مدل برنامه‌ریزی استراتژیک دیوید

بازدیدها: ۴۹۴

مدل برنامه‌ریزی استراتژیک دیوید (David’s Strategic Planning Model) یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مدل‌های برنامه‌ریزی سازمانی می‌باشد که مدیران سازمان‌ها با استفاده از این مدل استراتژیک به برنامه‌ریزی می‌پردازند. در واقع برای بهبود عملکرد سیستم مدیریت در سازمان‌ها بایستی به تغییراتی که در بیرون سازمان و درون سازمان رخ می‌دهد توجه داشت. به همین دلیل، امروزه در اکثر سازمان‌ها از برنامه‌ریزی استراتژیک برای افزایش عملکرد، توانمندی‌ها و بقای طولانی مدت سازمان استفاده می‌کنند. از طرفی یک برنامه‌ریزی استراتژیک می‌تواند ریسک‌های عملیات را کاهش داده و به رشد سازمان کمک شایانی کند. همچنین لازم است بدانید: برنامه‌ریزی برای سازمان با اهداف و سیاست‌هایی که در سازمان وجود دارد ارتباط مستقیمی دارد و بایستی این برنامه‌ریزی به‌صورت استراتژیک انجام شود تا باعث بهبود عملکرد سیستم شود.

برنامه‌ریزی استراتژیک دیوید

این برنامه‌ریزی به نوعی با ارزیابی و درنظر گرفتن تغییرات درون سازمانی و برون سازمانی به شناسایی جایگاه سازمان موردنظر می‌پردازد. یکی از نکاتی که باید بدانید، این است که برنامه‌ریزی استراتژیک برای یک سازمان در پیشبرد اهداف در بازار رقابتی تاثیرگذار است. به همین منظور مدیران و افرادی که به فکر برنامه‌ریزی استراتژیک سازمانی هستند بایستی به‌گونه‌ای استراتژیک فکر کنند تا انرژی سازمانی به هدر نرود و آسیبی برای زیست محیطی نداشته باشد. از این رو سازمان‌ها با مدل برنامه‌ریزی استراتژیک دیوید توانستند الگو و روش جدیدی برای مدیریت و تدوین استراتژی پیدا کنند.

این مدل دارای سه بخش عمده می‌باشد: برنامه‌ریزی یا فرمول‌بندی استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی. قسمت برنامه‌ریزی استراتژیک با تعریف بیانیه ماموریت و چشم‌انداز شروع می‌شود. مرحله بعد تعریف عوامل محیطی داخلی و بیرونی می‌باشد. سپس اهداف بلند مدت سازمان را باید تعریف کرد و در نهایت به تهیه و ارزیابی و انتخاب استراتژی مناسب پرداخته می‌شود.

مدل استراتژیک دیوید در انواع سازمان‌ها ( تولیدی، خدماتی و پروژه‌ه‍‌ا) کاربرد دارد. اگر بخواهیم این مراحل را برای پروژه به کار ببریم باید چند نکته را مد نظر قرار دهیم: اگر مدیریت استراتژیک و برنامه‌ریزی استراتژیک را فقط برای یک پروژه استفاده کنیم باید در تعریف بیانیه ماموریت و چشم‌انداز دقت کنیم که پروژه یک فعالیت موقتی می‌باشد و زمان محدودی دارد. اما اگر پروژه طولانی نباشد، حتی اگر تغییرات محیطی سریع باشد و زیاد با محدوده زمانی پروژه تداخل نداشته باشد، چیزی که فرصت هست، فرصت باقی می‌ماند.

اما اگر پروژه از لحاظ زمانی طولانی باشد و بخواهیم برای این پروژه برنامه‌ریزی استراتژیک انجام شود، این امکان وجود دارد که چیزی که در حال حاضر فرصت می‌باشد در آینده تهدید باشد و در کل برنامه‌ریزی استراتژیک را بهم ریزد. در همین بخش برنامه‌ریزی نیاز به تعریف و تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد داریم. اگر سازمان پروژه‌ای باشد در تعریف این شاخص‌ها به خصوص شاخص‌های کلان و مدیریتی باید از استانداردهای مدیریت پروژه استفاده کرد، استانداردی مانند استاندارد PMBOK. در این استاندارد چند شاخص و معیار در مورد زمان و هزینه تعریف شده است. برای تعریف شاخص‌های کلیدی عملکرد برنامه ریزی استراتژیک یک پروژه باید از شاخص‌های استاندارد PMBOK استفاده کرد. مهم‌ترین منبعی که در یک پروژه می‌تواند به تهیه شاخص‌های کلیدی عملکردی که طبق استاندارد مدیریت پروژه مشخص شده است، کمک کند، PMIS می‌باشد. در واقع محاسبه همه شاخص‌های کلیدی عملکرد توسط PMIS می‌باشد.

بعد از فرمول‌بندی و برنامه‌ریزی استراتژیک، مرحله اجرای استراتژیک می‌باشد. تنها ۳۰ درصد از برنامه‌ریزی‌های استراتژیک در جهان موفق می‌باشند و مابقی در مرحله اجرا متوقف می‌شوند. این آمار گویای این واقعیت است که، افراد هر چقدر هم در برنامه‌ریزی استراتژیک موفق و حتی برنامه‌ریزی استراتژی به‌جا و مناسب نیز داشته باشند، اگر توانایی اجرای استراتژی را در سازمان نداشته باشند، سازمان راهی به جایی نمی‌برد.

مرحله بعد از اجرای استراتژی، ارزیابی استراتژی می‌باشد. اگر افراد بعد از اجرای استراتژی به این نتیجه رسیدند که استراتژی سازمان نیاز به بازبینی دارد و دوباره باید در تعریف و انتخاب استراتژی‌ها تجدید نظر شود، کل مراحل ارزیابی می‌شوند.


نویسنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *