چالش‌های تولید با نگاهی به زیرساخت‌های فرهنگی (بخش دوم)

بازدیدها: ۸۰

در مقاله گذشته به وجوهاتی از فرهنگ اقتصادی اشاره کردیم که تأثیر حضورشان در تولید، راه‌گشا بوده و در حال حاضر عدم توجه به آن‌ها چالش‌هایی در ساختار اقتصادی موجود در بخش تولید ایجاد کرده است، در این مقاله به ذکر موارد تأثیرگذار دیگر می‌پردازیم.

۵- فرهنگ باور به توانایی‌های شخصی و به چالش کشیدن تفکر خلاق

در عرصه‌های تولیدی امروز، یک چالش بزرگ گریبان‌گیر توسعه و پیشرفت نسل‌های جدید مدیران تولید می‌باشد، و آن عدم باور به توانایی‌های شخصی است که عمدتاً میراث به جا مانده از پیشینیان این عرصه است. پیشینیانی که به علت سختی‌ها و مشقت‌های دستیابی به موفقیت و مصائب تولید، اعتماد به نسل بعدی را در باور خود نمی‌گنجانند و این مهم در پس‌زمینه فکری نسل جوان نقش بسته که توانایی، موفقیت و توسعه اقتصادی نسل پیشین در نسل امروز وجود ندارد. این خود بحرانی ناشی از عدم فرهنگ شناخت و خودباوری و اعتماد به جوانان در جامعه ما می‌باشد. هم‌چنین ساختار ذهنی شکل گرفته نسل گذشته در روند و روش فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی، اجازه ایجاد بها برای ایده‌های خلاق و تفکر پویا نمی‌دهد و حاصل آن سرخوردگی، ناامیدی و احساس بی‌ارزش در نسل کنونی صنعت تولید، اقتصاد و کشاورزی خواهند بود.

۶- فرهنگ تغییر محصول و عملکرد، بالاخص در شرایط بحرانی

در جهان کنونی سرعت تغییر نیازهای جامعه به فعالیت‌ها و محصولات تولید شده به نسبت دهه‌های قبل چندین برابر شده است. این بدان معناست که نیاز جدید، عرصه جدید برای محصول و خدمات ایجاد می‌کند. حال این امر در کنار فرهنگ سکناگزینی تفکری در تولید، در تناقص شدید قرار می‌گیرد و ماحصل آن چیزی جز پس زدن محصول و خدمت تولیدکنندگان با رویکرد عدم تغییر و یا پیشی گرفتن دیگر تولیدکنندگان با توان اجرایی و سابقه کمتر نخواهد بود. این مسئله به فرهنگ عدم تغییر، محصولات و عملکرد برمی‌گردد و نقطه پرخطر آن در شرایط بحرانی است. شرایطی که مانند یک غربال جداکننده افراد قوی از ضعیف، تولیدکنندگان بروز از قدیمی خواهد بود.

۷- فرهنگ مصرف‌گرایی

فرهنگ مصرف‌گرایی در سال‌های اخیر بلای جان تولیدکنندگان شده، متأسفانه فرهنگ اشتباهی است که دیگر به تولید کننده برنمی‌گردد، بلکه فرهنگ نابجایست که در مصرف کننده نهادینه شده، اگر به سبد خرید خانواده‌های ایرانی نگاهی بیندازید یا مصارف سرمایه‌گذاری آن‌ها را بررسی کنید، به این نکته پی‌خواهید برد که عمده خرید سبد خانوار به جای کالاهای سرمایه‌ای از کالاهای مصرفی مانند خوراکی‌جات، البسه مازاد نیاز‌، فرش و وسائل تزیینی تشکیل شده است. این امر به نوعی هدر دادن سرمایه ملی کشور و تضعیف ساختار مالی جامعه می‌باشد. از طرف دیگر، تولیدکنندگان کالاهای سرمایه‌ای که در اصل نگهدارنده ساختار اقتصادی کشور هستند، روز به روز ضعیف‌تر و تولیدکنندگان کالاهای مصرفی بدون چرخه بازیافت روز به روز قوی‌تر می‌شوند.


نویسنده: سید میلاد حسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *