ایدئولوژی لیبرالیسم – قسمت دوم

در مقاله پیشین به توضیح عناصر و مولفه های شاخص در ایدئولوژی لیبرالیسم همچون آزادی، برابری و عقلگرایی پرداخته شد. در مطلب کنونی به شرح سایر مولفه‌ها در ایدئولوژی لیبرالیسم همچون فردگرایی، رضایت و . . . می‌پردازیم.

فردگرایی در کنار آزادی از ارکان اصلی لیبرالیسم به شمار می‌آید. در ایدئولوژی لیبرالیسم فرد از نظر هستی شناختی دارای اصالت است و سرچشمه تمامی ارزش‌ها، حقوق و معارف محسوب می‌شود. در بررسی عوامل شکل‌گیری تفکر فردگرایانه که تبلور آن را در لیبرالیسم شاهد هستیم، به چند مساله تاریخی باید رجوع کرد. جریان اصلاح دینی ، نهضت اومانیسم ، فلسفه عقل‌گرایی و جریان طبیعت گرایی.

در جریان اصلاح دینی فردیت در شکل دینی مطرح می‌شود و برای تمامی انسان‌ها این مساله که خود می‌توانند تعالیم دینی را مورد بررسی قرار دهند مطرح شد، چرا که تا آن زمان فقط برخی از افراد جامعه امکان دسترسی به تعالیم دینی را داشتند. نهضت اومانیسم (انسان‌گرایی) نیز با در مرکزیت قرار دادن انسان در جهان هستی راه را برای توجه به فردیت انسانی هموار ساخت. جریان خردگرایی فرد را به مشارکت در به کمال رساندن خود از طریق عقل و استدلال منطقی فراخواند و در جریان طبیعت گرایی نیز به فرد انسانی و نیازهای او به عنوان اصلی طبیعی نگریسته شد.

اندیشه فردگرایانه مطرح در ایدئولوژی لیبرالیسم از جهت فلسفه اخلاق ریشه در مکتب سودانگاری (Utilitarianism) دارد. پیروان این مکتب معتقدند که انسان در جهان به دنبال نفع فردی خویش است و بر همین اساس تمام استعدادها و نیروی خود را در جهت خدمت به خود به کار می‌گیرد و با توجه به این مساله است که اظهار می‌دارند هر انسانی خودش بهتر می‌داند که نفعش در چیست؟ از نظر آن‌ها خیر و نفع جامعه زمانی است که هرکس به دنبال خیر و نفع خود باشد.

در بحث از لیبرالیسم نیز فرد و حقوق او مقدم بر هر چیزی است و زمانی که حکومت یا دولتی تشکیل می‌شود باید در خدمت فرد و منافع فرد باشد. همانطور که اشاره شد فرد از اصالت برخوردار است و تنها به این دلیل که افراد بهتر به اهداف فردی خود برسند گرد هم آمده و دولت تشکیل داده‌اند. در فردگرایی لیبرالیستی مفاهیم جمع‌گرایانه همچون منافع عمومی، آرمان‌های مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و . . . مانند این‌ها هیچ نقشی ندارند.

فردگرایی لیبرال انسان‌ها را به مثابه اعضای یک پیکر واحد نمی‌شناسد بلکه هویت هر انسانی کاملا مجزا از سایر انسان‌ها و در حصار فردیت و ذهنیت فردی است و جدایی و تمایز، اساس و هویت آن را شکل می‌دهد.

هدفی که لیبرالیسم دنبال می‌کند شکل‌گیری جامعه‌ای است که در آن افراد بتوانند تمامی استعدادها و توانایی‌های خود را شکوفا کنند و از این طریق رشد کنند. از این منظر لیبرالیسم از نظر اخلاقی بی‌طرف است و به دنبال وضع کردن قوانینی است که به هر فرد انسانی اجازه داده شود تا تصمیم‌های اخلاقی را با توسل به فردیت خود انجام دهد.

در تفکر لیبرالی، انسان‌ها قبل از اینکه در درون مناسبات اجتماعی قرار بگیرند از سلسله حقوق و توان معرفتی برخوردارند که جامعه هیچ نقشی در آن ندارد. بر همین اساس جامعه حق سلب و یا نقض و محدود ساختن آن‌ها را ندارد. اندیشه لیبرالی تامین رفاه، آسایش، آزادی، امنیت، نیکبختی و . . . فرد را هدف حکومت قلمداد می‌کند.

لیبرالیسم به طور کلی گرایش و تفکری سیاسی به شمار می‌رود که اصول کلی آن عبارتند از آزادی بیان عقاید، تفکیک قوا، جامعه مدنی، نظارت مردم بر حکومت، تمایز حوزه خصوصی و عمومی، مقاومت در برابر قدرت، حق مالکیت خصوصی، برابری و جدایی کلیسا از دولت.

از دیگر مولفه‌های لیبرالیسم موضوع مدارا است. منظور از مدارا فراهم کردن شرایطی در جامعه است که به تمامی افراد اجازه داده شود تا آنگونه که می‌اندیشند، حرف بزنند و عمل کنند. مدارا اصلی است که از طریق آن هم آزادی فردی تضمین می‌شود و هم شرایطی برای توسعه اجتماعی فراهم می‌شود. اصل مدارا باعث رواج آزادی اندیشه شده و به‌واسطه ایجاد فضای بحث و گفت و گو باعث می‌شود تا پیشرفت فکری بهبود و توسعه یابد.

رضایت نیز از دیگر شاخص‌های مطرح در ایدئولوژی لیبرالیسم است که در این دیدگاه مساله اقتدار و روابط اجتماعی باید بر اساس رضایت و موافقت از سر میل باشد. بر این اساس حکومت‌ها نیز باید بر اساس رضایت حکومت شوندگان تشکیل شوند. لیبرال‌ها طرفدار حکومت مردم سالار هستند و از نماینده‌گزینی حمایت می‌کنند.

تساهل و تسامح از ارزش‌های لیبرالیسم به شمار می‌آیند که در تمامی مولفه‌های آن به چشم می‌خورند. تساهل معنای به نرمی و آسانی رفتار کردن دارد و تسامح به معنای کنار آمدن با نظرات دیگران در کمال بزرگواری است. تساهل و تسامح در جامعه به معنای اظهار عقیده از روی آگاهی و سعه‌صدر است در شرایطی که آرا و نظرات مخالف وجود دارد و بر این اساس وجود تکثر در نظرات و تنوع عقیده به شکل مطلوب پذیرفته می‌شود.


منابع:

  • هیوود، اندرو، سیاست، عبدالرحمن عالم، تهران، چاپ نهم، نی
  • دیلینی، تیم، نظریه های کلاسیک جامعه شناسی، بهرنگ صدیقی- وحید طلوعی، تهران، چاپ دوازدهم، نی
  • هوگارد، مارک، لیبرالیسم، پری آزرم وند، اطلاعات سیاسی – اقتصادی مرداد و شهریور ۱۳۸۳ شماره ۲۰۳ و ۲۰۴ از صص ۱۴۶-۱۵۷
  • پلامناتز، جان، لیبرالیسم، خشایار دیهیمی، فلسفه و کلام ، ناقد، اسفند ۱۳۸۳ شماره ۱ از صص ۵۷-۱۲۰

نویسنده: نفیسه رضوانی زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *