نگاهی اجمالی به رویکردهای شاخص در جامعه‌شناسی

بازدیدها: ۱۹۷

زمانی جامعه‌شناسی علمی کاربردی محسوب می‌شود که بتواند در راستای حل معضلات جامعه و ارائه نظریه‌ها مثمرثمر باشد. در زبان جامعه‌شناسی، پدیده‌های اجتماعی به هر واقعیت اجتماعی اطلاق می‌شوند. جامعه‌شناسی مطالعه هیجان‌انگیزی است که موضوع اصلی آن رفتار ما انسان‌ها به‌عنوان موجودات اجتماعی است. دامنه علم جامعه‌شناسی بی‌نهایت وسیع و شامل تحلیل‌های گذرا بین عموم مردم تا بررسی فرآیندهای اجتماعی جهانی توسط متخصصین و کارشناسان است.

شاخه‌ها و گرایش‌های جامعه‌شناسی شامل: جامعه‌شناسی اقتصاد، موسیقی، هنر، علوم، دین، پزشکی، توسعه، خانواده، فرهنگ، انقلاب، صنعت، شهر، ارتباطات، سازمان‌ها، تغییرات اجتماعی و… هستند که روش مواجه با مشکلات و معضلات، و نحوه تعامل متفاوت و پیچیده‌ای دارند. از این رو، رویکردهای متفاوتی برای جامعه‌شناسی در هر شاخه‌ای وجود دارد. بر اساس دیدگاه صاحب‌نظران و تفکرات پایه‌ای در جامعه‌شناسی یکسری از نگرش‌ها بنیادی است که در قالب مکاتب فکری نمودار می‌شود. این نگرش‌ها هر کدام مشخصه‌هایی دارند که قابل‌دفاع و در عین حال قابل‌انتقاد هستند. در ادامه به شرح مختصر هر یک از مکاتب می‌پردازیم.

مکتب کنش متقابل نمادین (Symbolic Interaction)

انسان‏‌ها در کنش متقابل اجتماعی (Social Interaction) به‌گونه‏‌اى نمادین معناهایى را به دیگران انتقال می‌دهند و دیگران این نمادهاى معنادار را تفسیر می‌کنند و بر پایه تفسیرشان از این نمادها واکنش (Reaction) نشان می‌دهند. بنابراین، تفسیرهاى ذهنى ما از جهان تا حد زیادى تعیین‏‌کننده رفتار ما است و براى درک کنش متقابل نمادین، پژوهشگران هم فعالیت‌‏هاى قابل‌مشاهده و هم فعالیت‏‌هاى غیرقابل‌مشاهده (مثل افکار) مردم را مطالعه می‌کنند.

مکتب تضاد (Conflict)

جامعه‌شناسان مکتب تضاد گستره جامعه را میدان تضادها و مبارزات طبقاتی می‌پندارند و از مفاهیمی چون تحلیل تاریخی پدیده‌ها، بی‌عدالتی در توزیع امکانات و ایجاد تغییرات اساسی همچون انقلاب سخن می‌رانند.

این جامعه‌شناسان نظام جامعه و ارزش‌های حاکم بر آن را نه ارزش‌هایی عادلانه، بلکه ارزش‌های طبقه حاکم برای دستیابی به اهداف خود می‌دانند و تعارضات و تضادهای جامعه را در اصل آشتی‌ناپذیر معرفی کرده و تنها راه حل تضادها را تغییرات بنیادی و رادیکال می‌دانند. روش جامعه‌شناسان این مکتب، دیالکتیکی (Dialectic) است و در چارچوب این روش به ارائه مفاهیمی چون تز، آنتی تز و ستنز می‌پردازند.

مکتب کارکردگرایی (Functionalism)

از منظر کارکردگرایی، جامعه یک سیستم متشکل از اعضا و اجزای بی‌شماری است که هر یک باید کارکردهایی خاص را برای بقای کلی سیستم و دیگر اجزا و اعضای آن انجام دهد و نظم اجتماعی (Social Order) پدیده‌ای است که کارکردهای اعضای مختلف این سیستم را به‌صورتی مرتب و در سلسله مراتبی خاص به هم پیوند می‌دهد. جامعه‌شناسان کارکردگرا بر این باورند که اجزای سازنده یک جامعه، نهادهایی چون نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام خانواده، مذهب و سازمان‌های آموزشی و پرورشی‌اند که بدون کارکردهای ضروری و منظم آن‌ها، جامعه‌‌ای وجود نخواهد داشت و نتیجه فقدان یا اختلال این اجزاء، به خطر افتادن حیات و بقای کل سیستم اجتماعی است.


نویسنده: مریم جهانبخش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *