بنیاد هریتیج

بازدیدها: ۹۳

بنیاد هریتیج در سال ۱۹۷۳، رسماً به عنوان یک اندیشکده محافظه‌کار، آغاز به کار کرد. مأموریت و هدف اعلام‌شده این بنیاد، تدوین و ترویج سیاست‌های عمومی مبتنی بر اصول «فعالیت اقتصادی آزاد، مداخله دولتی محدود، آزادی فردی، ارزش‌های سنتی آمریکایی و یک دفاع ملی قدرتمند» بود. هریتیج که امروزه یکی از بانفوذترین اندیشکده‌های جهان است، عمده قدرت و تأثیرگذاری خود را در دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان به دست آورد. بنیاد هریتیج روابط سازمانی نیرومندی با مؤسسه امور اقتصادی لندن و انجمن مونت پلرین – مقر فکری فریدریش فون هایک و میلتون فریدمن– داشته است. بنیاد همچنین عضو «شبکه سیاستگذاری دولتی»، شبکه‌ای از اندیشکده‌های راستگرا در ایالت‌های مختلف آمریکاست. بنیاد هریتیج در دوره ریاست‌جمهوری جرج دبلیو بوش همچنان صدایی تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی بود. این بنیاد از حامیان اصلی تجاوز آمریکا به عراق بود. فرانک استار، مدیر دفتر واشنگتن روزنامه بالتیمور سان، می‌گوید: «مطالعات و پژوهش‌های بنیاد هریتیج نقش اصلی را در تعیین طرز فکر و خط‌مشی دولت بوش درباره سیاست خارجی در دوره پس از سقوط شوروی داشته است». بنیاد هریتیج همچنین ید طولایی در مخالفت با سیاستگذاری‌های اجتماعی و رفاهی دولت‌ها داشته است. در دوره ریاست‌جمهوری بیل کلینتون، این بنیاد مخالف طرح خدمات درمانی کلینتون در سال ۱۹۹۳ بود. در سال ۲۰۱۰، گروهی به نام «اقدام هریتیج برای آمریکا» تشکیل شد که بازوی سیاسی بنیاد هریتیج به حساب می‌آید. «اقدام هریتیج» هدف خود را مسئول‌ دانستن کنگره در برابر ارزش‌های محافظه‌کارانه دانسته است. منتقدان بنیاد هریتیج می‌گویند که این گروه تشکیل شده تا بدون موانعی که بر سر راه بنیادهای غیرانتفاعی‌ای مثل هریتیج وجود دارد، برای تصویب قوانین مورد نظر خود در کنگره پول خرج کند. در اکتبر ۲۰۱۳، دولت فدرال آمریکا از آنجا که نتوانست با کنگره بر سر تصویب بودجه به توافق برسد، تعطیلی خود را اعلام کرد. اختلاف اصلی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان بر سر طرح «Obamacare» یا همان طرح خدمات درمانی اوباما بود. گزارش‌های نیویورک تایمز و وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد که بنیاد هریتیج و اقدام هریتیج برای آمریکا نقشی اساسی در به تعطیلی کشاندن دولت ایفا کرده‌اند. در جولای ۲۰۱۶، ۱۹ سناتور آمریکایی مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها را ایراد کردند؛ در تقبیح ۳۲ سازمان و بنیاد ذی‌نفع در سوخت‌های فسیلی که تغییرات جوی و چالش‌های زیست‌محیطی را انکار می‌کردند، یکی از این بنیادها، بنیاد هریتیج بود. از سوابق و کارنامه بنیاد هریتیج که بگذریم، این بنیاد بیش از هر چیز به خاطر گزارش‌های سالانه‌اش درباره شاخص آزادی اقتصادی در جهان شهرت یافته است. این شاخص از سال ۱۹۹۵ در همکاری با نشریه وال‌استریت ژورنال منتشر می‌شود. با این حال، این گزارش به هیچ‌وجه صرفاً یک گزارش توصیفی نیست، بلکه از پشتوانه و پیش‌زمینه‌ای هنجاری هم برخوردار است. ایده راهنمای این گزارش‌ها که در متن آن‌ها نیز آمده، این باور آدام اسمیت است: «نهادهای اساسی‌ای که از آزادی فرد برای پی‌جویی منافع اقتصادی‌اش حمایت می‌کند، به خوشبختی بیشتر کل جامعه می‌انجامد».

۷ فرمان اندیشکده هریتیج علیه ایران:

اندیشکده آمریکایی «هریتیج» در گزارشی خطاب به دولتمردان آینده آمریکا، «۷ فرمان مسیر مقابله با جمهوری اسلامی» را بعد از برجام ارائه داده است. بر اساس این گزارش، گسترش تحریم‌ها علیه ایران، تقویت نیروی نظامی آمریکا برای برهم زدن زمان گریز هسته‌ای ایران، تقویت متحدین آمریکا من‌جمله اسرائیل، اولویت بالا به برنامه دفاع موشکی، جلوگیری از گسترش سلاح هسته‌ای، افزایش تولید حامل‌های انرژی در خاک آمریکا برای مقابله با افزایش بهای نفت و سرانجام مذاکره برای توافق بهتر با ایران از آن جمله هستند.

  • فرمان اول، افزایش تحریم‌ها علیه ایران: دولت آمریکا بهتر است به فوریت همه تحریم‌های اعمال شده علیه ایران را که بر اساس توافق وین به تعویق در آمده بود، احیا کند و با تعامل با کنگره تحریم‌ها را افزایش داده و بر برنامه هسته‌ای ایران، حمایت این کشور از تروریسم، برنامه موشکی بالستیک، مداخله در امور عراق، سوریه و یمن و نیز نقض حقوق بشر و البته نگهداری ۴ آمریکایی در خاک ایران تمرکز کند. دولت جدید آمریکا باید سپاه پاسداران ایران را نیز به عنوان سازمانی تروریست معین نماید و شرکت‌های غیر ایرانی که با سپاه پاسداران داد و ستد اقتصادی دارند را تحریم کند.
  • فرمان دوم، تقویت نیروی نظامی آمریکا و بازدارندگی بیشتر علیه گریز هسته‌ای ایران: هیچ تکه کاغذی نمی‌تواند مانع از گریز هسته‌ای ایران شود. تنها عامل بازدارنده اصلی مقابل ایران و تلاش این کشور در دست‌یابی به قابلیت هسته‌ای حمله پیش دستانه نظامی آمریکا است. البته ایران در سال ۲۰۰۳، به دنبال حمله آمریکا به افغانستان و عراق بسیاری از جنبه‌های نظامی برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرد. برای موفقیت توان بازدارندگی، لازم است آمریکا بنیه نظامی خود را که به دلیل کاهش بودجه در سال‌های اخیر تضعیف شده، بازسازی کند. شکست دولت اوباما در فراهم آوردن طرح دفاع ملی منجر به فقدان حضور ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس از سال ۲۰۰۷ به این رو شده است. چنین علائمی از کاهش توانایی نظامی، خطرات ناشی از توافق هسته‌ای را تشدید کند.
  • فرمان سوم، تقویت متحدان آمریکا به ویژه اسرائیل: توافق هسته‌ای تأثیر تباه کننده‌ای را بر روابط دوجانبه آمریکا با متحدینش به ویژه اسرائیل و عربستان سعودی برجا گذاشته است. دولت بعدی آمریکا باید به حفظ منافع امنیتی مهم آمریکا و متحدینش در منطقه توجه‌ای ویژه مبذول داشته و با ایجاد توازن قوای مطلوب در منطقه موجب مهار ایران شود. واشنگتن باید با افزایش فروش سلاح به اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس که از سوی تهران تهدید می‌شوند، مبادرت کرده و البته مراقب باشد که فروش سلاح به اعراب منطقه برتری کیفی نظامی اسرائیل را در پی شعله‌ور شدن نبرد بین اعراب – اسرائیل تهدید نکند. آمریکا و متحدین اروپایی این کشور همچنین باید برای ایجاد امنیت جامع در برابر تهدید‌های ایران، همکاری‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را با اسرائیل و اعضای شورای همکاری خلیج فارس که شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است را فراهم آورند. چنین ائتلاف مهمی به مهار افزایش قدرت ایران کمک کرده و هم اقدام نظامی علیه این کشور را در (صورت لزوم) تسهیل می‌کند.
  • فرمان چهارم، توجه ویژه به دفاع موشکی: توان موشکی بالستیک ایران که در خاورمیانه بزرگترین نیرو است، تهدیدی فزاینده علیه همسایگانش است. واشنگتن باید به اسرائیل برای تقویت دفاع موشکی و کمک به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای ایجاد دفاع موشکی لایه لایه کمک کرده تا تهدید موشکی ایران را کم اثر سازد. نیروی دریایی آمریکا نیز باید آماده استقرار کشتی‌های جنگی مجهز به سپر دفاع موشکی بالستیک «اجیس» باشد تا در برابر توان بالقوه حملات موشکی ایران به کشورهای عرب خلیج فارس و اسرائیل کمک کند. آمریکا همچنین باید سامانه‌های رهگیری موشکی که با دفاع چند لایه مجهز است را فراهم آورد.
  • فرمان پنجم، جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای: واشنگتن بیش از ۵ دهه است که مخالف گسترش فن‌آوری هسته‌ای چون غنی‌سازی اورانیوم به متحدانش است. با اقدام نابخردانه و استثنا قرار دادن ایران، دولت اوباما پذیرش غنی سازی اورانیوم از سوی یک دولت سرکش را اذعان کرد. در واقع، دولت اوباما موقعیت غنی‌سازی بهتری را به دولت ایران تا دولت‌های «فورد» و «کارتر» که به شاه سابق ایران داده بودند، بخشید. توافق کوته‌بینانه دولت اوباما با ایران منجر به گسترش مجموعه‌ای از برنامه هسته‌ای در بین کشورهای مورد تهدید چون امارات متحده عربی، عربستان سعودی، ترکیه، مصر خواهد شد. برای جلوگیری از چنین پیامدی دولت بعدی آمریکا ضرورت دارد به کشورهای یاد شده اطمینان دهد در صورت افزایش قابلیت‌های هسته‌ای ایران علیه این کشور اقدام نظامی می‌کند و همچنین تهدید نظامی ایران به منافع این کشورها را دفع خواهد کرد.
  • فرمان ششم، افزایش تولد حامل‌های انرژی آمریکا و رفع محدودیت صادرات نفتی: توان اقتصادی ایران در کنار تحریم‌ها با کاهش بهای جهانی نفت که ۸۰ درصد تأمین‌کننده درآمد حکومت ایران است به طور مؤثری کاسته شده است. با رفع محدودیت‌های غیرضروری بر اکتشاف و حفاری‌های بالقوه در مناطق غنی ساحلی و مناطق نفت خیز آلاسکا، واشنگتن می‌تواند با به حداکثر رساندن فشار برای کاهش قیمت جهانی نفت در طولانی مدت کمک کند. همچنین رفع محدودیت بر صادرات نفتی آمریکا که میراث سال‌های ۷۳ و ۷۴ میلادی بابت بحران انرژی پیش آمده به واسطه تحریم نفتی اعراب بود، باعث افزایش مزیت‌های تولید بیشتر نفت و گاز خواهد شد.
  • قانون هفتم، مذاکره با ایران برای توافق بهتر: دولت اوباما در مذاکره با ایران ضعیف وارد عمل شد و آشکار بود که واشنگتن بیش از تهران نیاز به توافق هسته‌ای دارد. این موجب امکان چانه‌زنی ایران شد و آن‌ها نیز با زیرکی از این موقعیت استفاده کردند. دولت بعدی آمریکا باید در جستجوی توافقی با ایران باشد که به طور دائم این کشور را از دست‌یابی به سلاح‌های هسته‌ای باز دارد. این امر حداقل به موارد ذیل نیاز دارد:
  • متوقف کردن فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران.
  • از بین بردن بخش قابل‌توجهی از زیر ساخت‌های هسته‌ای ایران به ویژه فردو، نطنز و تأسیسات آب سنگین اراک.
  • اجرای بازرسی قوی هر موقع و هر زمان و نظارت بی‌درنگ تأسیسات هسته‌ای ایران.
  • ارتباط دادن تحریم‌های ایران به میزان تبعیت این کشور.
  • اطمینان یافتن از این‌که ایران در تلاش‌های سابق در مسیر ساخت سلاح هسته‌ای واقعیات را گفته است.
  • سرانجام تعیین فرآیند آشکار و سریع برای بازگرداندن تحریم‌ها در صورت تخلف ایران.

۶ پیشنهاد اندیشکده هریتیج به ترامپ جهت مقابله با اتحادیه اروپا:

گزارش بنیاد هریتیج ضمن برشمردن اهداف ذکر شده در سند استراتژی امنیت ملی امریکا به ارائه راهکار‌هایی به رئیس‌جمهور و کنگره ایالات متحده در این رابطه پرداخته است.تثبیت برگزیت برای دورتر شدن انگلستان از اتحادیه اروپا اولین راهکار مورد اشاره این گزارش است. این اندیشکده در همین راستا از لزوم «مذاکره برای رسیدن به توافق تجارت آزاد بین امریکا و انگلستان» یاد کرده است. این اندیشکده که پیش از این پیشنهاد‌های راهبردی‌اش حتی در دولت‌های دموکراتِ کلینتون و اوباما نیز مبنای عمل قرار گرفته عنوانِ «زمان کوتاه برای جلوگیری از احداث خط لوله انتقال گاز روسیه به اروپا (Nord Stream 2)» را برای دومین راهبرد گزارش خود در نظر گرفته است. خط لوله‌ای که قرار است گاز روسیه را به اتریش، آلمان، فرانسه، هلند و نهایتاً انگلستان انتقال دهد و احداث آن توسط شرکت گازپروم روسیه آغاز شده است. در این راستا تحت فشار گذاشتن «آلمان» و اعمال تحریم بر شرکت‌های همکار این پروژه برای جلوگیری از پیشرفت این پروژه تجویز شده است. «حضور نظامی دائمی در اروپای شرقی شامل لهستان و کشور‌های حوزه بالتیک» و تقویت سیستم دفاع هوایی، «حفظ مشارکت در حوزه بالکان» با عضویت دادن به مقدونیه در ناتو، توسعه لغو ویزا به کرواسی و جلوگیری از توافق مبادله زمینی میان صربستان و کوزوو جهت جلوگیری از سرمایه‌گذاری چین در این منطقه به ترتیب سومین و چهارمین راهکار‌های پیشنهادی این گزارش‌اند. همچنین «تمرکز بر اوکراین در سال حساس جاری» با استفاده از تقویت نیروی دریایی این کشور و ارسال نماینده‌ی بلندپایه‌ای از سوی آمریکا برای تشویق این کشور به اصلاحات در راستای تجارت آزاد پیشنهاد پنجم این سند است. در راهبرد ششم این گزارش با ذکر این نکته که کنترل شبه‌جزیره کریمه به روسیه اجازه داده که از دریای سیاه به عنوان سکویی عملیات‌های دریایی در شرق مدیترانه استفاده کند، تمرکز بر مناقشات دریای سیاه و ارسال پیام حضور جدی آمریکا با سفر رئیس‌جمهور این کشور به رومانی و در نظر گرفتن جایگاه ویژه رومانی در پذیرش پایگاه‌های نظامی آمریکا را پیشنهاد می‌دهد.


گردآورنده: سعید دهقانی

2 thoughts on “بنیاد هریتیج

  • ۱۳۹۹-۰۵-۱۳ در t ۰:۲۱ ق٫ظ
    Permalink

    مطلب بسیار جالب و جامعی بود، با سپاس

    پاسخ دادن
    • ۱۳۹۹-۰۶-۱۹ در t ۱۱:۴۲ ق٫ظ
      Permalink

      سپاس از توجه شما، خوشحالیم که مطلب را دوست داشتید

      پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *