نگاهی به فرهنگ رسانه در ایران از دیرباز تا کنون (بخش دوم)

بازدیدها: ۱۰۷

در مقاله گذشته به تاریخچه ورود رسانه­‌های عمومی در ایران اشاره کردیم و گفتیم که با گذشت سال‌ها، اینترنت به مهم‌ترین و مقتدرترین رسانه ارتباط جمعی تبدیل شده است. ویژگی اصلی رسانه‌­ها «همه جا بودن» آن­‌هاست. رسانه‌ها بر خلاف دیگر ارکان حیات انسانی، وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند. آن­‌ها باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را بر عهده بگیرند. استوارت هال (Stuart Hall)، جامعه را به‌­صورت مدار بسته­‌ای تعریف می‌­کند که رسانه­‌های جمعی به­‌عنوان شاهراه در فرآیند هویت­‌بخشی در جامعه نقش پیدا می‌­کنند. رسانه­‌ها هم حرکت و پویائی و سرزندگی را تقویت و تولید می­‌کنند، هم رخوت و تنبلی و سستی. از یک سو، احساسات عاطفی، محبت و صداقت را بر می­‌انگیزند و از سوی دیگر، احساس زشتی، دشمنی، بی‌اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می­‌کنند. این کارکرد به­‌طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی- رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می­‌شود.

در این میان، آنچه درباره رسانه‌ها باید بیش از همه مورد توجه قرار گیرد، فرهنگ رسانه است زیرا فرهنگ، اساس همه مسائل زندگی است. فرهنگ اگر اصلاح شود سیاست، اقتصاد و همه مسائل دیگر فردی و اجتماعی حل می‌شود، اگر فرهنگ نباشد هر کاری انجام شود ممکن است بر حسب اتفاق درست باشد ولی سرانجام حاصل خوبی نخواهد داشت. از نظر معنوی هم آن‌هایی که دارای فرهنگ خوب هستند مورد احترام و کسانی که بی‌فرهنگ‌اند مورد انزجار مردم‌اند.

فرهنگ

حسین خزایی در مقاله خود بیان می­‌کند که اصطلاح فرهنگ در فرهنگ‌نامه‌های مختلف به معنی ادب، عقل، دانش، بزرگی، حکمت، هنر، علم و معرفت آمده است. فرهنگ را در جایگاه علم به معنای نشانه و نمود معنوی رشد و پیشرفت یک جامعه به کار می‌برند. از این نظر فرهنگ خصوصیتی است که یک جامعه در زمان گام برداشتن در مسیر اعتلا کسب می‌کند! در بعضی از فرهنگ‌ها، ریشه فرهنگ را از کشت و زرع، زمین و پرورش دانسته‌اند؛ یعنی عمل‌آوری و رشد در این مفهوم نهفته است؛ لذا گاهی فرهنگ به معنی رشد و تربیت افراد و جامعه انسانی به کار می‌رود، اما به مرور معنای این مفهوم متحول شده است و در مورد هر آنچه به صورت اجتماعی کسب می‌شود به کار می‌رود. ادوارد تایلور (Edward Tylor) معتقد است که فرهنگ عبارت است از مجموعه دانش، باور، هنر، دین، اخلاق، حقوق و آداب و رسوم و هر استعدادی که انسان به مثابه عضوی از جامعه معیّن کسب می‌کند. فرهنگ‌ها طی زمان سیّال‌اند و با ترکیب و تفسیر در خلال روابط ساخته می‌شود. باوجودی‌که فرهنگ‌ها در نتیجه تعامل افراد ساخته می‌شوند، این به معنای به آسانی ترکیب شدن آن نیست. بعضی از فرهنگ‌ها به آسانی در مقابل دیگر فرهنگ‌ها مستحیل می‌شوند و بعضی دیگر موضعی سرسختانه دارند.

شهرام شیرکوند، پژوهشگر اجتماعی، معتقد است: «فرهنگ به افراد هویت می­‌بخشد و باعث کنش متقابل میان آن­‌ها می‌­شود. فرهنگ، به­‌عنوان مجموعه باورها، نگرش‌ها و اعتقادهای قلبی یک گروه و جامعه، تشکیل دهنده شیوه زندگی آن­‌هاست. زمانی که شیوه زندگی جامعه بر مبنای فرهنگ قوی علمی و توسعه­‌یافته قرار گرفت، به­‌راحتی می‌توان بنیادهای توسعه پایدار را بر آن استوار ساخت».

رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و می‌توان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانه‌ها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است. لذا بحث فرهنگ رسانه هم نوعی بحث تاریخی به شمار می‌رود.

رسانه 

امروزه رسانه­‌ها تعریف گسترده‌­ای پیدا کرده‌­اند؛ یعنی رسانه مانند گذشته فقط به تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله و کتاب منحصر نیست. رسانه­‌های گروهی به سبب انبوه و فراوان بودنشان به رسانه­‌های فردی تبدیل شده‌­اند و از طرفی به صورت یک جبهه عظیم فرهنگی درآمده­‌اند. جبهه فرهنگی، به گستردگی همه کرات، کشورها، شهرها، کوچه‌­ها و خیابان­‌هاست. همه مغزها و اندیشه­‌ها جبهه فرهنگی شده‌­اند و علمدار جبهه فرهنگی، رسانه‌­ها هستند. مک لوهان نسبت به تحولات تکنولوژی رسانه‌­ها دید کاملاً خوشبینانه­‌ای دارد و امیدوار است با پیشرفت­‌های فنی بشر به یک جامعه آرمانی دست یابد که در آن همگان همه چیز بدانند و به نظر مک لوهان تحقق این امر با رسان‌ه­های جمعی میسر خواهد شد. او می­‌گوید: «اگر ارشمیدس نقطه اتکایی ‌می‌­خواست تا جهان را جابجا کند، من رسانه‌ای را می­خواهم تا جوامع را دگرگون کنم».

از جمله وظایف رسانه­‌ها عبارت است از یاددهی و یادگیری، اندیشه­‌پروری، هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی­‌های اجتماعی و رشد اجتماعی در ابعاد مختلف. تمام سعی و تلاش رسانه­‌های جمعی، رسیدن به اهداف و مقاصدی است که در عین حال، هر کدام به نحوی دارای رنگ و صبغه تربیتی­‌اند؛ زیرا این رسانه­‌ها در اموری نظیر رشد شخصیت افراد در ابعاد مختلف، ایجاد ارتباط بین افراد و جامعه، کمک به افراد در فرآیند سازگاری با جهان متغیر پیرامون و … دخالت دارند.

فرهنگ رسانه 

در عصر ارتباطات، کشورهای بسیار دوردست همسایه نزدیک هم شده‌اند و برای اولین بار در تاریخ بشر، جامعه‌ای فرازمان و فرامکان در حال شکوفائی است. انسان در دوران حیات خود، همواره اسیر زمان و مکان بوده و دنیای رسانه‌ای او را از این قید و بند رها کرده و حال می‌تواند در کمترین زمان ممکن پیام خود را به دورترین نقاط جهان برساند. فرهنگ رسانه‌ای، نوید بخش رهایی انسان از مکان و زمان است.

در درون فرهنگ رسانه‌ای، مفاهیم اجتماعی نظیر فقر و غنا در کنار هم قرار می‌گیرند. فقرا که تا پیش از این از اغنیا بی‌خبر بودند، هم‌اکنون سینه به سینه آنان حرکت می‌کنند. این پدیده فقط مربوط به مفاهیم درون جوامع نبوده و گستره‌ی آن نیز به جامعه جهانی کشیده شده است. کشورهای در حال توسعه نیز با اطلاع کامل و به واسطه‌ی فرهنگ نوین رسانه‌ها، دوشادوش کشورهای توسعه یافته قدم برمی‌دارند. 

مفهوم فرهنگ رسانه‌­ای به دلیل تنوع، درجه و اهمیت نشانه‌­ها و پیام­‌های انتقالی و تأثیر متقابل و در هم پیچیده معانی، متحول شده است. در دنیای جوانان، اقتصاد، زمان فراغت و تحصیل اشباع شده است. در حال حاضر، فرهنگ جهانی رسانه‌­ها تبدیل به نیروی آموزشی شده است که توانایی پیشی گرفتن از دستاوردهای آموزشی صنعتی را دارد.

مفهوم فرهنگ رسانه­‌ای تنها دربرگیرنده ترکیب بی اهمیت نشانه‌­ها و یا امور روزمره ناپایدار معانی جدید و قدیم نیست بلکه یک روش کامل زندگی است که در آن تصاویر، نشانه‌ها، متون و سایر برنامه‌های شنوایی- دیداری با ساختار واقعی مواد، اطلاعات، نمادها و تولیدات مصنوعی در اتصال هستند.

فرهنگ رسانه‌­ای فراگیر است و پیام­‌های آن یک قسمت مهم از زندگی روزانه است و عمده فعالیت­‌های روزانه بر پایه استفاده از رسانه‌­ها شکل گرفته است. داستان­‌ها و تصاویر موجود در رسانه‌­ها ابزارهای مهم برای ساختن هویت هستند.

در یک فرهنگ رسانه‌ای، برای افراد جوان مشکل است که تشخیص دهند کدام برنامه بیشتر به واقعیت نزدیک است. کدام برنامه را می‌توان باور کرد و کدام تصاویر اهمیت دارند. این امر تا حدی به دلیل ظهور ارتباطات دیجیتالی شده و کالایی شدن فرهنگ است که به طور معناداری شرایطی را که تحت آن زندگی و فرهنگ تجربه می‌شوند را دگرگون نموده است. فرهنگ رسانه‌ای به وسیله منابع متنوع تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی (ICT) تولید و بازتولید می‌گردد.

داگلاس کلنر (Douglas Kellner) معتقد است در فرهنگ رسانه‌ها آموختن شیوه‌های گوناگون تعامل با واقعیت اجتماعی حائز اهمیت است. کودکان و جوانان باید در معرض فرصت‌های کسب مهارت در زمینه سواد چندگانه قرار گیرند تا قادر شوند هویت، روابط و گروه‌های اجتماعی خودشان را به صورت مادی و یا مجازی و یا ترکیبی از این دو توسعه دهند.

رسانه­‌ها همچنین نقش مهمی در تربیت کودکان، نوجوانان و بزرگسالان ایفا می­‌کنند، چرا که بخش زیادی از زندگی افراد جامعه، در کنار این وسایل سرشار از اطلاعات و داده­‌ها سپری می‌­شود. وسایل ارتباط جمعی تمام جهات و ابعاد زندگی انسان­‌ها اعم از بی سواد و با سواد را پوشش می‌دهد. همه جا و به همه صورت، پیام وسایل ارتباط جمعی شنیده می‌شود و امواج این وسایل به همه روزنه‌ها و آنچه در تمامی تاریخ انسان حریم امن او تلقی می‌شد، رسوخ کرده است. این وسایل اعم از رسانه‌های دیداری، رسانه‌های شنیداری و رسانه‌های دیداری –  شنیداری بزرگترین سهم را در راه انتقال میراث فرهنگی و فکری و تربیت افراد جامعه به عهده دارند که تعالی فرهنگ و تربیت انسانی را موجب می‌شوند و انسان‌ها می‌توانند از رسانه‌های فرهنگی در راه رسیدن به تعالی و تربیت صحیح استفاده کنند.

نکته پایانی این‌که بی‌تردید رسانه‌ها در الگوسازی فرهنگی و معرفی ارزش‌های فرهنگی نقش مهمی ایفا می‌کنند. بنابراین شایسته است رسانه‌های فراگیر که نه تنها آئینه فرهنگ یک جامعه، بلکه پیام آوران آگاهی و ارشاد و هدایت هستند، بیش از دیگر رسانه‌ها به مسائل آموزشی و تبلیغی خود بها دهند.


منابع:

تارنمای رصد رسانه، ساز و کار ارتباطات.

خزایی، حسین (۱۳۸۷)، هویت و فرهنگ در عرصه فرهنگی ایران، زمانه، شماره ۷۰٫

گلشنی و همکاران (۱۳۹۱)، نقش رسانه در توسعه سیاسی و اجتماعی با تأکید بر جامعه معناگرای ایران، پژوهش‌های سیاسی، دوره ۲، شماره ۱٫

شیرکوند، شهرام (۱۳۹۲)، فرهنگ رسانه و رسانه فرهنگی، پایگاه خبری، تحلیلی اقتصادگران.