لزوم آموزش سواد رسانه (بخش دوم)

بازدیدها: ۲۰۵

در مقاله گذشته به لزوم آموزش سواد رسانه، چیستی آن و ویژگی‌های فرد دارای سواد رسانه از منظر صاحب‌نظران ارتباطات پرداختیم، در این بخش مراحل تقویت سواد رسانه را به تفصیل بیان می‌کنیم.

شهروندان و سواد رسانه‌ای

برای ارتقاء نقش شهروندی و مشارکت فعال و مؤثر آنان در عصر جهانی شدن، فهماندن تدریجی سواد رسانه‌ای به آنان ضرورتی اساسی و اجتناب‌ناپذیر است. چرا که سواد رسانه‌ای به دنبال قدرتمند کردن شهروندان و تغییر دادن ارتباط غیرفعالانه آنان با رسانه و تبدیل آنان به ارتباط گرانی فعال و پویا است. سواد رسانه‌ای شهروندان را قادر می‌سازد تا با شیوه‌ها، دستورالعمل‌ها و ساختار فرهنگ رسانه‌ای بیشتر آشنایی پیدا کرده و آن را مورد چالش قرار داده و به راحتی تسلیم پیام‌های رسانه‌ای نشوند. با توجه به آنکه شهروندان عصر جهانی شدن در یک محیط رسانه‌ای زندگی می‌کنند، ضرورت دارد تا با کسب مهارت ها و تکنیک‌های جدید، تعامل مؤثرتر و عمیق‌تری با لایه‌های مختلف پیام‌های رسانه‌ای داشته باشند و مهارت‌های ارتباطی و فهم رسانه‌ای‌شان را در استفاده صحیح‌تر از رسانه‌ها ارتقاء بخشند (روگو، ۲۰۰۹، ۷۲).

آنچه که در مورد فراگیری سواد رسانه‌ای اهمیت دارد آن است که بدانیم سواد رسانه‌ای صرفاً «منع» شهروندان از پیام‌های ناخواسته رسانه‌ای نیست. اگر چه برخی گروه‌ها سعی در ترغیب خانواده‌ها به خاموش کردن تلویزیون خود دارند، ولی حقیقت این است که رسانه چنان با فرهنگ محیط اجتماعی افراد عجین شده که حتی اگر شما تلویزیون را هم خاموش کنید نمی‌توانید از فرهنگ رسانه‌ای امروز فرار کنید، زیرا پیام‌ها مثل اکسیژنی که تنفس می‌کنیم ما را احاطه کرده است و دیگر رسانه‌ها صرفاً بر فرهنگ ما تأثیر نمی‌گذارند بلکه خود فرهنگ ما هستند (باکینگهام، ۲۰۰۳، ۱۸). بنابراین، سواد رسانه‌ای کمک به شهروندانی است که دانش کافی، تفکر انتقادی و سواد لازم را از تمام اشکال رسانه‌ای کسب کرده تا بتوانند آنچه را که می‌بینند، می‌شنوند و می‌خوانند، خود تحلیل و کنترل کنند پیش از آنکه از سوی رسانه‌ها کنترل شوند. برای فهم رسانه‌ای نیازی به حفظ کردن حقایق یا آمار درباره رسانه نیست، بلکه لازم است که یاد بگیریم چطور درباره آنچه که می‌بینیم و می‌خوانیم و می‌شنویم، سؤالاتی درست و سنجیده مطرح سازیم. لن مسترمن، نویسنده و مدرس، سواد رسانه‌ای را  «خودشکوفایی در تفکر انتقادی» و یا «توانایی تفکر کردن درباره خود» می‌نامد. بدون چنین توانایی اساسی‌ای، شخص قادر نخواهد بود منزلت خود را به عنوان یک انسان داشته باشد یا خود را شهروند جامعه جهانی بداند (رضایی، ۱۳۸۲، ۵).

مهارت‌های مرحله‌ای، سه مرحله از طیف را دربرمی‌گیرد که منجر به تقویت رسانه‌ای می‌شود:

مرحله اول آگاهی از اهمیت مدیریت و «رژیم رسانه‌ای» می‌باشد، یعنی: برنامه‌ریزی و گزینش کردن زمانی که صرف تلویزیون، اینترنت، بازی‌های الکترونیکی، فیلم‌ها و انواع رسانه‌های چاپی می‌شود.

مرحله دوم فراگرفتن مهارت‌های خاص تفکر انتقادی که یکی از اجزای اصلی سواد رسانه‌ای است، یعنی: یادگیری تجزیه، تحلیل و پرسش درباره اینکه چه چیزهایی در پیام گنجانده شده؟ / ساختار آن چگونه شکل گرفته؟/ چه چیزی احتمالاً حذف شده است؟

مرحله سوم به مسائلی فراتر از این چارچوب پرداخته و مسائل عمیق‌تری را مورد بررسی قرار می‌دهد، یعنی: پیامی را که ما تجربه می‌کنیم چه کسی تولید می‌کند؟/ برای چه هدفی این کار را انجام می‌دهد؟ / چه کسی ذینفع است؟ /چه کسی بازنده است؟ / چه کسی تصمیم گیرنده است؟ (تومن، ۱۹۹۵، ۲۸).

شهروندان باید بدانند که چطور از دانش و مهارت‌های خود استفاده کنند و از طریق تفکر انتقادی و کاربرد دانش در موقعیت های مختلف با تحلیل اطلاعات، حل مسئله و تصمیم‌گیری نسبت به محتوای پیام‌ها واکنش نشان دهند و در

برابر پیام‌های رسانه‌ای قدرتمندتر ظاهر شوند. آن‌ها باید در تمام طول عمر در حال یادگیری باشند. دانش و مهارت‌های خود را مرتب و به‌طور مستقیم به روز کنند. نه تنها درباره محتوای رسانه‌های معاصر اطلاعات کسب کنند، بلکه شاید مهم‌تر از همه، مهارت‌هایی را بیاموزند و تمرین کنند که در جریان زندگی در فرهنگ رسانه‌ای جهانی بدان نیازمندند.

هدف از آموزش سواد رسانه‌ای به شهروندان

هدف از آموزش سواد رسانه‌ای کمک به شهروندان است برای آن که بتوانند عادت پرسشگری، تحقیق، پژوهش و توانایی و مهارت‌های بیانی خود را تقویت کرده و مهارت‌های لازم جهت برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانه و در عین حال به وجود آوردن نگاهی دقیق، نقادانه و تحلیلی به پیام‌های رسانه‌ای را فراهم آورد. از این منظر سواد رسانه‌ای می‌تواند با برخورد هدفمند و نقد سازنده، ضمن ایجاد ارتباط دو سویه و مشارکت جویانه، حوزه آموزش را با تحولی جدی و جدید مواجه سازد؛ زیرا دیگر مخاطب منفعل نیست و ارتباط دو سویه و تعاملی خواهد بود. آموزش سواد رسانه‌ای ارائه مجموعه‌ای از چشم‌انداز هاست که شهروندان به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض پیام های رسانه‌ای از این شاخص‌ها بهره‌برداری کرده تا معنای عمیق‌تری از پیام‌ها را درک نمایند.

پرسش‌ها و مفاهیم کلیدی در آموزش سواد رسانه‌ای

به قول پل لازار سفلد: پیوسته این سؤال مطرح است که چرا به جای اینکه از خود سؤال کنیم وسایل ارتباط جمعی با مردم چه می‌کنند، از خود بپرسیم که مردم با وسایل ارتباط جمعی چه می‌کنند و مخاطبان چه تأثیری بر فرایند ارتباط دارند (دادگران، ۱۳۷۷،۳۸). بنابراین، در فرایند آموزش سواد رسانه‌ای ضرورت دارد تا فراگیر با مفاهیم و پرسشهای کلیدی و تحلیل‌های کلیدی در این حوزه بیشتر آشنا گردد:

سؤال کلیدی ۱: (چه کسی) چه کسی این پیام را خلق کرده است؟ (خالق)

مفهوم کلیدی ۱: تمام پیام‌های رسانه‌ای «ساخته» می‌شوند.

ما نباید تصور کنیم که متون رسانه‌ای (اعم از مقالات روزنامه‌ها، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، کتاب‌ها، تابلوهای تبلیغاتی، که تنها برخی از موارد رسانه هستند) پیام‌های طبیعی و واقعی هستند. بلکه متون رسانه‌ای ساخته و پرداخته می‌شوند. مواد ساختن آن‌ها از متنی به متن دیگر متفاوت است. برای مثال: در مجله کلمات از نظر موارد ذیل متفاوت هستند؛ ابعاد، فونت، شکل، رنگ، صفحه آرایی و موقعیت قرار گرفتن در صفحه. تلویزیون و فیلم‌ها صدها ماده تشکیلدهنده دارند. از زوایای دوربین گرفته تا تأثیر نور و صدا و موسیقی. رسانه‌ها با دقت ماهرانه‌ای به ارائه برداشت‌ها  می‌پردازند که عوامل معینی را انعکاس می‌دهند. در این میان بازنمایی رسانه‌ای صورت پیچیده‌ای از حقایق بیرونی را ارئه می‌کند. به گونه‌ای که می‌توان گفت: تشخیص مرز میان واقعیت و مجاز نه غیر ممکن بلکه دشوار است.

سخن قدیمی دوربین هرگز دروغ نمی‌گوید، حاکی از شیوه شرطی شدن ما برای پذیرش رابطه میان واقعیت و نمایش واقعیت توسط رسانه‌ها است. در روزگار واقعیت مجازی و شبیه سازی‌های کامپیوتری، دیدن عین باور کردن نیست. همه رسانه‌ها با دقت، گردآوری، تدوین، انتخاب، طراحی و ارائه می‌شوند. آنها دنیایی را به ما نشان می‌دهند که اگرچه حقیقی به نظر می‌رسد، اما از یک نگاه گزینش شده است که معمولاً ما به ازای خارجی ندارد. یادگیری تشخیص واقعیت از بازتاب واقعیت در همین مفهوم مستتر است. پس به این مفهوم اساسی می‌رسیم که «تمام پیام‌ها تولید می‌شوند». این همان چیزی است که بودریار معتقد است جامعه از رهگذر آن به مرحله نمادیین و وانمودگی رسیده است. وانمودگی که اصالتش در چارچوب یک نظم نوین رسانه‌ای که ساخته و پرداخته غول‌های رسانه‌ای است معنا می‌یابد. بنابراین رسانه‌ها به لطف این وانمود گی، واقعیت را آن گونه که می‌خواهند بازسازی می‌کنند و بدین ترتیب حجم زیادی از ادراک ما به حقیقت را بوجود می‌آورند.

سؤال کلیدی ۲: چگونه؟ (شکل) از چه تکنیک‌هایی برای جلب توجه من استفاده شده است؟

مفهوم اصلی ۲: پیام‌های رسانه‌ای با زبان خاص خود ساخته می‌شوند.

هریک از اشکال ارتباط (مکتوب، دیداری و شنیداری) زبان مخصوص و قواعد خاص خود را دارد : موسیقی ترسناک،

ترس را شدت می‌بخشد، کلوزآپ‌های دوربین بیانگر صمیمیت هستند، تیترهای بزرگ درجه اهمیت را نشان می‌دهند. درک سیستم‌های گرامر، ساختار و استعاره زبان رسانه مخصوصاً زبان صداها و تصاویری که از منطق فراتر رفته و احساسات را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بر لذت و رضایت ما از تجارب رسانه‌ای افزوده و ما را یاری می‌دهد که کمتر تحت تأثیر این کنترل (فریبکارانه) باشیم. یکی از بهترین راه‌هایی که به ما کمک می‌کند که درک کنیم چطور رسانه از کنار هم قرار دادن موارد فوق بدست می‌آید این است که یک فیلم تبلیغاتی یا یک فیلم کوتاه بسازیم یا یک وب سایت طراحی کنیم یا اینکه راجع به یک مسئله اجتماعی یک تبلیغ (مبارزاتی) آماده کنیم. هرچقدر این پروژه به دنیای واقعی نزدیک‌تر باشد، بهتر است. دوربین‌های دیجیتالی و برنامه‌های کامپیوتری راه‌های راحتی را برای ترکیب پروژه‌های تولیدی مختلف در مورد موضوعات مختلف فراهم می‌کند. این دوربین‌ها و برنامه‌ها علاوه بر چهار مهارت هنری – نظم، موسیقی، تئاتر و هنرهای دیداری – همچنین می‌توانند موقعیتی را ایجاد کنند که در آن شخص بتواند مهارت‌های تحلیل، تعبیر و رضایت را همراه با موقعیت‌های بیان عقاید خود و تولید پیام برای مخاطب کسب کند.

سؤال کلیدی ۳: (برای چه کسی؟) چطور افراد مختلف این پیام را متفاوت از من درک می‌کنند؟

مفهوم کلیدی۳: افراد مختلف یک پیام واحد رسانه‌ای را متفاوت تجربه می‌کنند.

مخاطبان در تعبیر متون رسانه‌ای نقش دارند، زیرا هر عضوی از مخاطبان یک سری تجربیات شخصی خاص را (با توجه

به سن، جنسیت، تحصیلات، تربیت فرهنگی و غیره) با خود به متن رسانه می‌آورند. زمانی که این تجربیات در متن اعمال می‌شوند یا با متن ترکیب می‌شوند، تعبیرهای منحصر به فردی را به وجود می‌آورند. شاید بینش عمیق یا شاید بینش سطحی و بدون تأمل. ما ممکن است بطور آگاهانه این کار را انجام ندهیم، ولی همه ما حتی کودکانی که تازه به راه افتاده‌اند هم سعی می‌کنیم از آنچه که می‌بینیند، می‌شنوند و می‌خوانند چیزی درک کنند. هرچه درباره آنچه که در اطرافمان می‌گذرد و تجربه می‌کنیم بیشتر سؤال کنیم، می‌توانیم درباره پذیرش و یا عدم پذیرش پیام ها هشیارانه‌تر عمل کنیم. تحقیقات حاکی از آن است که پس از مدت زمانی مخاطبان در سنین متفاوت می‌توانند مهارت‌های مناسب سنشان را یاد بگیرند. این مهارت‌ها به آنها عینک جدیدی می‌دهد که با آن می‌توانند «فرهنگ رسانه خود را بخوانند» و تعبیر کنند.

سؤال کلیدی۴: چه؟ (محتوا) چه سبک زندگی، ارزش‌ها و نقطه نظراتی در این پیام ارائه شده و یا از آن حذف شده است؟

مفهوم کلیدی ۴: رسانه ارزش‌ها و نقطه نظرات خاص خود را دارد.

رسانه‌ها بدلیل آن که ساخته می‌شوند، دارای معنای نهفته‌ای می‌باشند که چه کسی و چه چیزی اهمیت می‌یابد، دست کم نظر شخص یا اشخاصی که این پیام (طرح) را ایجاد می‌کنند. رسانه‌ها همچنین راوی (داستان) هستند. حتی تبلیغات تجاری هم داستانی سریع و ساده‌ای را بیان می‌کنند و داستان‌ها نیاز به شخصیت‌ها، مکان ها و وقایعی دارند که یک نقطه آغازین، میانی و پایانی داشته باشد. انتخاب سن، جنسیت یا نژاد همراه با سبک زندگی، طرز فکر و رفتار شخصیت داستان نشان داده می‌شود، انتخاب مکان (شهری؟روستایی؟ ثروتمندنشین؟ فقیرنشین؟) و اتفاقاتی که در وقایع داستان می‌افتد تنها برخی از راه‌هایی است که ارزش‌ها در برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و تبلیغات گنجانده می‌شود.

سؤال کلیدی۵: چرا؟ (نیت و انگیزه خالق) چرا این پیام فرستاده شده است؟

مفهوم اصلی۵: پیام‌های رسانه‌ای برای کسب سود و قدرت ساخته می‌شوند.

بیشتر رسانه‌های دنیا ابتدا به عنوان مؤسسات درآمدزا بوده‌اند و امروزه به‌صورت تبلیغات تجاری درآمده‌اند. روزنامه‌ها و مجلات ابتدا محل و مکان تبلیغات را مشخص کرده و سپس بقیه صفحات را به اخبار اختصاص می‌دهند. همچنین، تبلیغات تجاری بخش عمده‌ای از برنامه‌های تلویزیونی هستند. آن چه که اکثر مردم از آن بی اطلاع هستند آن است که آنچه که واقعا از طریق رسانه‌های تجاری، به فروش می‌رود تنها کالاهای تبلیغ شده برای مخاطبان نیست، بلکه معرفی مخاطبان به تبلیغ کنندگان و صاحبان کالا است. هدف اصلی از برنامه‌های تلویزیونی یا مقالات و مجلات آن است که مخاطبانی را بوجود آورند (و آنها را به حالت فقط دریافت پیام قرار دهند) بطوری‌که شبکه یا ناشر زمان یا فضا را به ضامن مالی بفروشد که کالاها را تبلیغ کند. معمولاً این کار طوری انجام می‌شود که ما را وسوسه کند آنچه را که واقعاً نیاز نداریم بخواهیم! ضامن‌های مالی پول را براساس زمانی می‌پردازند که تولیدکنندگان پیش بینی می‌کنند، افراد برنامه را تماشا کنند و اگر احیانا تعداد تماشاگران و یا خوانندگان کمتر از تعداد تخمین زده شده باشد می‌توانند پول را پس بگیرند. اما مسئله انگیزه پیام بطور چشمگیری تغییر یافته است، از زمانی که اینترنت، تریبون بین المللی شد و از طریق آن گروه‌ها و سازمان‌ها – حتی افراد بصورت انفرادی – می‌توانند سعی کنند که دیگران را قانع کنند که عقیده خاصی را بپذیرند. اینترنت دلایل زیادی را برای استفاده کنندگان از آن فراهم می‌کند. افراد تمام سنین با کسب مهارت سواد رسانه‌ای می‌توانند منابع اینترنتی قانونی را از وب سایت‌های ساختگی و فریبکارانه و منزجرکننده تمیز دهند، و با بودن دموکراسی در همه جای دنیا، شهروندان در همه کشورها نیاز دارند به این توانایی‌ها مجهز شوند که «چرخش» اقتصادی و ایدئولوژیکی را تشخیص دهند.


منابع

نصیری و همکاران، (۱۳۹۱)، اهمیت آموزش سواد رسانه‌ای در قرن بیست و یکم، مجله مطالعات رسانه‌ای، سال هفتم، شماره هجدهم.

تومن، الیزابت، (۱۳۸۰)، مهارت‌ها و راهبردهای آموزش رسانه‌ای، ترجمه حسن نورایی بیدخت، فصلنامه رسانه، سال دوازدهم، شماره اول.

دادگران، سید محمد (۱۳۷۷)، مبانی ارتباطات جمعی، چاپ دوم، انتشارات فیروزه.

رضایی بایندر، محمد رضا، (۱۳۸۲)، بررسی نقش رسانه‌ها در آموزش مهارت‌های شهروندی و رفتارهای مدنی، تهران، فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره ۳۳٫

Buckingham, D. (2003), Media Education: Literacy, Learning and Contemporary Culture. Cambridge: Polity Press

Rogow, Faith. (2009) “Teaching Media Literacy in Less Than an Hour “Journal of Media Literacy Education, 72-74

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *