فرهنگ متوازن و متعادل

بازدیدها: ۲۶۲

بر همگان پوشیده نیست که وجود تعادل و توازن در هر حوزه‌ای منجر به پیشرفت و توسعه در آن می‌شود. عدم توازن و تعادل در فرهنگ نیز یکی از معضلاتی است که به‌ تبع خود توازن و تعادل جامعه را به هم می‏‌ریزد و موجب بروز بحران‏‌های متعدد در عرصه‏‌های اجتماعی، اقتصادی، روانی و سیاسی می‏‌شود. عدم توازن در فرهنگ در واقع شالوده اصلی معضلات و ناهنجاری‏‌های‏ اجتماعی است و حل آن بسیاری از مشکلات جامعه را برطرف می‏‌کند. در این نوشتار پیش از آن‌که به بیان تأثیرات سوء توازن و تعادل فرهنگی بپردازیم لازم است تعریف مختصری از نظام و ارتباط آن با فرهنگ را ارائه دهیم.

نظام عبارت است از مجموعه‌ای از اجزای به هم پیوسته که در راه رسیدن به یک یا چند هدف معین به هم وابسته‌اند و در راه رسیدن به هدف‌های مشخص با هم هماهنگی دارند. برای رسیدن به انسجام و همگرایی در حوزه‌های فرهنگی می‌باید اجزای نظام فرهنگی به صورت منظومه‌ای فرهنگی عمل کند. بدین معنا که علی‌رغم شرح وظایف و عملکرد متفاوت فرهنگی در حوزه‌های مختلف باید بدون بروز اصطکاک و نفی یکدیگر در مدارهای چشم‌انداز کلان فرهنگی و در راستای تأمین اهداف مأموریت‌های سازمانی و بدون هیچ گونه تزاحمی به فعالیت‌های عملیاتی و اجرایی سازمانی خود بپردازد. این‌گونه عملکرد منظومه‌ای نه‌تنها سبب کاهش عملکرد یا موازی‌کاری فعالیت‌های نهادهای فرهنگی نمی‌شود، بلکه با ایجاد یک انرژی مثبت باعث هم‌افزایی کارکردهای مختلف نهادهای فرهنگی در چهارچوب چشم‌انداز کلان سیاست‌های فرهنگی جامعه نقش آفرین خواهند بود. منظور از منظومه‌ی فرهنگی حرکت طبیعی نظام فرهنگی در مسیر پویایی و تعامل با سایر اجزای نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. به‌نحوی که تعادل در برآیند این تبادلات و تقابلات برقرار شود. منظومه‌ی فرهنگی در هر جامعه با رعایت اصول منظم، متعادل و حرکت پویا با ایجاد تقسیم کار، تمامی حوزه‌های فرهنگی را در تمامی ابعاد شامل می‌شود.

تحقق منظومه‌ی فرهنگی در حضور سه مؤلفه‌ی اساسی امکان‌پذیر خواهد بود:

۱) نظم: نظم موجود در منظومه‌ی فرهنگی به معنای یکنواختی و سکون نیست، بلکه نوعی تعامل متعادل است.

 ۲) پویایی: تغییرات چشمگیر و تحولات بنیادی جهان امروزی متناسب با فناوری و دانش فزاینده، ضرورت پویایی نظام فرهنگی را در همه حال مورد توجه قرار دهد.

 ۳) هدفمندی و اثر بخشی: بدین معنا که نظم، پویایی و مجموعه کارهای نظام فرهنگی باید به تحقق اهداف فرهنگی (توسعه فرهنگی) و اثربخشی در جامعه و مخاطبان منجر شود.

بنابراین، اولین گام در تدوین منظومه‌ی فرهنگی تدوین سند تحول نظام فرهنگی در کشور است. اقداماتی برای تدوین سند تحول فرهنگی کشور صورت گرفته، اما هنوز به نهایت نرسیده است. حرکت فرهنگی غیر از آن که باید کل حرکت و تک تک عناصر آن [یعنی سازمان‌ها و مراکزی که چنین نقشی را ایفا می‌کنند] را بر اساس هدف مشخص و نقشه‌ی راه را روشن کند، باید جایگاه خود را در درون این منظومه باز یابد. پس برای دستیابی به منظومه‌ی فرهنگی و تحقق نظم متعادل، پویایی و حرکت آفرینی به سه جزء اساسی نیازمندیم:

۱) بنیان‌های نظری ( اندیشه و نظریه‌های فرهنگی)

 ۲) اصول و راهبردهای فرهنگی

 ۳) مدیریت فرهنگی

 آنچه امروز مشکل هویتی در ایران نامیده می‌شود در واقع سه وجه اصلی دارد: هویت اسلامی، هویت ملی و هویت قومی. ادعای اصلی و جهان‌شمول در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی، اتکا بر هویت اسلامی است. امام خمینی (ره) همواره ملت‌ها و امت اسلامی را مخاطب قرار می‌دادند. چنین تأکیدی بر هویت اسلامی، معنادار است؛ زیرا اسلام وجه اصلی هویت ملت ایران و تمام منطقه‌ای که ایران در آن قرار دارد را تشکیل می‌دهد.

اختلاف در مبانی نظری، فقهی و ارزشی مسائل و تولیدات فرهنگی:

نظام ارزشی در هر جامعه‌ای به مجموعه‌ای از فرایندهای رفتاری و ذهنی، الگوها و روش‌ها، شیوه‌های گفتاری و فنون بدنی اطلاق می‌شود که در چهارچوب‌ها و موقعیت‌هایی از پیش تعریف شده، پذیرفته می‌شوند. این نظام بر اساس پهنه‌ی جغرافیایی و دوره‌ی زمانی و بر اساس گروه اجتماعی مورد استناد (مثل خانواده، شهر، کشور و … ) تغییر می‌کند. افزون بر این، نظام ارزشی لزوماً در همه‌ی افراد گروه به‌صورت یکسانی درونی نمی‌شود و به‌طور یکسانی به آن عمل نمی‌شود. بدین ترتیب، نظام ارزشی در هر جامعه، بیش‌تر پیوستاری قابل انعطاف از رفتارها، اندیشه‌ها، واژگان و زبان است که کنشگران اجتماعی دائماً بر روی آن در حرکت‌اند و بر اساس راهبردهای آگاهانه و ناخودآگاهانه خود را در آن نسبت به خود و نسبت به دیگران ارزیابی و قضاوت می‌کنند و بر اساس این قضاوت و ارزیابی عمل می‌کنند. جامعه‌ی ما با نوعی ابهام و چندگانگی در حوزه‌ی نخبگان و جامعه‌ی دانشگاهی، حوزه‌های علمیه و نهادها در خصوص مرز و هنجار معیارهای ارزشی و فرهنگی مواجعه است. ضرورت تدوین و تنظیم مبانی نظری و فقهی مسائل فرهنگی برای مجریان امری ضروری و انکارناپذیر است و لازم است از سوی یکی از نهادهای ذی‌ربط تعیین و ابلاغ شود تا از تشتت و سردرگمی سه دهه‌ی گذشته رهایی یابیم.

شایان توجه است که اندیشکده مشیر ایرانیان از شروع فعالیت‌های خود همواره دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی داشته و در این راستا بر لزوم توجه به شاخص‌های فرهنگی در جهت توسعه فرهنگی تأکید ویژه داشته است.


نویسنده: اعظم داودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *