جان فوربز نش و اندیشکده رند

بازدیدها: ۴۹۶

جان فوربز نَش جونیور (John Forbes Nash Jr) ریاضی‌دان نابغه و برجسته آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد بود. وی به مدت بیش از ۳ دهه به بیماری روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی) از نوع پارانوئید مبتلا بود.

تولد: ۱۳ ژوئن ۱۹۲۸ – بلوفیلد، ویرجینیای غربی، ایالات متحده آمریکا

درگذشت: ۲۳ می ۲۰۱۵ در نیوجرزی آمریکا – در یک سانحه رانندگی کشته شد.
شهرت: ریاضیات، اقتصاد  (تعادل نش، هندسه جبری، معادله دیفرانسیل با مشتقات پاره‌ای)  

محل کار: مؤسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه پرینستون، پرفسور جان فوربز نَش مدتی در اندیشکده رند فعالیت داشته است.
جوایز: جایزه جان فون نویمان (۱۹۷۸) – جایزه نوبل اقتصاد (۱۹۹۴)  – جایزه آبل۱ (۲۰۱۵)

بیوگرافی جان نش:

پروفسور جان فوربز نش، ریاضی‌دان نابغه و برجسته‌ آمریکایی برنده جایزه نوبل اقتصاد در تاریخ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۲۸ میلادی در بلوفیلد ویرجینیای غربی به ‌دنیا آمد. وی به‌واسطه هوش و ذکاوت زیادش در مباحث ریاضی، به‌عنوان یکی از نخبگان جهان شناخته شد. 

جان در بیست سالگی به‌طور هم‌زمان مدرک کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد را کسب کرد و دو سال بعد، یعنی در بیست و دو سالگی، موفق به کسب مدرک دکترا در بخش ریاضیات شد. او به‌معنای واقعی، یک نخبه در رشته ریاضیات بود و تئوری‌های زیاد و بحث‌بر‌انگیزی را در این حوزه وارد کرد. 

وی در سنین جوانی (سال ۱۹۵۸م ) به بیماری روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی) از نوع پارانوید مبتلا شد. نش، صداهایی غیرواقعی می‌شنید که او را از خطراتی موهوم حذر می‌دادند و وادارش می‌کردند کارهایی برخلاف میل و اراده‌اش انجام بدهد. رفته‌رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و پزشکان، بیماری او را اسکیزوفرنی در حال پیشرفت تشخیص دادند. او و زندگی‌اش در معرض نابودی قرار گرفتند به‌طوری‌که ناگزیر شد از همسرش جدا شود و در این حال، کرسی استادی خود در دانشگاه را نیز از دست داد. 

نش در ابتدا از خود سرسختی و مقاومت نشان می‌داد و سعی می‌کرد با هر ترفندی که شده، از بیمارستان و حتی از نظارت مستقیم روان‌پزشک فرار کند. اما با شدت گرفتن بیماری‌اش، کم‌کم به درمان تن داد. جدا از درمان، آنچه بیش از همه به نش کمک کرد، تلاش آگاهانه‌ای بود که او از خود نشان داد. او با تمام توان سعی کرد تا محتوای ذهنی بیمار خود را ذره‌ذره اصلاح کند. این فرآیند جبرانی، چیزی نزدیک به سی سال از بهترین سال‌های عمرش را گرفت اما امید و اراده‌ای که او از خود نشان داد، کار خودش را کرد و ریاضی‌دان نابغه بالاخره از بند بیماری نجات پیدا کرد.

نش دارای دو فرزند پسر است. فرزند نخستش – که درست هم‌زمان با شروع بیماری پدرش به‌دنیا آمد – ریاضی‌دان است و از بد حادثه، درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی هذیانی مبتلاست. او نیز سال‌هاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد. 

نش در تکامل نظریه‌ بازی‌ها نقش بسیار مؤثری داشت و به‌خاطر تلاش‌هایش در این زمینه، در سال ۱۹۹۴م به‌ همراه رینهارد سلتن (Reinhard Selten) و جان هارسانای (John Harsanyi) برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد شد. او در سال ۱۹۹۹م از دانشگاه کارنگی‌ملون، دکترای افتخاری علوم و تکنولوژی دریافت نمود. او هم‌چنین در سال ۲۰۰۳م از دانشگاه فدریکوی دوم ناپل ایتالیا دکترای افتخاری اقتصاد و در سال ۲۰۰۷م، از دانشگاه آنتورپ (بلژیک) دکترای افتخاری دیگری در همین رشته دریافت داشت. در حال حاضر، نش یکی از معروف‌ترین استادان ریاضیات در دانشگاه پرینستون است.

تعادل نش:

تعادل نش یعنی موقعیت‌هایی که در آن‌ها انتخاب شما وابسته به انتخاب دیگران نیز هست. سال‌ها پیش آدام اسمیت (Adam Smith) پدر علم اقتصاد مطرح کرد که در رقابت، انگیزه‌های فردی به اهداف مشترک کمک می‌کند و بهترین نتایج موقعی پدید می‌آید که هر کسی کاری را که برای خودش بهترین است، انجام دهد. سال‌هاست این تفکر اساس تصمیم‌گیری‌های مهم اقتصادی‌ست و در کلاس‌های درس اقتصاد این نظریه به عنوان بنیاد علم اقتصاد و یک اصل کامل تدریس می‌شود. جان نش سرانجام در سال ۱۹۹۴ به‌دلیل تلاش‌های ارزنده‌ای که در زمینه تکامل نظریه بازی‌ها انجام داد، جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. او نظریه خود را چنین مطرح کرد که «بهترین نتایج موقعی حاصل می‌شوند که هرکس آنچه را که برای خود و گروه بهترین است، انجام دهد.» او مسئله همکاری را در نظریه بازی‌ها گسترش داد و نشان داد که اگر افراد همکاری کنند و نفع گروه را نیز در نظر داشته باشند، به بیشترین منافع و سود برای خود و گروه دست می‌یابند. نظریه بازی‌ها در تلاش است تا موقعیت‌هایی را که در آن منافع افراد در تضاد است مدل‌سازی کند. این موقعیت زمانی پدید می‌آید که موفقیت فرد و تصمیم او وابسته به تصمیم و استراتژی‌هایی است که طرف مقابل انتخاب می‌کند و هدف نهایی نظریه بازی‌ها یافتن استراتژی بهینه برای بازیکنان است. کار مهمی که جان نش انجام داد و تا پیش از او در نظریه بازی‌ها مطرح نشده بود، یعنی آن چیزی که این نظریه آن را کم داشت، مسئله تعادل بود و اینکه هر بازی در نهایت یک تعادل دارد که این تعادل می‌تواند برد یا باخت باشد. البته جان نش مطرح کرد هر بازی می‌تواند هر دو سر برد یا هر دو سر باخت نیز باشد اما در هر صورت بازی تعادل دارد. به بازی‌هایی که در آن‌ها همیشه یک برنده و یک بازنده وجود دارد در اصطلاح «بازی‌های با مجموع صفر» می‌گویند؛ مانند شطرنج اما به بازی‌هایی که این‌گونه نیستند و هر دو طرف می‌توانند سود ببرند، «بازی‌های با مجموع غیر صفر» می‌گویند. جان نش کار زیادی روی تعادل در بازی‌های عدم همکاری انجام داد که بعدها به تعادل نش معروف شد. نظریه بازی‌ها در موضوعات بسیاری از جمله نحوه تعامل تصمیم‌گیرندگان در محیط رقابتی و به‌ویژه در بازارهای انحصار چندجانبه که تعداد اندکی تصمیم‌گیرنده حضور دارند و نحوه واکنش و تصمیم دیگر بازیکنان اهمیت می‌یابد، کاربرد فراوانی دارد. همچنین نظریه بازی‌ها علاوه‌ بر اقتصاد در دیگر علوم رفتاری همچون علوم سیاسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و منطق نیز کاربرد دارد. حتی در زیست‌شناسی هم برای تحلیل تکامل و تحلیل رفتار نزاع برای بقا، از نظریه بازی‌ها استفاده می‌شود.

 

کتاب «یک ذهن زیبا A Beautiful Mind‌»:

«یک ذهن زیبا»، نام کتابی است که درباره‌ زندگی پروفسور جان فوربز نش ریاضی‌دان برنده‌ جایزه‌ نوبل و مسائلی که به‌دلیل بیماری اسکیزوفرنی با آنها مواجه می‌شود، به رشته تحریر درآمده است. این کتاب توسط «سیلویا ناسار Sylvia Nasar» نوشته شده و در سال ۱۹۹۹م به چاپ رسیده است. براساس این کتاب، فیلمی سینمائی به‌همین نام در سال ۲۰۰۱م ساخته شد که صحنه‌هایی از آن، تفاوت‌هایی با زندگی واقعی جان نش دارد. «جنون درخشان A Brilliant Madness» نیز عنوان فیلم مستندی درباره نش است که نگاه دقیق‌تر و وفادارانه‌تری نسبت به زندگی او دارد. 

 

فیلم سینمائی «یک ذهن زیبا»: 

 «یک ذهن زیبا»، نام یک فیلم سینمائی آمریکایی است که درباره‌ زندگی پروفسور جان فوربز نش ساخته شده است. این فیلم در سال ۲۰۰۱م براساس کتابی به‌همین نام و به کارگردانی «ران هوارد» تولید شد. بازیگران اصلی آن، «راسل کرو» (در نقش پروفسور جان نش) و «جنیفر کانلی» (در نقش همسر نش) هستند.

«یک ذهن زیبا» توانست در رقابت‌های اسکار، جایزه‌ بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای «جنیفر کانلی»؛ جایزه‌ بهترین فیلمنامه‌ اقتباسی برای «آکیوا گلدزمن»؛ جایزه‌ بهترین کارگردانی برای «ران هوارد» و هم‌چنین جایزه‌ بهترین فیلم برای «برایان گریزر» و «ران هوارد» را به ارمغان آورد. این فیلم در رشته‌های بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین چهره‌آرایی، بهترین موسیقی متن و بهترین تدوین نیز کاندیدای دریافت جایزه‌ اسکار بود. 


گردآورنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *