طبیعتاً این، در روحیه تیمی هم تأثیرگذار خواهد بود.

نقش اجراکارها (Implementer) 

کسانی هستند که به کارهای اجرایی خیلی علاقه دارند و معمولاً برای اینکه کاری را شروع کنند، عجله و شتاب دارند. وقتی بحث یا ایده‌ای عنوان می‌شود، بلافاصله دوست دارند که قدم اجرایی یا حرکتی را انجام دهند. از هیچ کاری فروگذار نمی‌کنند، معمولاً اگر کاری روی زمین باشد، این افراد هستند که آن را انجام می‌دهند. حس بدی نسبت به اینکه به هم تیمی‌هایشان کمک کنند، ندارند. گاهی وقت‌ها این افراد در سازمان، کارهای نیمه تمام دیگران را حتی مثلاً کارهایی که آبدارچی آن سازمان باید انجام دهد را مواقعی که آن فرد نیست یا مشغول کاری دیگر است، انجام می‌دهند. اجراکارها حس و ذهنیت‌شان نسبت به سازمان ذهنیت مثبتی است. دوست دارند نقش‌شان در پروژه دیده شود و احساس کنند که وجود دارند، اثرگذار هستند و کنار بقیه تلاش می‌کنند. اجراکارها حس‌شان نسبت به خودشان و تیم‌شان مثبت است؛ افرادی که حس خوبی دارند و مثبت هستند و به دیگران انرژی می‌دهند را می‌توانیم در این دسته، قرار دهیم.

نقطه بارز اجراکارها این است که همیشه منافع گروهی، منافع شرکت و منافع تیم را به منافع شخصی‌شان ترجیح می‌دهند. آن‌ها از جیب خودشان برای سازمان خرج می‌کنند، از وسیله شخصی خودشان برای تیم هزینه می‌کنند، وقت اضافه‌تری برای تیم‌ می‌گذارند و … . وجود اجراکارها در تیم‌های کاری بسیار لازم است، در کارهایی که پیشرفت می‌کنند، میزان رفت و آمد نیرو و کار‌های نیمه تمام بالا است، اجراکارها می‌توانند حجم بی‌نظمی و فضای نامناسب را کاهش دهند و به پیشبرد پروژه‌ها کمک کنند.

نقش تمام کننده‌ها (Finishers) 

برخلاف نقش‌های دیگر مخصوصاً اجراکارها که «انجام کار» برایشان مهم بود، تمام کننده‌ها افرادی هستند که «کیفیت» انجام کار برایشان مهم است و به درست انجام دادن کار بسیار اهمیت می‌دهند. به نظر آن‌ها اگر کاری قرار است انجام شود، تحویل دادن آن بسیار مهم‌تر از حجم کار است. قول و قرار این افراد برایشان مهم است و اگر قول می‌دهند که پروژه‌ای را تحویل بدهند، دوست دارند آن را با کیفیت کامل و بهترین خروجی تحویل دهند و از اینکه کار عقب بیفتد و در زمان موعدش نباشد، رنج می‌برند و ناراحت می‌شوند. پس بیشتر از «انجام» به «کیفیت» و به «سر وقت انجام شدن» اهمیت می‌دهند. خوب کار کردن، کارآیی، مفید بودن نتایج و کیفیت برایشان مهم است. شاید اگر چند پروژه به آن‌ها پیشنهاد دهیم، پروژه‌های بعدی را قبول نکنند، صبر کنند تا یک پروژه انجام شود و بعد پروژه‌های بعدی را بپذیرند.

برخلاف اجراکارها که شاید از کارهای زیاد استقبال کنند، این افراد از کارهای کمتری استقبال می‌کنند ولی با کیفیت بالاتر، خروجی قوی‌تر، نتیجه بهتر و کارآیی بالاتر. اگر تمام کننده‌ها را از نزدیک ببینیم همیشه نگرانند و استرس و اضطراب دارند که مبادا کار با کیفیت مطلوب انجام نشود، در انجام پروژه و کارهای تیم به نوعی دچار کمال‌گرایی هستند و دوست دارند همه چیز عالی باشد. آن‌ها با پروژه‌های باز متعدد دچار چالش می‌شوند. پس اگر در سازمانی هستید که پروژه‌های باز زیادی دارید، مسئولیت پیگیری این پروژه‌ها را به افراد تمام‌کننده ندهید و هر کدام از آن‌ها را در یک پروژه بگذارید، آنها قول می‌دهند آن پروژه را با بهترین کیفیت به شما تحویل دهند اما از نظر ظرفیت ذهنی و رویکرد ذهنی در مواجهه با تعداد زیادی پروژه ممکن است دچار چالش شوند و نتوانند آن کارآیی و نیروی لازم را داشته باشند.

نقش گروهی‌کارها (Team worker)

نقش گروهی‌کارها (Team worker) یا دیپلمات‌ها دسته بعدی هستند. آن‌ها همیشه برای هر کاری و همکاری با دیگران آماده‌اند، حتی اگر پروژه‌های دیگری هم در دست داشته باشند، به شما «نه» نخواهند گفت. البته تفاوت‌شان با اجراکارها در این است که این دسته بیشتر رویکرد ارتباطی و دیپلماسی دارند تا اجرای پروژه‌ها. در واقع آن‌ها افرادی هستند که می‌خواهند به دیگران کمک کرده و ارتباط‌شان را با دیگران حفظ کنند و در پروژه‌هایی هستند که به ارتباطات و دیپلماسی‌شان کمک می‌کند. گروه کارها اغلب افرادی هستند که با طمأنینه رفتار می‌کنند، دیگران هنگام بودن در کنار آن‌ها آرامش دارند، همیشه در مواقع اعتراضات، درگیری‌ها و چالش‌های تیمی سعی می‌کنند خوب بشنوند و حرف و نظرات دیگران را بپذیرند.

اگر در مواجهه با شکایت مشتریان و مخاطب‌ها باشند، آن‌ها را می‌پذیرند، سعه‌صدر به خرج می‌دهند و سعی می‌کنند از شکایت‌ها، فرصت ایجاد کنند. گروهی‌کارها افرادی هستند که در نقش دیپلماسی سازمان می‌توانند خیلی موفق باشند، سعی می‌کنند جلوی اصطکاک و تنش در روابط بین فردی را در گروه بگیرند، هر کاری می‌کنند تا این اصطکاک و تنش برطرف شود. اگر زمانی نیاز به کمک داشتید، بهترین کسانی که می‌توانند با آرامش و بدون هیجان و با دقت و طمأنینه به شما در تیمتان کمک کنند، به نوعی گروهی ‌کارها هستند، چرا که از تنش و درگیری فراری بوده و با آن مبارزه می‌کنند.

نقش متخصص‌ها (Specialists)

این گروه افرادی هستند که تخصصی در یک زمینه‌ی مشخص دارند، برنامه‌نویس هستند، گرافیست هستند، کار سخت افزاری انجام می‌دهند یا در زمینه گردشگری متخصص هستند و … به سختی می‌توان آن‌ها را در جلسات پیدا کنید و از جلسات گریزان هستند. لذت‌شان در این است که در حیطه‌ی خودشان و در تخصص خودشان کاملاً با دقت و تمرکز رفتار کنند، از اینکه وارد بحث‌ها و جلسات و چالش‌ها شوند، اصلا حس خوبی ندارند. تمرکز طولانی روی یک مسئله از ویژگی‌های افراد متخصص است، شاید ساعت‌ها کار کنند تا موضوعی را به نتیجه برسانند.

یکی از ویژگی‌های بارز نقش متخصص، مشورت دادن به دیگران است. دوست دارند آنچه که یاد گرفته‌اند و تجربیات‌شان را به دیگران انتقال دهند تا آن‌ها هم بتوانند در کسب و کارشان و در همراهی با تیم‌شان موفق شوند. این افراد توانایی شناختی بالایی برای تشخیص مسائل دارند، برای آنالیز، مقایسه، تحلیل شرایط و کنار هم گذاشتن مسائل توانایی ذهنی بالایی دارند و سعی می‌کنند با چیدمان‌های ذهنی و محاسبات ذهنی مسائل را حل کنند. به نوعی این افراد را می‌توانیم افراد خودجوش بنامیم که بدون اینکه مدیرشان دستوری دهد، به صورت خودجوش کاری را شروع می‌کنند. وظیفه خودشان را تا حد زیادی می‌دانند و سعی می‌کنند آن را تا جایی که ممکن باشد، انجام دهند.


نویسنده: سعید دهقانی