شکاف نسل‌ها

بازدیدها: ۲۱۵

این روزها از نوجوانان و جوانان بسیاری در محافل مختلف می‌شنویم که خانواده‌هایشان آن‌ها را درک نمی‌کنند و به علایق، اعتقادات و خواسته‌های آنان توجهی ندارند. از طرف دیگر، والدین این قشر نیز اذعان دارند که فرزندانشان خیلی با آن‌ها تفاوت دارند، آن‌ها می‌گویند که دوره ما این چنین نبود، ما نسل قانع و صبوری بودیم، بیشتر به حرف پدر و مادرهایمان گوش می‌دادیم، مناسب با عرف جامعه لباس می‌پوشیدیم، حتی کمک خرج خانواده‌هایمان بودیم، اما جوانان امروز با وجود آن که از امکانات بیشتری برخوردارند مدام شِکوِه می‌کنند و نسل خود را تافته‌ای جدا بافته می‌دانند.

اصطلاح شکاف نسل‌ها (Generation Gap  یا Generational Gap) برای نخستین بار در کشورهای غربی در دهه۶۰ مطرح شد و به اختلافات فرهنگی میان فرزندان و والدین‌شان اشاره کرد. به بیانی دیگر، شکاف نسل‌ها همان اختلاف بین یک نسل و نسل دیگر در مورد باورها، سیاست یا ارزش‌هاست. امروزه، شکاف نسل‌ها اغلب به شکاف درک شده بین افراد به‌ویژه جوانان با پدر و مادر و یا پدربزرگ و مادربزرگ‌شان اشاره دارد.

نسل جوان به‌سادگی گذشته حاضر به پذیرش نقش خویش در گروه‌های اجتماعی و همچنین ارزش‌ها و هنجارهای آنان نمی‌شود و آنچه که ما از آن به عنوان شکاف نسل‌ها یاد می‌کنیم، چیزی نیست جز اختلاف عمیق میان ارزش‌ها و نگرش‌ها در نسل‌های مختلف. نسل جوان کنونی بیشتر به آینده می‌نگرد در حالی که نسل‌های کهن درگیر حل و فصل مشکلات و معضلات جاری زندگی خویش هستند. تفاوت میان دو نسل از جوانان و کهنسالان یکی از خطرات بالقوه‌ای است که استحکام و دوام خانواده‌ها را به ورطه تهدید جدی کشانده است.

به تعبیر روبرت نیزبت (Robert Nisbet) در جامعه جدید تأکید بر ارزش‌های فردگرایانه از یک سو باعث پیشرفت جامعه، و از سوی دیگر تبعاتی مانند انواع انحرافات اجتماعی را دربردارد. این در حالی است که طی سال‌های اخیر تفاوت قابل‌توجهی میان ارزش‌های جوانان با والدین‌شان مشاهده می‌شود. صاحب‌نظران از ابعاد مختلف روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، علوم تربیتی و سایر علوم مرتبط که این پدیده می‌توانسته در آن حوزه قرار گیرد، به تبیین و تحلیل این امر پرداخته‌‌اند و همچنین در دهه‌های اخیر موج مدرنیزاسیون که به همراه خود آموزش همگانی، گسترش رسانه‌های جمعی و بسیاری موارد دیگر را به همراه آورد، موجب افزایش دانستنی‌ها و آگاهی‌های عمومی نسل جدید شد، و حوزه ارتباطات انسانی و اجتماعی آن‌ها را وسیع‌تر نمود.

طبیعی‌ترین نتیجه این فرایند این بود که نسل جدید، نسلی شد که اولاً بسیار باشتاب اجتماعی می‌گردید، و ثانیاً در راه اجتماعی شدن، تنها منبع ارزش‌گذار او دیگر خانواده و سنّت حاکم بر خانواده نبود. زیست‌جهان متفاوت نسل نو یا به تعبیر کارل مانهایم (Carl Mannheim) تجربیات دگرگون آنان، که به سبب تحولات صنعتی و سپس اجتماعی- فرهنگی به وجود آمد، بین جهان‌بینی نسل جدید و نسل قدیم شکاف انداخت. و از این مهم‌تر، امکان ظهور و بروز این شکاف را در زبان و رفتار گروه جدید، فراهم ساخت.

در گذشته جوانان علی‌رغم آموختن ارزش‌ها و نگرش‌های نظام اجتماعی، خود را با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کردند تطبیق می‌دادند. یعنی ارتباط جوان در حد رسانه‌هایی مانند تلویزیون (البته در فرض وجود) و در محدوده‌ای به وسعت شهر محل سکونت بوده است. در حالی که جوان امروز با دهکده‌‌ای جهانی روبرو است که در آن واحد می‌تواند با وسایل ارتباط جمعی در تعامل مستقیم و بی‌واسطه با جهان پیرامونی خویش قرار بگیرد.

فرزندان در چین وضعیتی قرار می‌گیرند و در حقیقت این وضعیت منجر به مقایسه کردن خویش با وضعیت افراد هم‌سال منجر می‌گردد و به همین سبب انتظارات و توقعات بی‌جا گاهی به‌شدت رو به فزونی گذاشته و در درازمدت سبب تغییرات گسترده در سبک زندگی افراد می‌گردد.

در مواجه با این شرایط و افزایش تقاضا برای تنوع و رفاه بیشتر، والدین بیشتر وقت خود را در بیرون از منزل صرف می‌کنند؛ کمتر همدیگر را می‌ببینند و بالطبع کمتر نیز صحبت می‌کنند. در حالی که طبق یافته‌های کنونی تعداد کلماتی که از آن به عنوان یک گفت‌وگوی خوب و خودمانی بین افراد خانواده یاد می‌شود؛ باید حداقل بین۱۵۰۰ واژه باشد.

در چنین وضعیتی که افراد فرصت درک یکدیگر را پیدا نمی‌کنند؛ روابط عاطفی اعضای خانواده رو به سردی می‌گذارد؛ احساس متقابل کاهش می‌یابد و در نهایت منجر به عدم تفاهم افراد می‌شود؛ در حالی که اگر نسل جوان و کهنسال به علل اختلافات خود پی ببرند و عاقلانه در فکر چاره‌جویی باشند؛ می‌توانند با حسن تفاهم مشکلات خویش را حل و فصل کرده و با صمیمیت خاصی در کنار هم زندگی کنند.

پی بردن به منشأ اختلافات نیز از طریق روش فرزندی و پدری مقتدرانه امکان‌پذیر است. یعنی در حالی که والدین از فرزندان خود حمایت می‌کنند و به آنان احترام می‌گذارند؛ باید نظارت مناسبی هم بر روی آنان داشته باشند و در نتیجه فرزندان قائل به احترام متقابل خواهند بود و از دستورات والدین پیروی خواهند کرد.

دکتر رضا ناظری به‌عنوان یکی از پژوهشگران حوزه روان‌شناسی رفتار کودکان و نوجوانان معتقد است که داده‌های ذهنی موجود در کودکان محصول رفتار والدینشان است، به این معنا که این داده‌ها را خود والدین در ذهن کودکان قرار می‌دهند و به ازای رشد و بزرگ‌تر شدن کودکان، همین والدین وقت کمتری را برای تربیت آن‌ها اختصاص می‌دهند؛ در حالی که طبق یافته‌ها و آمار موجود فرزندان با افزایش سن و بزرگ‌تر شدنشان نیاز فراوانی به برقراری رابطه با والدین خود پیدا می‌کنند و اگر این گونه نباشند نقش گروه‌های هم‌سالان برای آنان پررنگ‌تر خواهد شد.

بر همین اساس، متخصصان این علوم معتقدند که اگر کودک امروزی با فناوری‌های نوین آشنایی دارد؛ والدین نیز باید به همین ترتیب با این فناوری‌ها آشنایی داشته باشند. زیرا تنها در این صورت است که در ارتباط مؤثر در گروه‌های سنی کودک، والدین می‌توانند به جای گروه‌های هم‌سالان بنشینند و پیروز میدان گردنند.

باید به این موضوع نیز اشاره داشت که هنگامی که‌ گفت‌وگو میان اعضای خانواده بیشتر می‌گردد؛ والدین خود به‌تنهایی می‌توانند پی به دنیای ناشناخته فرزند خود گردند.

به همین میزان والدین باید در برنامه‌ریزی‌های خود جایی برای وقت‌گذرانی با فرزندان خود داشته باشند و از آن‌ها بخواهند که در این زمینه هم‌گام یکدیگر گردند. برای مثال، می‌توان یک فیلم را برای تماشا در سینما انتخاب کرد و پس از پایان فیلم نظرات تک تک فرزندان را بادقت جویا شد تا والدین از این طریق بتوانند پی به افق دید فرزند خود ببرند تا در برنامه‌ریزی‌های آتی خود برای تربیت هر چه مفیدتر نسل فرزندانشان تلاش کنند.

3 thoughts on “شکاف نسل‌ها

  • ۱۳۹۹-۰۸-۰۹ در t ۱۱:۱۸ ب٫ظ
    Permalink

    سلام
    مقاله ی پر محتوایی بود .
    به نظر من یکی از علل وجود شکاف در نسل ها تفاوت در شیوه های آموزش و پرورش دو نسل می‌باشد .

    پاسخ دادن
    • ۱۳۹۹-۰۸-۱۳ در t ۵:۱۲ ب٫ظ
      Permalink

      سپاس از توجه شما
      بله قطعا تفاوت در شیوه‌های آموزش و پرورش می‌تواند منجر به تفاوت در دیدگاه و ایدئولوژی دو نسل شود.

      پاسخ دادن
  • ۱۳۹۹-۰۹-۰۲ در t ۱:۰۴ ب٫ظ
    Permalink

    سلام و خسته نباشید به شما
    به نظر بنده اگر مسئولین بتوانند از تهدیدهای آورده شده در این مطلب به صورت فرصت استفاده کنند و در رفع این مشکل از همان عوامل ایجاد کننده این مشکل استفاده کنند بسیار سریع تر به نتیجه دلخواه خود می‌رسند.

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *