سیر تحول آموزش و پرورش در تاریخ باستان (بخش دوم، ایران باستان)

بازدیدها: ۱۹۸

دوران ایران باستان، از دوران تشکیل دولت مادها تا پایان حکومت ساسانیان و حمله اعراب به ایران در نظر گرفته می‌شود. در این دوران حکومت‌هایی همچون مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان بر ایران حکومت می‌کردند.

تعلیم و تربیت در دوران مادها:

مادها قومی ایرانی از تبار آریایی بودند که بخش غربی فلات ایران را برای اسکان برگزیدند و پایتخت آن‌ها هگمتانه (همدان) نام داشت؛ آن‌ها توانستند در اوایل قرن هفتم قبل از میلاد اولین دولت ایرانی را تأسیس کنند. از نحوه تعلیم و تربیت در این دوران اطلاعات زیادی در دست نیست ولی می‌توان تا حدی تعلیم و تربیت مادها را از تعلیم و تربیت هخامنشیان حدس زد، چرا که تمدن هخامنشیان از تمدن مادها بسیار تأثیر گرفته است. مادها، الفبای ۳۶ حرفی خود را با تأثیر از خط میخی آشوری‌ها ساختند؛ این خط میخی از مادها به پارسی‌ها رسید. ماد، تمدنی بود که باعث استفاده از کاغذ پوستی و قلم و حذف لوح گلی در نوشتار شد. آن‌ها اهمیت زیادی به آموزش می‌دادند و مانند بسیاری از تمدن‌های باستان، آموزش آن‌ها در مورد طبیعت و کشت و کار و همچنین مسائل اخلاقی و دینی بوده است.

تعلیم و تربیت در دوران هخامنشیان:

به نقل از پایگاه راسخون: در سال ۷۰۰ قبل از میلاد، پارس‌ها که تیره‌ی دیگری از اقوام آریایی بودند، دولت کوچکی به ریاست هخامنش در ولایت شوش که در آن وقت انشان یا انزان نامیده می‌شد، برپا کردند. پسر او به نام جیش پیش «Jeyspeys» (جیش پیش، ۶۷۵ – ۶۴۹ ق. م.) خود را پادشاه انشان خواند و مقارن ضعف الام و ماد، سرزمینی را که امروز پارس نامیده می‌شود را تصرف کرد. از دودمان هخامنشی شاخه‌ای در پارس و شاخه‌ای دیگر در انشان فرمانروایی داشتند تا نوبت به کمبوجیه رسید که بر هر دو قسمت تسلط یافت و دختر اژی دهاک، پادشاه ماد را به زنی گرفت و از این وصلت کورش بزرگ به وجود آمد که در ۵۹۹ قبل از میلاد جانشین پدر شد. کورش در این سال که به پادشاهی پارس رسید ظرف مدت بیست سال، کشور پهناور و با عظمتی به وجود آورد که از مغرب به مصر و دریای مدیترانه، از مشرق به رود سند و از جنوب به خلیج فارس و دریای هند محدود بود.

هدف اصلی از تعلیم و تربیت در دوران هخامنشیان مجموعه‌ایی از پرهیزکاری، سلامت جسم و وطن‌پرستی بود. در این دوره آموزش به سه مرحله خانوادگی، عمومی و اختصاصی تقسیم‌بندی می‌‌شد و برای محل آموزش نیز از خانه، مکتب‌خانه، میدان جلوی قصر و ساختمان‌های اطراف کاخ استفاده می‌کردند. در این دوره از تمدن ایران، جامعه ایرانی بر اصول مذهبی مشخصی استوار گردید و آموزش و پرورش آن، بر دین زرتشت متکی بود و در آن اصول و فضیلت‌های انسانی مورد توجه قرار داشت. یکی دیگر از مسائلی که هخامنشیان به آن اهمیت می‌دادند سلامت جسم بود و به این واسطه می‌توانستند از نیروی انسانی ورزیده و قوی بهره ببرند. هخامنشیان مانند بسیاری از تمدن‌های آن دوران با استفاده از آموزش، کادر دولتی خود را پرورش می‌دادند و از آن افراد برای پیشرفت و ماندگاری حکومت خود استفاده می‌کردند. از دیرباز یکی از صفات برجسته ایرانیان «وطن‌پرستی» است که این صفت را هخامنشیان توسط تعلیم و تربیت در کودکان خود نهادینه می‌کردند. با این اوصاف آن‌ها به کمک آموزش و پرورش، جامعه و مردمی با اندیشه، وطن پرست، کاردان و مطیع به‌وجود آوردند که ثمره‌ی آن بزرگترین امپراطوری در تمامی ادوار تاریخ بشر است.

تعلیم و تربیت در دوران سلوکیان و اشکانیان:

در زمان حمله اسکندر و پس از آن یعنی دوره سلوکیان، علم و دانش پارسی رو به ضعف نهاد. در این دوران فلسفه و علم یونانیان در علم و دانش و به تبع آموزش و پرورش ایرانیان قابل مشاهده بود. در دوران پس از سلوکیان یعنی دوران اشکانیان دوباره علم و دانش شکوفا گردید ولی متأسفانه از آن دوران در باب آموزش و پرورش اسناد زیادی در دست نیست؛ اما می‌توان موارد زیادی را [که در دوران اشکانیان معمول بوده و در دوره ساسانیان نیز محفوظ مانده است]، استنباط کرد که این دوره هم مانند دوره ساسانیان «مغ‌ها» خواندن و نوشتن و همچنین حساب کردن را می‌آموختند و آغاز دوره آموزش اختصاصی به فرزندان ایرانی از سن ۱۵ سالگی بوده است.

تعلیم و تربیت در دوران ساسانیان:

در این دوران به دلیل احتیاج بیشتر به دبیران، کادر اداری و مأموران اخذ مالیات، به آموزش و پرورش توجه بیشتری می‌شد و ایرانیان در زمینه آموزش و پرورش، پیشرفت‌های بسیاری کردند. تعلیم و تربیت پسران جوان بر عهده مادر بود و در صورت فوت مادر این وظیفه را خواهر پدر (عمه) یا خواهر بزرگتر بر عهده می‌گرفت. در سن ۱۵ سالگی پسران باید اصول دیانت را از کتاب اوستا می‌دانستند و تکالیف آدمی را می‌شناختند و این جوانان در سن ۲۰ سالگی مورد سنجش دانشمندان و هیربدان قرار می‌گرفتند.

اشراف و نجیب‌زادگان باید به تحصیل بعضی از آموزش‌های اساسی در جایی به نام «فرهنگستان» می‌پرداختند که می‌توان فرهنگستان‌های آن زمان را هم سطح دبیرستان‌های کنونی دانست. در فرهنگستان‌ها علومی مانند: دین و ادبیات، خوشنویسی، سوارکاری، علوم جنگی، شاعری، اخترشناسی و شطرنج آموزش داده می‌شد. در دوره ساسانیان به دلیل گسترش ارتباطات علوم مختلفی مانند پزشکی، ادبیات و فلسفه به طور محسوسی پیشرفت کرد. در این دوران به‌خاطر پیدایش مذاهب تازه، بحث در مورد مسائل اجتماعی و حکومتی و همچنین تکامل انسانی بیش از پیش معمول شد. ساسانیان معلم‌های یگانه‌ که در امور مختلفی خواندن و نوشتن می‌دانستند را ابتدا برای تدریس به دبیرستان‌ها یا همان فرهنگستان‌ها می‌فرستادند و بعد آن‌ها را در دربار و ادارات ایالتی به کار می‌گرفتند. آموزگاران از دولت حقوق می‌گرفتند و صنعتگران و افراد طبقات پایین جامعه می‌توانستند دوره تعلیمات عمومی را فرا بگیرند. جالب اینکه در این دوران برای فراگیری هنر موسیقی، هنرستان‌هایی وجود داشت که علاقه‌مندان می‌توانستند در این هنرستان‌ها به یادگیری موسیقی بپردازند.

با بررسی تعلیم و تربیت دوران باستان ایران متوجه می‌شویم، رویکرد غالب بر آموزش و پرورش آن دوران میهن پرستی (ناسیونالیست) و انسان‌گرایی (اومانیسم) می‌باشد. ایرانیان به‌خوبی می‌توانند درک کنند که تأثیر رویکرد بر آموزش و پرورش و ایجاد فرهنگ چقدر زیاد است. در اکثر ایرانیان می‌توان صفات میهن پرستی و فضایل انسانی را مشاهده کرد که ریشه در همین رویکرد اختصاص داده شده در آموزش و پرورش در دوران باستان دارد.


نویسنده: میلاد نوابی

3 thoughts on “سیر تحول آموزش و پرورش در تاریخ باستان (بخش دوم، ایران باستان)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *