داروینیسم اجتماعی و اخلاق

. بر اساس نظریه داروینیسم اجتماعی، افراد یا جوامعی که از اصول اخلاقی ضعیف یا اشتباهی پیروی می‌کنند محکوم به نابودی هستند.

. اگر سرعت رشد جامعه در جنبه‌های مختلف متناسب با رشد اخلاقی آن نباشد، جامعه دچار ناهنجاری می‌شود.

. ساختار به‌گزینی نظام خلقت، فارغ از نگاه عقل‌گرایی از دیدگاهتجربه‌گرایان نیز مورد تایید قرار می‌گیرد.

همان‌طور که در مقاله قبلی راجع به داروینیسم اجتماعی آورده شده، رویکردهای افراطی در استفاده از نظریه داروینیسم اجتماعی به‌عنوان یک ابزار، باعث شده جبهه‌گیری‌های فراوانی را در برابر این نظریه شاهد باشیم. اگر داروینیسم اجتماعی را بدون پیش‌داوری و پیش‌زمینه‌های فکری منفی نسبت به آن مورد بررسی قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که داروینیسم اجتماعی به‌عنوان ابزاری برای شکل‌دهی بهتر به ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می‌تواند بسیار مفید و سازنده باشد. در این بین، مسأله مهم رویکردها برای استفاده از این ابزار بسیار حائز اهمیت است. بر همین اساس، با چنین نگاهی به داروینیسم اجتماعی می‌توان از این نظریه برای طراحی ساختاری بهتر در موضوع اخلاق و پیشرفت اخلاقی در جوامع بشری استفاده کرد.

داروینیسم اجتماعی یا نظریه به‌گزینی بیان می‌کند پدیده‌های ناقص و ضعیف اگر مسیر رشد، توسعه و رفع نواقص را دنبال نکنند به حکم طبیعت محکوم به نابودی و زوال هستند. از جمله پدیده‌هایی که در اجتماع مهم و بنیادین ارزیابی می‌شوند مباحث اخلاقی و ارتباطات اجتماعی افراد است. یکی از مهم‌ترین خصلت‌های نوع بشر برای گسترش ارتباطات، موضوع اخلاق است. بر اساس نظریه داروینیسم اجتماعی، افراد یا جوامعی که از اصول اخلاقی ضعیف یا اشتباهی پیروی می‌کنند محکوم به زوال و نابودی هستند، مگر آنکه ضعف‌های موجود در نظام اخلاقی خود را برطرف کرده و در کنار توسعه جوامع انسانی در دیگر ابعاد در بُعد اخلاقی نیز، خود و جامعه پیرامون خود را توسعه دهند.

با نگاهی به تاریخ در می‌یابیم که ساختار به‌گزینی نظام خلقت، فارغ از نگاه عقل‌گرایی از دیدگاه تجربه‌گرایان نیز مورد تایید قرار می‌گیرد، چرا که در طول تاریخ، جوامع بی‌شماری یافت می‌شوند که در روند رشد و توسعه خود در یک یا چند موضوع با نقص و ضعف روبه رو بوده و به جهت پافشاری بر موضع خود و در اثر همان ضعف‌ها رفته‌رفته راه زوال و نابودی پیش گرفته‌اند. با بررسی دقیق‌تر این مفهوم در می‌یابیم که در اثر پیشرفت انسان و جوامع بشری روش‌ها و عاداتی که شاید تا دیروز پسندیده و کارآمد بودند به جهت پیچیده‌تر و حساس‌تر شدن شرایط امروز دیگر کاربردی نداشته و به همین علت استفاده یا پیروی از آن پسندیده نیست، چرا که باعث عقب‌افتادگی و رنج انسان می‌شود. لازم به ذکر است این نظریه مؤید نسبیت در اخلاق نیست. آنچه که در این نظریه مورد بررسی قرار می‌گیرد رویکردهای استفاده از ابزارهای مورد تایید در زمانه خود برای رسیدن به ارزش‌های مختلف از جمله ارزش‌های اخلاقی است.

 در زمینه اخلاق، آنچه که مطلق است، ارزش‌های اخلاقی است اما ابزارها و رویکردهای اخلاقی در طول تاریخ و در بین تمدن‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد که این خود ناشی از ذات ابزارها در هر زمینه و موضوعی است. بنابراین تغییر در ابزارها و رویکردهای رفتاری برای رسیدن به ارزش‌های اخلاقی امری کاملا منطقی و خلل‌ناپذیر است. بر همین اساس در هر دوره و زمان می‌بایست رویکردها و ابزارهای رفتاری برای رسیدن به ارزش‌های اخلاقی مورد بازنگری‌هایی عمیق و به دور از تعصب قرار گیرد تا متضمن رشد و پیشرفت بشریت در رسیدن به ارزش‌های اخلاقی و اهداف والای زندگی بشری باشد. در این بین هر چه که سرعت رشد جوامع بشری بیشتر شود، در صورتی که رشد اخلاقیات متناسب با دیگر جنبه‌های پیشرفت آن جامعه نباشد رفته رفته آن رویکردها و ابزارهای اخلاقی گذشته در شرایط امروزی به شکل ناهنجاری بروز پیدا می‌کند و باعث ورشکستگی اخلاقی آن جامعه شده و بنیان‌های آن را با فروپاشی مواجه می‌سازد. برای مثال، در گذشته برده‌داری امری خارج از قواعد اخلاقی به شمار نمی‌آمد اما رفته‌رفته و با توسعه جوامع این رویکرد به شکل یک ناهنجاری رفتاری بروز کرد و جوامع بشری برای مصون ماندن از فروپاشی اجتماعی ناشی از آن، نگاه خود به این سنت را تغییر داده و رویکردهایی متناسب با دنیای کنونی انتخاب کردند. آنچه که باید مورد توجه قرار داد این است که تکامل اخلاقی موضوعی نیست که بتوان حد و نهایتی برای آن متصور بود و باید همگام با پیشرفت در زمینه‌ها و ابعاد دیگر جوامع بشری سهم متناسبی برای تکامل اخلاقی جامعه در نظر داشت.

بر همین اساس، شما چه رویکردها و ابزارهای رفتاری را در جامعه امروز خود می‌شناسید که با شرایط کنونی جامعه شما هم‌خوانی نداشته و مربوط به گذشته است؟ لطفاً در رابطه با این موضوع نظرات خود را با ما در میان بگذارید.


نویسنده: محسن شیروانی

* برای فهم و درک بهتر، مطلب «نظریه ابزار، ارزش و هدف» مطالعه شود.

8 thoughts on “داروینیسم اجتماعی و اخلاق

  • 2020-10-19 در t 10:42 ق.ظ
    Permalink

    ممنون از مطلب خوبتون و دید متفاوت شما نسبت به کارشناسان دیگر.

    پاسخ دادن
  • 2020-10-19 در t 10:48 ق.ظ
    Permalink

    رویکرد برنامه‌های فرهنگی و آموزشی متناسب با چالش‌ها و نیازهای اجتماعی به تغییر نیاز دارد. توسعه تکنولوژی، تغییر جبهه فعالیت دشمن، شبه افکنی، تغییر نیازها و سرعت بالای انتشار مطالب از عوامل اصلی تغییر در وضع فرهنگی جامعه می‌باشند. با وجود توسعه فناوری‌های نوین، جامعه ماز از این موارد به درستی استفاده نمی‌کند.

    پاسخ دادن
  • 2020-10-19 در t 10:48 ق.ظ
    Permalink

    یکی از مواردی که در جامعه وجود داره و فکر میکنم معضل جامعه باشه به نوعی خرافه و خرافه پروری هستش که آسیب‌های زیادی رو خانواده‌ها وارد کرده.

    پاسخ دادن
  • 2020-10-19 در t 11:13 ق.ظ
    Permalink

    استفاده افراطی از بعضی ابزار ها برای رسیدن به ارزش ها به تنهایی معضل بزرگی است.
    مثلاً تعارفات بی جا که به معنی احترام گذاشتن تلقی می شود، گاهی افراد را دچار سو تفاهم می کند.
    مسلماً از بین بردن عادات غلط رفتاری به طور ناگهانی اتفاق نمی افتد و نیاز به برنامه ریزی دقیقی دارد که از عهده اندیشمندان و کارشناسان هر جامعه ای بر می آید.

    پاسخ دادن
  • 2020-10-20 در t 3:48 ب.ظ
    Permalink

    سلام
    ممنون از این مطلب جالب و بحث برانگیز.
    در رابطه با سوال مطرح شده در آخر مقاله لازم است بگویم به عنوان مثال رفتار هایی تحت عنوان مرد سالاری در گذشته، کم کم با توجه به شرایط، از بین رفتند و تعامل، مشورت و همراهی بین زن و مرد جایگزین آن شد. فکر میکنم این مثال برای سوال مطرح شده جواب مناسبی است.

    پاسخ دادن
    • 2020-10-21 در t 10:45 ق.ظ
      Permalink

      سپاس از توجه و پاسخ شما، خوشحالیم که مطلب را دوست داشتید.

      پاسخ دادن
  • بازپینگ: داروینیسم اجتماعی – اندیشکده مشیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *