نقش کنشگران مرزی و چگونگی تأثیر اندیشکده‌ها بر سیاست‌گذاری‌ها

بازدیدها: ۲۹

طراحی ساختار اندیشکده‌ها باید به‌­گونه‌­ای باشد که قدرت آن­ها برای ایجاد ترکیبی از قابلیت تحقیق، متقاعدسازی (نیازمند مهارت تصمیم‌سازی)، و مهارت‌های ارتباطی با مخاطبان کلیدی (نیازمند واکنش به‌­موقع به مسائل بنیادی و اضطراری)، را افزایش دهد. [۱]

اندیشکده‌ها در برخی کشورها از قبیل ایالت متحده، که تجربه‌ی موفقی در این زمینه دارد، از سه طریق بر سیاست‌گذاری جوامع اثر می‌گذارند:

نخست، ازطریق خلق ایده‌های جدید و اجرای پژوهش‌هایی در مورد سیاست‌گذاری. مدیران و رهبران اندیشکده­‌ها بر اهمیت سازمان‌هایشان در شکل‌گیری سیاست‌گذاری­‌ها تأکید دارند. آن­‌ها همچنین معتقدند که اندیشکده‌ها ایده‌هایی را سازمان‌دهی می‌کنند که برای سیاست‌گذاری بسیار مهم هستند.

دوم، ازطریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی. ارائه نتایج و دستاورد پژوهش‌ها به عموم مردم به­‌گونه‌ای فعال و ازطریق رسانه‌های مختلف، رویه‌ی معمول اندیشکده‌ها است (البته در صورتی­که از نظر کارفرمایان، انتشار نتایج کل پژوهش‌­ها ایرادی نداشته باشد)؛ معمولاً اندیشکده‌ها، به‌­گونه‌ای فعال، نتایج کل پژوهش‌های خود را ازطریق رسانه‌­های ارتباطی مختلف منتشر می‌کنند و از این طریق، بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارند (همان).

در حالت کلی می‌توان گفت: اندیشکده وقتی موجودیت مؤثری دارد که حق داشته باشد نظرش را منتشر کند. متأسفانه اغلب اندیشکده‌های ما (کشور ایران) ظرفیت یا جرأت انتشار گزارش‌های خود در رسانه‌ها را ندارند.

قوانین برخی کشورها، امکان رفت‌وآمد اساتید دانشگاه‌­ها و کارکنان دولت به اندیشکده‌ها و بالعکس را فراهم کرده‌­اند. این کار تعداد کنشگران مرزی [۲] را افزایش می‌دهد. به­‌طور ساده کنشگر مرزی، کسی است که در دانشگاه کار علمی انجام می­‌دهد، زمان‌هایی در دولت کار می‌کند [از سمت مشاور تا مدیر ارشد]، به اندیشکده‌ها رفت‌وآمد دارد و بازه‌های زمانی طولانی را موظف به کار در اندیشکده‌ها است. البته این قوانین هستند که چنین رفت‌وآمدهایی را ممکن و مجاز می‌کنند. قوانین همچنین این امکان را فراهم می‌­کنند که دانشگاهیان با فضای اجرایی، سیاست­‌گذاری، رسانه و… آشنا شوند و موضوعات و مسائل بین دانشگاه، اندیشکده و حاکمیت سیاسی را به اشتراک گذارند تا تبادل اندیشه درباره آن­‌ها صورت گیرد. به این ترتیب، کنشگران مرزی می­‌توانند محدودیت، قابلیت دولت، دانشگاه، اندیشکده و دولت را به­‌خوبی درک کنند. در واقع این افراد، اصحاب اندیشکده محسوب می‌شوند.

سوم، ازطریق تأثیرگذاری مستقیم در فرآیند تصمیم‌سازی قضایی و اجرایی. یکی از اشکال اثر‌گذاری غیر‌مستقیم، دعوت از سیاستمداران و سیاست‌گذاران کلیدی برای شرکت در نشست‌های اندیشکده است؛ برای مثال، هنگامی که یک اندیشکده تلاش می‌کند تا تأثیر بلندمدتی بر شکل‌دهی اهداف سیاست خارجی داشته باشد؛ ممکن است به جای این­که ازطریق ابراز عقیده و نظر برای تأثیر‌گذاری مستقیم تلاش کند، اعضا و نمایندگان مجالس قانون‌گذاری یا دست‌اندر‌کاران وزارتخانه‌هایی چون وزارت امور خارجه را برای شرکت در سمینارهای سیاستی دعوت کند. حضور سیاست‌گذاران در نشست‌های اندیشکده در بلندمدت موجب تأثیرپذیری آن‌ها از یافته‌های مطرح شده در این نشست‌ها خواهد شد. [۳]

شواهد و مطالعات مؤسسه‌های تجزیه و تحلیل سیاسی به طور کلی نشان می‌دهد که عواملی چون تناسب و ارتباط یافته‌ها، تولید گزارش‌های معتبر و قابل اعتماد، روابط شخصی نزدیک با سیاست‌گذاران، تهیه و انتشار خلاصه‌ی یافته‌هایی که توصیه‌های عملی مهمی به سیاست‌گذاران ارائه می‌دهند، اثرات قابل‌­توجهی در موفقیت این مؤسسه‌ها در زمینه‌ی نفوذ و تأثیر بر فرآیند‌های سیاست‌گذاری دارد.


منابع

  1. سیلی، اندرو (۲۰۱۳)، گام‌هایی برای بهبود عملکرد اندیشکده‌ها، ترجمه بهزاد احمدی لفورکی (۱۳۹۳)، تهران، انتشارات مؤسسه ابرار معاصر.
  2. این مفهوم را اولین بار مقصود فراستخواه برای طیفی از سیاستمداران ایرانی به کار برد که در مرزهای تعامل دانشگاه و علم باسیاست حرکت کردند و به‌­نحوی بر سیاست و حکومت ایران اثر گذاشتند.
  3. .Abelson, Donald and Christine Caberry (1998), a comparative analysis of think tank in Canada and the United States

نویسنده: مریم جهانبخش

برداشتی از کتاب ساختار و کارکرد اندیشکده‌ها

استفاده از این مطلب با ذکر عنوان بلامانع است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *