تلاش رژیم صهیونیستی برای یارگیری در منطقه (بخش اول)

مدتیست که سران رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای عربی منطقه در تلاشی بی‌سابقه شروع به عیان کردن ارتباطات عمیق خود با رژیم صهیونیستی کرده‌اند که واکنش‌های متفاوتی را در بین کشورهای دنیا به همراه داشته است. در این نوشتار به بررسی ابعاد مختلف این ماجرا می‌پردازیم.

رژیم صهیونیستی به دنبال کاهش مشکلات داخلی و بین المللی خود در تلاش است، رابطه‌های پنهانی با برخی از کشورهای عربی را علنی کند. سؤال اینجاست که رژیم صهیونیستی چه منافعی را در پی این اقدام برای خود متصور است. نکته قابل تأمل در رویکردهای سیاسی و دیپلماسی سران رژیم صهیونیستی اشتباهات راهبردی زیادیست که آنان در طول تاریخ کوتاه رژیم خود مرتکب شده و رفته‌رفته خود را به بحران نزدیک کرده‌اند.

یکی از مهمترین دلایل این اشتباهات راهبردی، تناقض شدید ارتباطات بین‌المللی در چارچوب ارتباطات برد برد تا ایدئولوژی‌های حاکم بر رژیم صهیونیستی است. از همین رو، اقداماتی که می‌تواند جایگاه این رژیم را در مجامع بین المللی بهبود بخشد با روح حاکم بر تفکرات و اعتقادات و باورهای حاکمان این رژیم تفاوت‌های فاحش داشتند و به همین علت این اقدامات به شکل نادرست و پرحاشیه‌ای انجام می‌پذیرد که به شکل ساختاری نمی‌تواند جایگاه این رژیم در سطح بین المللی را بهبود بخشد.

تلاش اخیر سران این رژیم در ارتباط آشکار با سران برخی از کشورهای عربی اشکالات ساختاری زیادی دارد که باعث می‌شود نه تنها هیچ یک از اهداف تعیین شده برای این اقدامات عملی نشود، بلکه مشکلات فراوان‌تری را برای سران این رژیم به ارمغان آورد و آینده‌ی رژیم را مبهم‌تر از گذشته کند. این مشکلات ناشی از اشتباه در تحلیل‌های راهبردی سران رژیم صهیونیستی از منطقه و شرایط حاکم بر آن است.

یکی از اهداف رژیم صهیونیستی از آشکار کردن ارتباط با سران کشورهای عربی این است که به زعم خود رویارویی تاریخی این رژیم با محور مقاومت و مردم منطقه از مرزهای سیاسی این رژیم دور شده و امنیت از دست رفته این رژیم احیا گردد. نکته حائز اهمیت در این میان، این است که کشمکش بین رژیم صهیونیستی و محور مقاومت در منطقه و جهان ذاتاً جنگ ایدئولوژی است، اما نگاه سران این رژیم به این مجادله جنگ سرزمین است. در جنگ ایدئولوژی به مرزهای سیاسی یک رژیم با هم پیمانانش اهمیتی داده نمی‌شود و این مجادله نمی‌تواند با توسعه هم‌پیمانان یا توسعه مرزهای سیاسی به پایان برسد، در این نبرد هم‌پیمانان سیاسی و اقتصادی خواهند بود. در دید طرف مقابل جایگاهی برای مقابله پیدا نخواهد کرد. هرچند که از دید طرف مقابل طرد می‌شوند، اما طرف مقابل رژیم صهیونیستی بر مبنای دیدگاه ایدئولوژی به مقابله می‌پردازد و هدف اصلی را با جنگ سرزمین جایگزین نمی‌کند، چراکه این دو به‌شدت متفاوت از هم هستند. اگر موضوع اصلی مناقشه رژیم صهیونیستی با محور مقاومت «جنگ سرزمینی» بود، سال‌ها پیش این مسأله یا حل شده بود یا به دست فراموشی سپرده می‌شد.

از طرف دیگر سران کشورهای عربی که امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی با افتخار از آشکار شدن روابط با آن‌ها سخن می‌گویند، شجاعت لازم برای تبدیل شدن به سپر بلای رژیم صهیونیستی در برابر طیف وسیع مخالفان این رژیم را نداشته و این حمایت روی کاغذ و در گفتار باقی خواهد ماند. ‌

سران رژیم صهیونیستی باید با واقعیت‌های دنیای کنونی مواجه شوند، این در شرایطی است که به خاطر ترس از مواجه با این واقعیت‌ها، رژیم صهیونیستی با شوک آینده مواجه شده است. تنها چیزی که در این برهه می‌تواندتا حدودی به بقای این رژیم کمک کند، تجدیدنظر و بازنگری در ایدئولوژی‌های حاکم بر این رژیم است. ایدئولوژی‌هایی که با واقعیت‌های موجود در جهان امروز همخوانی داشته باشد. هرچند که سابقه‌ی رفتار و عملکرد سران این رژیم این اتفاق را به‌شدت دور از انتظار کرده و در عوض فروپاشی از درون برای این رژیم را به ذهن متبادر می‌کند.

در ادامه به بررسی ابعاد دیگری از این موضوع خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.


نویسنده: محسن شیروانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *