آینده‌پژوهی؛ مفاهیم مهم و انواع آن

بازدیدها: ۵۳۰

رشته جدید آینده‌پژوهی (Futures Studies) از تمرکز بر پیش‌بینی آینده پا را فراتر نهاده و به کاوش در آینده‌های جایگزین گسترش یافته و به بررسی جهان‌بینی و اسطوره‌شناسی‌ها که زیربنای آینده‌های ممکن، محتمل، مرجّح و مطلوب است، تعمیق یافته است. این نوشتار یک چارچوب مفهومی برای مطالعه آینده ارائه می‌دهد. شایان ذکر است؛ مطالعات موردی حاصل از انواع مطالعات پیش‌بینانه سازمانی، نهادی و ملی برای نشان دادن نظریه‌ها و روش‌ها استفاده می‌شوند. چهار نوع آینده‌پژوهی مهم وجود دارد.

آینده‌پژوهی مطالعه سیستماتیک آینده‌های ممکن، محتمل، مرجّح و مطلو باز جمله جهان‌بینی‌ها و رازها است که مبنا و زمینه‌ساز هر آینده‌ای هستند. آینده‌پژوهی از نیروهای خارجی مؤثر بر آینده – طالع‌بینی و غیب‌گویی- به سمت ساختار (الگوهای تاریخی تغییر، افت و خیز ملت‌ها و سیستم‌ها) و نمایندگی (مطالعه و خلق تصاویر مطلوب از آینده) تغییر کرده است. آینده‌پژوهی به‌طور مشتاقانه‌ای توسط گروه‌های برنامه‌ریزی در سازمان‌ها و ملت‌ها پذیرفته شده است. هنوز تفاوت‌های آشکار و مبرهنی بین برنامه‌ریزی و چارچوب‌های آینده وجود دارد. هدف برنامه‌ریزی (Planning) کنترل و نزدیکی به آینده است. در حالی که آینده‌پژوهی در صدد باز کردن آینده و تغییر از آینده به آینده‌های بدیل است. جهت درک آینده، طیف وسیعی از روش‌های الگو و نمونه وجود دارند. برای مثال، این روش‌ها شامل تحلیل مسائل نوظهور، تحلیل گروهی سنی، تحلیل لایه‌ای علت‌ها و سناریوها می‌باشد. این روش‌ها از انواع مختلف مطالعات آینده (آینده‌پژوهی‌ها) برگرفته شده‌اند. چهار نوع آینده‌پژوهی مهم وجود دارد که عبارتند از:

نوع اول، آینده‌پژوهی پیش‌بینانه (Predictive Futures Studies) است که بر مبنای علوم اجتماعی تجربی است. در آینده‌پژوهی مبتنی بر پیش‌بینی، زبان خنثی فرض می‌شود و در پدید آمدن جهان واقعی مشارکت ندارد. زبان صرفاً به توصیف واقعیت می‌پردازد و یک پیوند نامرئی بین نظریه و داده است. پیش‌بینی، مبتنی بر این فرض است که بر جهان جبرگرایی حاکم است و آینده را می‌توان شناخت. این دیدگاه برای کارشناسان (برنامه‌ریزان و تحلیل‌گران سیاست و هم‌چنین آینده‌پژوهانی که به پیش‌نگری امور می‌پردازند)، اقتصاددانان و ستاره‌بینان مزیت محسوب می‌شود. آینده تبدیل به حوزه‌ای تخصصی و مکانی جهت شبیه‌سازی می‌شود. به‌طور کلی، گفتمان راهبردی در این چارچوب بیش از همه با اطلاعات ارزشمند سر و کار دارد، زیرا زمان مناسب و دامنه پاسخ‌های مقابله با دشمن (یک کشور یا شرکت رقیب) را ارئه می‌کند. پیش‌نگری خطی تکنیکی است که بیش از سایر تکنیک‌ها به‌کار گرفته می‌شود. از سناریوها به جای آن که جهت پیشنهاد دیدگاه‌ها و جهان‌بینی بدیل استفاده شود، به‌عنوان انحراف‌های جزئی از هنجار و عرف استفاده می‌شود.

نوع دوم، آینده‌پژوهی تفسیری/ تعبیری (Interpretive Futures Studies) است که نه‌تنها براساس پیش‌بینی آینده نیست بلکه برمبنای درک تصاویر آینده و بصیرت یافتن می‌باشد. حقیقت نسبی فرض می‌شود و زبان و فرهنگ دوشادوش هم در خلق جهان واقعی مشارکت دارند. ما از طریق مقایسه و ارزیابی تصاویر متفاوت ملی یا جنسیتی یا قومی از آینده به بصیرت‌هایی درباره‌ی شرایط انسانی دست می‌یابیم. این نوع آینده‌پژوهی کم‌تر فنی است و اسطوره‌شناسی در آن اهمیتی معادل با ریاضیات دارد. یادگیری از هر مدل، در بافت جستجو برای روایت‌های جهانی که قادر به بیان ارزش‌های پایه و محوری انسان باشد، مأموریت اصلی این رویکرد معرفت‌شناختی است. در حالی که چشم‌اندازها در اغلب موارد در محور این رویکرد تعبیری قرار دارند، نقش ساختار نیز مهم است که توسط طبقه، جنسیت یا دیگر ابعاد روابط اجتماعی دسته‌بندی می‌شود.

نوع سوم، آینده‌پژوهی انتقادی (Critical Futures Studies) است که از تفکر پساساختاری برگرفته شده است. این نوع مطالعات بر پرسش این سؤال متمرکز هستند که چه کسی از تحقق آینده‌های خاص سود می‌برد و کدام روش‌ها، مخصوص انواع خاصی از مطالعات آینده (آینده‌پژوهی‌ها) است. هدف آینده‌پژوهی نقادانه و انتقادی؛ پیش‌بینی یا مقایسه نیست، بلکه جستجوی واحدهای مسأله‌ساز تحلیل و عدم تعریف آینده است. ما به پیش‌بینی جمعیت نمی‌پردازیم، بلکه به این امر می‌پردازیم که چگونه عامل جمعیت در گفتمان مطرح می‌شود. برای مثال، می‌پرسیم: چرا جمعیت به جای جامعه یا مردم؟ نقش دولت و دیگر اشکال قدرت در خلق گفتمان‌های آمرانه و اقتدارگرا در درک چگونگی تبدیل شدن یک آینده‌ی خاص به امری مسلط، محوری و مرکزی است. هدف تحقیق انتقادی برهم‌زدن روابط فعلی قدرت از طریق مسأله‌سازی درباره‌ی دسته‌بندی‌ها و یادآوری حوزه‌های دیگر، سناریو‌های آینده، است.

نوع چهارم از انواع آینده‌پژوهی، یادگیری عملی مشارکتی (یادگیری حین عمل/ Anticipatory Action Learning) است. این رویکرد به‌مراتب دموکراتیک‌تر بوده و براساس توسعه آینده خود ذی‌نفعان و فرضیات آن‌ها نسبت به آینده می‌باشد (برای مثال، اگر آینده خطی یا دوره‌ای باشد). در آینده‌پژوهی نوع یادگیری حین عمل، کلید و محور کار توسعه‌ی تخمین‌های محتمل، ممکن و مرجح آینده براساس دسته‌بندی‌های ذی‌نفعان است. آینده از طریق مشارکت عمیق ساخته می‌شود. در نتیجه آینده در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که به آن علاقه‌مندند. علاوه بر این، پیش‌بینی یا چشم‌انداز کامل و بی‌نقصی وجود ندارد. آینده به‌طور مستمر مورد بازنگری و پرسش قرار می‌گیرد. نه تنها محصول، نظام تحویل یا فرایند مورد پرسش قرار می‌گیرد، بلکه در مورد تصویر آینده نیز پرسش می‌شود. چه کسی مالک آن است؟ چگونه در سازمان گردش می‌یابد؟ آیا چشم‌انداز ساز است؟ آیا یک بیانیه‌ی رسمی چشم‌انداز وجود دارد و اگر وجود دارد آیا به هدایت تصمیم‌گیری می‌پردازد یا صرفاً تشریفاتی است؟

اگر بخواهیم حالت آرمانی برای آینده‌پژوهی در نظر بگیریم در این صورت فرد باید تلاش کند از تمام انواع آینده‌پژوهی استفاده کند. برای مثال، اگر نیاز به پیش‌بینی جمعیت حس شود باید این سؤال مطرح شود که چگونه فرهنگ‌های متفاوت به مسأله جمعیت می‌نگرند. هم‌چنین باید به ساختارشکنی ایده‌ی جمعیت و تعریف آن نه‌تنها به عنوان یک مسأله زیست بومی در جهان سوم، بلکه ارتباط آن با الگوهای مصرف جهان اول بپردازد. سرانجام، از افراد و جوامع پرسیده شود که چگونه جمعیت این چرخه را کامل می‌کنند. آنگاه تحقیقات تجربی باید در همان بافت علم تمدنی که از آن ظاهر شده قرار گیرد و سپس از منظر تاریخی ساختارشکنی شود تا نشان دهد کدام عناصر یک رویکرد خاص از دست می‌دهند و از بین می‌روند. نکته حائز اهمیت این است که فرایند باید مشارکتی و مکرر باشد.

درنهایت، اگرچه مطالعات آینده (آینده‌پژوهی) عمدتاً در مورد مطالعه آینده است، دلایل اصلی مطالعه نه‌تنها آکادمیک می‌باشد، بلکه می‌تواند در رابطه با تبدیل آینده نیز باشد؛ به‌طوری که بتوان یک دنیای پایدارتر ایجاد کرد (معرفت‌شناسی و روش‌شناسی).


مترجم و نویسنده: اعظم داودی

4 thoughts on “آینده‌پژوهی؛ مفاهیم مهم و انواع آن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *