چالش‌های تولید با نگاهی به زیرساخت‌های فرهنگی(بخش اول)

بازدیدها: ۳۹

اگر به نام‌گذاری سال‌های اخیر توسط رهبر معظم انقلاب نگاهی بیاندازیم، متوجه خواهیم شد که سال ۱۳۸۰ را ایشان با توجه به اهمیت مسئله اشتغال و تولید، سال «اقتدار ملی و اشتغال آفرینی» نام نهادند، اما از سال ۱۳۸۷ تاکنون ایشان مسئله تولید را یک مسئله بنیادی در راستای رشد جامعه دانستند. با بررسی نتایج، پی خواهیم برد که آنچه شایسته تولید و اشتغال در کشور بوده، به‌خوبی حاصل نشده است. بدیهی است که نظرات رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره کارگشا و نقطه عطف تعالی کشور بوده، اما اگر به چرایی عدم تحقق بهینه اقدامات از طرف ارکان جامعه بپردازیم به نکته عدم وجود بستر فرهنگی مطلوب در روند پیشرفت تولید برخواهیم خورد. همان‌طور که نظر رهبری نیز مبحث فرهنگ اقتصادی بوده، کما این‌که اگر ایشان هم دیدگاهی خارج از ایجاد فرهنگ اقتصادی در آحاد جامعه در نظر نداشتند، نام‌گذاری سال‌ها به شکل یک ابلاغ به دستگاه‌های دولتی صادر می‌شد و عامه مردم از آن‌چه ایشان به عنوان سند دیدگاهی برای جامعه مد نظر قرار داده‌اند، آگاه نمی‌شدند. در این مقاله، به وجوهاتی از فرهنگ اقتصادی اشاره می‌کنیم که تأثیر حضورشان در تولید، راه‌گشا بوده و در حال حاضر عدم توجه به آن‌ها چالش‌هایی در ساختار اقتصادی موجود در بخش تولید ایجاد کرده است.

۱- فرهنگ مشارکت

در جامعه کنونی ما، متأسفانه یک دیدگاه نادرست در اذهان عمده‌ی مردم شکل گرفته که شراکت و تقسیم سود و در عین حال تقسیم وظایف امری نامیمون و چالش‌زا است. اگر به ریشه این نوع تفکر بنگریم به موضوع شکست‌ها و مشکلات پیش‌آمده از مشارکت برخواهیم خورد. بی‌شک، این امر به علت عدم شناخت کافی از فرد مورد مشارکت، اعتماد بیش از حد و نداشتن قوانین و چهارچوب‌های مشارکتی به وجود آمده و البته شراکت‌های پایدار و صحیح در جامعه ما خیلی بیشتر از شراکت‌های ناموفق است، اما وسعت ابراز شکست بر اثر مشارکت‌های ناموفق به مراتب بیشتر از شراکت‌های صحیح بوده و مردم شکست‌ها و عدم موفقیت‌های خود را بیشتر از موفقیت‌های خود اعلام می‌کنند و رفته رفته این دیدگاه شکل گرفته که مشارکت در دست داشتن تمامیت یک امر بزرگ، بهتر از تقسیم وظایف، تقسیم سود و چند برابر کردن راندمان و بهره‌وری بیشتر است.

۲- فرهنگ مشارکت سود در زنجیره‌های مختلف تولید

موضوع فرهنگ مشارکت و تقسیم عادلانه سود در زنجیره‌های مختلف تولید، معضل بزرگی است که سال‌های اخیر گریبان‌گیر بخش عمده‌ای از تولیدات صنعتی و تولیدات کشاورزی شده است. این مسئله به‌خاطر وجود دلالان و واسطه‌های مختلف در مسیر انتقال محصول از تولیدکننده به مصرف‌کننده ایجاد می‌شود. متأسفانه افراد سودجو که گاهی از رصد مراکز مالی و مالیاتی نیز به دور هستند، بدون سرمایه‌گذاری ثابت حتی چند برابر تولیدکننده سود دارند و این امر موجب ناامیدی و یأس در تولیدکنندگان بالاخص در صنایع کشاورزی می‌شود. با ریشه‌یابی این موضوع، متوجه خواهیم شد که یکی از دلایل اصلی ایجاد بازار دلالی، عدم وجود نظارت کامل بر مسائل حقوقی و مالیاتی واسطه‌ها و آشکار نبودن قیمت خرید و سود حاصل این افراد می‌باشد. بعلاوه، عدم وجود قیمت پایه برای محصولات از محل تولید، وجود مشکلات اقتصادی، نبود نقدینگی در دست تولیدکننده [که باعث می‌شود محصول خود را گاهی در ازای خرید نقد، بسیار کمتر از قیمت فروش اصلی بدهد] و عدم وجود فرهنگ خرید عادلانه از سوی واسطه‌ها چنین معضلاتی را رقم می‌زند.

۳- فرهنگ به‌روزرسانی اطلاعات و ابزارهای تولیدی و استفاده از دستاوردهای علمی

در بخش عمده‌ای از تفکر صاحبان مراکز تولیدی، اعم از صنعتی و کشاورزی، با دیدگاه بروزرسانی اطلاعات، تجهیزات و حتی فروش به‌موقع تجهیزات تولیدی و خرید تجهیز جدید غریبه است. بخشی از این امر به زمان شکل‌گیری تفکر ایشان برمی‌گردد که عمدتاً هنگام ایجاد ساختار فکری در شرایطی از جامعه قرار داشته‌اند که میزان تورم سالیانه اندک بوده و زمان تولید دستگاه جدیدتر و تکنولوژی مدرن‌تر بسیار طولانی‌تر از فعل الحال قرار داشته است. لذا متأسفانه تفکر به‌روزرسانی و عمر تکنولوژی در عمده دارندگان صنایع، حلقه مغفول می‌باشد. این امر در تولیدکنندگان بخش کشاورزی با شرایط نابسامان‌تری وجود دارد، بدین صورت که بخش عظیمی از تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، در تغییر نوع محصول، نوع عملیات کشاورزی، نوع بازخورد با مشتریان و واسطه‌گری و استفاده از علوم نوین کشاورزی و حتی مدیریت، به‌ویژه در شرایط بحران، مقاومت زیادی از خود نشان می‌دهند. عدم وجود فرهنگ تغییر و به‌روزرسانی، استفاده از علوم و دستاوردهای علمی و تبیین استراتژی‌ها مانند استراتژی خروج و مشاهده کمترین کاهش در روند بهره‌وری در نوع خدمت تولیدی، در حال حاضر گریبان‌گیر صنعت‌گران و کشاورزان شده است. بدیهی است که عمر هر تکنولوژی در دنیای امروز، عددی یک رقمی بر مبنای سال است و یک تجهیز تا نیمه عمر آن تکنولوژی، دارای مشتری برای خود تجهیز می‌باشد و پس از آن ممکن است تا پایان عمر فناوری، محصول قابل ارائه در بازار را تولید کنند. اما با استهلاک خود تجهیز، اصل سرمایه ثابت رو به افول و نابودی خواهد رفت. پس بهتر آن‌که فرهنگ فروش و بروزرسانی دستگاه یا تجهیز یا خدمات کشاورزی و تولیدی در زمان مناسب در ساختار تفکری تولیدکنندگان شکل گیرد.

۴- فرهنگ شناخت آینده و توهم موفقیت

امروزه و در عصر تکنولوژی که از شرکت‌های نو بنیاد و استارت آپ خبرهای بسیاری به گوش می‌رسد. اگر به مراکز رشد و فناوری پارک‌های علم و فناوری نیم نگاهی داشته ‌باشیم، به معضل شرکت‌هایی برخواهیم خورد که خروج ناموفق داشته‌اند یا از اصل محصول تولیدی خود دور شده‌اند و یا به بازرگانی و تجارت (برخلاف هدف اصلی مراکز رشد و فناوری) روی آورده‌اند. شرکت‌ها و مراکز تولیدی که توسط جوانان توانمند و باپشتکار و باانگیزه شکل گرفته‌اند، اما پس از مدتی کوتاه، صاحبان آن‌ها سرخورده شده و تنها به فکر کسب درآمد اندک برای گذران خرج یومیه خود و شرکت‌شان می‌افتند. پس از بررسی و کندوکاو در چرایی این چالش، به مقوله توهم موفقیت و عدم وجود فرهنگ آینده‌شناسی، شناخت نیازهای آتی و فردای جامعه پی خواهیم برد. این معضل را می‌توان با بررسی و مشورت بیشتر با اندیشه‌ورزان موفق و خوش‌فکر در همان کسب و کار حل کرد. در این راستا باید از مشورت با مشاوران حقوق بگیری پرهیز کرد که موفقیت خود را فقط در کسب حقوق ماهیانه خود می‌بینند و هیچ‌گونه تغییری در جهت فکری خود و به‌روزرسانی شناختشان از جامعه هدف و جامعه فردا اعمال نمی‌کنند و به مقوله پیشرفت در راستای سنوات اولیه استخدامشان نگاه تک بُعدی دارند.

به‌طور کلی، فرهنگ به‌روزرسانی آگاهی، فرهنگ شناخت صحیح از آینده، فرهنگ عدم توهم موفقیت و فرهنگ رصد اتفاقات تأثیرگذار در نیازهای فردای مشتریان مورد مخاطب محصول تولیدی، راه‌گشای این معضل خواهد بود.


نویسنده: سید میلاد حسینی