بزرگداشت شمس تبریزی

بازدیدها: ۳۰

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

محمد بن علی بن ملک‌داد تبریزی، مشهور به «شمس تبریزی»، عارف نامدار قرن هفتم هجری است؛ عارف نامداری که با وجود شهرت عالم‌گیرش که ناشی از اشعار پرسوز و گداز مولوی درباره اوست.

چیز زیادی از روزگار و زندگانی او نمی‌دانیم. با این حال، تاثیر وی بر عالم نامدار و صاحب مقامی مانند جلال الدین محمد بلخی، نشان می‌دهد که شمس، واجد ویژگی‌های خاص بوده است. ظاهرا از این عارف نامی، اثری در دسترس نیست و آنچه درباره وی می‌دانیم، اولا، محدود به اشعار مولوی و ثانیا، محصور به حکایات و روایاتی است که می‌گویند مریدان مولوی، هنگام اقامت شمس در قونیه، در باب احوالات وی به رشته تحریر در آورده و در قالب اثری با عنوان «مقالات شمس»، به یادگار گذاشته‌اند.

آرا
آرامگاه شمس تبریزی

از این آثار، چنین بر می‌آید که وی، در خانواده‌ای اهل ذوق و مهربان زاده شده، عزم اقامت دایمی در یک مکان را نداشته و به سیر آفاق و انفس، علاقه‌مند بوده، به زبان فارسی مهر می‌ورزیده و شخصیتی نافذ و نیرومند داشته است.

قدر مسلم آن است که شهرت شمس، بیشتر به واسطه آشنایی و دیدار وی با مولوی و شوری بود که این دیدار بر دل جلال الدین افکند؛ چنان که وقتی، به دلیل فشار مریدان مولوی که به مقام شمس، حسد برده و از وضعیت استاد و مراد خود نیز، بیمناک بودند، بی خبر قونیه را ترک کرد. فراق او، مولوی را به مرز بی‌خودی رساند و حاصل این شوریدگی، ۳۶ هزار و ۳۶۰ بیت شعری بود که در قالب غزل و نام دیوان شمس سرود.

به نظر می‌رسد که این علاقه، دو سویه بوده است و شمس نیز، محبت مولانا را به دل داشته، در «مقالات شمس» و از قول او می‌خوانیم: «سفر کردم آمدم و رنج‌ها به من رسیدکه اگر قونیه را پر زر کردندی به آن کرا نکردی، الا دوستی تو غالب بود … سفر دشوار می‌آید، اما اگر این بار رفته شود، چنان مکن که آن بار کردی.»

هیچ منبعی به مقصد آخرین سفر وی از قونیه، اشاره‌ای ندارد؛ با این حال، فصیح خوافی، نویسنده «مجمل فصیحی»، نگاشته شده در سال ۸۴۵ ه.ق ضمن بیان احوال خوی، به آرامگاه شمس در این شهر اشاره می‌کند؛ آرامگاهی که هنوز در این شهر برپاست و نشان می‌دهد که خوی، آخرین مقصد شمس تبریزی بوده است.

ظاهرا این آرامگاه، بنایی معظم داشته که دست تطور روزگار و بی مهری خلق، از آن تنها مناره‌ای باقی گذاشته است، مناره‌ای که همچنان در شهر خوی، چشم نوازی می‌کند و به یاد هر ایرانی می‌آورد که این ملک زر خیز، چه گوهرهایی را به جهان ارزانی کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *