ضرورت و لزوم مدیریت تغییر

بازدیدها: ۳۱۰

. برای مدیریت موفقیت‌آمیزِ انتقال و تبدیل تهدیدهای تغییر به فرصت‌ها، سازمان‌ها باید نسبت به مدیریت تغییر منعطف و پذیرنده باشند.

. تغییر برنامه‌ریزی‌شده در صورت اجرای مؤثر می‌تواند از نظر کنترل هزینه‌ها، به حداقل رساندن خطرات، کاهش استرس و اضطراب از طریق کنترل عدم قطعیت‌ها مفید باشد.

. موفقیت روند مدیریت تغییر تا حد زیادی به برنامه‌ریزی مؤثر، تعیین اهداف، ابلاغ اهداف به افراد دخیل در آن و ایجاد چارچوب مورد نیاز برای تحقق اهداف یا نتایج مورد انتظار بستگی دارد.

سازمان‌ها برای پیشتازی در فضای رقابتی کسب‌وکار و کسب سود، توجه و تمرکز خود را به گسترش تجارت در سراسر جهان، دستیابی به برتری در فرآیندها و عملیات، اجرا و پیاده‌سازی ایده‌های نوآورانه در فن‌آوری و شناسایی یا توسعه استعدادهای مناسب معطوف کرده‌اند. تغییراتِ سریع صورت گرفته و روش‌هایی که در آن تغییرات بر استراتژی‌ها، افراد، سیاست‌ها و فرایندهای سازمان تأثیر گذاشته است، این ضرورت را ایجاد کرده که سازمان‌ها به‌وضوح یک چارچوب مدیریت تغییر مشخص و منسجم را برای تحقق اهداف استراتژیک ایجاد کنند. تغییر، اجتناب‌ناپذیر است و تنها می‌توان آن را مدیریت کرد. در صورت عدم وجود مدیریت تغییر صحیح، سازمان‌ها ممکن است دیگر وجود نداشته باشند.

در عصر جهانی شدن، سازمان‌ها با سرمایه‌گذاری‌های کلان در سرمایه انسانی و همچنین منابع فیزیکی، در آن سوی مرزهای فرهنگی فعالیت می‌کنند و به تغییرات فن‌آوری و اقدامات نوآورانه به‌منظور نفع مدیریت و رهبری اهمیت زیادی می‌دهند. ائتلاف و اتحاد‌های تجاری مانند ادغام، مالکیت، متنوع‌سازی، تصاحب و سایر اقدامات مشارکتی به بهترین روش‌های استراتژیک ترجیحی سازمان‌ها برای حفظ فشارهای شدید رقابت، از طریق انتقال افراد، فن‌آوری، فرآیندها و رهبری تبدیل شده‌اند. برای مدیریت موفقیت‌آمیزِ انتقال و تبدیل تهدیدهای تغییر به فرصت‌ها، سازمان‌ها باید نسبت به مدیریت تغییر منعطف و پذیرنده باشند.

با بهبود و ارتقای سطح آمادگی برای تغییر، سازمان‌ها می‌توانند مکانیسم سازگاری خود را تقویت کرده و شایستگی و صلاحیت‌های درونی خود را برای مواجهه با عدم قطعیت‌ها در آینده یا بسیاری از موارد تغییرپذیر ایجاد کنند. آمادگی یک سازمان برای مدیریت تغییر بر استراتژی‌های سازمانی و تصمیمات مربوط به سیاست و خط مشی آن تأثیر می‌گذارد، زیرا شامل یک رویکرد جامع، کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و اجرای مداخلات سیستمی است که به طور کلی بر سیستم، فرایندها، افراد و همچنین ساختار سازمانی تأثیر کلی خواهد گذاشت.

نوآوری در فن‌آوری و پیشرفت‌های تحقیقی، تقریباً فرصت‌هایی را برای فعالیت در هر نقطه‌ای از جهان ایجاد کرده است؛ تغییر در ساختار سازمانی و سلسله مراتب؛ تغییر در سیاست‌ها و قوانین منابع انسانی، منجر به مهندسی مجدد سازمانی و تغییر در شیوه کار کارمندان شده است.

برای پاسخگویی به تقاضاهای رو به رشد متغیر فعالیت‌های تجاری، سازمان‌های پویاتر و منعطف‌تر روش‌های جدید کاری مانند ساعات کار آزاد، دورکاری، فرصت‌های کار فردی، روش کار مجازی، برون‌سپاری عملیات تجاری و عملیات پروژه و غیره را تأیید کرده‌اند که فرصت‌های کافی را برای کارکنان فراهم می‌کند تا بر اساس راحتی و انعطاف پذیری خودشان کار کنند.

سازمان‌ها برای پاسخگویی به نوسانات یا تغییرات محیط کسب و کار تغییر می‌کنند. هرگونه تغییر برای دستیابی به نتایج موفقیت‌آمیز باید شامل برنامه‌ریزی جامع، رویکرد متمرکز و مشارکت ذی‌نفعان اصلی در کل فرایند باشد.

در هر سازمانی، افراد نقش بسیار حیاتی و مهمی در پیشبرد اهداف عالی کسب و کار دارند، زیرا آن‌ها ارزشمندترین دارایی محسوب می‌شوند. از این رو، تغییر در روش مدیریت نقش شغلی، اجرای مداخلات تسهیل‌کننده و آموزش افراد در مورد روش‌ها یا تکنیک‌های جدید، می‌تواند از نظر نرخ بازده سرمایه‌گذاری (Return On Investment به اختصار ROI)۱ نتایج چشمگیری درپی داشته باشد. نحوه مدیریت تغییر و یا پاسخگویی سازمان‌ها به تحولات تجاری تا حد زیادی به سازگاری اشخاص یا آمادگی افراد در درک تغییرات فرایندها و روش مدیریت شغلی بستگی دارد. روند مدیریت تغییر بسته به اهداف یا استراتژی‌های سازمان، ممکن است به‌طور مستقیم بر استراتژی‌های منابع انسانی سازمان تأثیر بگذارد.

یک روند مدیریت تغییر اصولی می‌تواند به کاهش خطرات مرتبط با افراد کمک کند. اگر این جنبه نادیده گرفته شود، ممکن است منجر به افزایش هزینه‌های کلی، کاهش بهره‌وری و همچنین اُفت انگیزه و افزایش میزان غیبت و فرسایش کارکنان شود. از این رو، این مسئله؛ ‌آمادگی کامل مدیریت و قدرت تصمیم‌گیری در درک ضرورت و لزوم مدیریت تغییر، فرایندهای اصلی درگیر در آن و درک روش‌های عملیاتی مرتبط با آن را بهبود می‌بخشد.

تغییر برنامه‌ریزی‌شده در صورت اجرای مؤثر می‌تواند از نظر کنترل هزینه‌ها، به حداقل رساندن خطرات، کاهش استرس و اضطراب از طریق کنترل عدم قطعیت‌ها مفید باشد. این کار به تنظیم نقاط عطف جدید، تعیین اهداف، تعیین اولویت‌ها و شناسایی محدودیت‌ها برای هدایت برتری در ابتکارات جدید کمک می‌کند.

مدیریت تغییر کارآمد به سازمان‌ها کمک می‌کند تا نیازهای متغیر مشتری را درک کنند و خواسته‌ها و انتظارات آن‌ها را بسیار بهتر برآورده کنند، زیرا الزامات کاملاً در آن مشخص شده‌اند. مدیریت تغییر روزانه بر عملکرد یک سازمان تأثیر نمی‌گذارد، بلکه به‌طورهمزمان با اجرای برنامه‌ریزی صحیح و مناسب عمل می‌کند و زمینه‌ای برای ایجاد بهترین شیوه‌ها، تعریف چارچوب عملیاتی و مقررات برای افراد، فرایندها و سیستم ایجاد می‌کند. این امر افراد را در کل فرآیند درگیر می‌کند و انگیزه آن‌ها را برای کار در جهت تحقق یک هدف یا مقصود مشترک ایجاد می‌کند و از طریق اقدامات مشترک و مشارکت در فرآیندها به‌عنوان یک نتیجه عالی در عملکرد ارائه می‌دهد. در این راستا، تحقیقات بر این واقعیت صحه می‌گذارند که سازمان‌هایی که دارای روند مدیریت تغییر مثبت و پابرجا هستند، در رسیدن به اهداف تجاری یا دستیابی به تعالی در نتایج پروژه خود، بسیار موفق‌تر عمل می‌کنند.

مدیریت تغییر کارآمد، کلید تحقق اثربخشی عملیاتی است که در ایجاد خوش‌بینی در محیط سازمانی نقشی اساسی ایفا می‌کند و نتایج جامعی دارد و دستیابی به نتایج را با تعریف معیارهای برتر و تلاش در جهت تحقق معیارهای تعیین‌شده ممکن می‌کند.

تغییر سازمانی بر شیوه تفکر رهبری تأثیر می‌گذارد و ممکن است با استقرار سیستم‌ها و فرایندهای موجود، ایجاد یک چارچوب یکپارچه برای دستیابی به اهداف توسعه‌ای با مشارکت کامل افراد در مراحل انتهایی تا پایان چرخه مدیریت تغییر، منافع را بهینه کند.

از این رو، برای نتیجه‌گیری شاید ذکر این نکته مناسب باشد که مدیریت تغییر یک رویکرد برنامه‌ریزی شده و یکپارچه است که شامل پشتیبانی ذی‌نفعان اصلی از نظر تمایل و همچنین آمادگی برای تغییر از وضعیت موجود امور به یک وضعیت اصلاح‌شده از طریق پذیرش تغییر و مشارکت صمیمانه در کل فرایند باشد.

موفقیت روند مدیریت تغییر تا حد زیادی به برنامه‌ریزی مؤثر، تعیین اهداف، ابلاغ اهداف به افراد دخیل در آن و ایجاد چارچوب مورد نیاز برای تحقق اهداف یا نتایج مورد انتظار بستگی دارد.


۱) نرخ بازده سرمایه‌گذاری، نرخ بازگشت سرمایه یا بازده سرمایه همه به یک معنا و مفهوم اشاره دارند، در ساده‌ترین تعریف، نرخ بازده سرمایه‌گذاری معیار و نرخی است که با استفاده از آن کارایی و نتیجه‌بخش بودن یک سرمایه‌گذاری ارزیابی می‌شود.

مترجم و نویسنده: اعظم داودی

منبع:

The article is Written By “Prachi Juneja” and Reviewed by Management Study Guide Content Team

One thought on “ضرورت و لزوم مدیریت تغییر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *