مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن

بازدیدها: ۱۳۶

حوزه تصمیم‌گیری آمریکا همواره تلاش کرده تا مراکز فکری و مطالعاتی وابسته به خود را به صورت تخصصی و منطقه‌ای سازماندهی کند تا از این رهگذر بتواند با تدوین سیاست‌ها و راهبردهای تقسیم‌شده منطقه‌ای، اهداف کلان بین‌المللی خود را دنبال کند. یکی از مهم‌ترین مراکز فکری و مطالعاتی تخصصی آمریکا، مؤسسه مطالعات خاورمیانه واشنگتن (The Washington Institute for Near East Policy) است که تمرکز جدی بر روی تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه خاورمیانه دارد.

پیشینه تأسیس مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن:

با ارزیابی تحلیلگران برجسته آمریکایی در سقوط کمونیسم و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاستمداران کاخ سفید بر آن شدند تا برای رهبری آمریکا در جهان آینده، نفوذ خود را در جغرافیای راهبردی دنیا گسترش داده و از این طریق اهداف هژمونیک خود را در عرصه بین المللی تأمین کنند. بر این اساس، گروهی از سیاستمداران و نظریه‌پردازان کاخ سفید به همراه کهنه‌کاران پنتاگون و سیا، به این فکر افتادند تا منافع آمریکا در خاورمیانه را گسترش دهند، از این رو در صدد شدند تا مراکز پژوهشی و تحقیقاتی متعددی را در حوزه مطالعات خاورمیانه تأسیس کنند. بدین ترتیب در سال ۱۹۸۵ گروهی از امریکایی‌ها برای پیشبرد منافع امریکا در خاورمیانه، «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» را تأسیس کردند. از افراد حاضر در این گروه، مارتین ایندیک یکی از مدیران آیپک (AIPAC) بوده است.

در طول دهه ۱۹۹۰، تمرکز اصلی این مؤسسه بر روی مسئله روابط سیاسی اعراب و اسرائیل بود. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و وقوع جنگ اول در خلیج فارس و تغییر در اهداف استراتژیک آمریکا و تمرکز آن بر روی منطقه خاورمیانه، دامنه وسعت پژوهش این مؤسسه در منطقه گسترش یافت. پس از حوادث یازدهم سپتامبر، باز هم دامنه مطالعات و پژوهش مؤسسه گسترده‌تر شد و با بهانه تروریسم به عنوان مشکل اصلی ایالات متحده، تمرکز جدی بر روی گروه‌های جهادی اسلامی منطقه به ویژه گروه‌های شیعی قرار گرفت. البته این مؤسسه و مراکز مطالعاتی وابسته به آن تمرکز خود را جهت تدوین راهبردهای کاخ سفید در فعال کردن حوزه دیپلماسی عمومی آمریکا در منطقه قرار دادند. همچنین این مؤسسه، با اختصاص منابع کلان مالی در منطقه تلاش کرده تا با بزرگنمایی موضوعاتی چون افراط گرایی اسلامی، برنامه هسته‌ای ایران، تروریسم و گسترش سلاح‌های کشتار جمعی به خصوص سلاح اتمی در جهت ترمیم چهره آمریکا در منطقه و همچنین توجیه حضور نظامی ناتو در خاورمیانه درآید.

معرفی مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن:

مؤسسه واشنگتن به عنوان اتاق فکری عمل می‌کند که هدف آن مطالعات تخصصی بر روی خاورمیانه، تمرکز بر مطالعه و تحقیق بر روی مسائل خاورمیانه در ارتباط با منافع آمریکا و اسرائیل است و بر سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه تمرکز می‌کند. این مؤسسه در ساختار سیاسی امریکا و به ویژه در سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به خاورمیانه نقش حیاتی ایفا می‌کنند. بنابرین مؤسسه واشنگتن یکی از مؤثرترین نهادهای سیاست خارجی ایالات متحده امریکاست و بعضی وقت‌ها از آن به عنوان لابی اسراییل یاد می‌شود. هدف اصلی آن ابلاغ یک دستور کار خاورمیانه‌ای اسرائیل محور است. بسیاری از محققان فعلی و سابق این مؤسسه با نئومحافظه‌کاران و سازمان‌هایی مانند مؤسسه امریکایی اینترپرایز همراه بودند که از سیاست‌های «جنگ با تروریسم» حمایت می‌کردند.

مناطق مطالعاتی مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن:

در زمینه مناطق مطالعاتی می‌توان به کشورهای مصر، ایران، عراق، اردن، لبنان، افریقای شمالی، فلسطین، دولت‌های خلیج فارس، سوریه و ترکیه اشاره کرد.

موضوعاتی که در رابطه با این کشورها مورد مطالعه قرار می‌گیرد، عبارتند از: سیاست‌های عربی و اسلامی، دموکراسی و اصلاحات، انرژی و اقتصاد، خلیج فارس و سیاست انرژی، مسایل امنیتی و نظامی، فرایند صلح، تکثیر سلاح‌های هسته‌ای، تروریسم، سیاست ایالات متحده.

مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن و فعالیت‌های آن در حوزه جنگ نرم علیه ایران:

مؤسسه واشنگتن تمرکز مطالعاتی عمیقی بر روی ایران دارد، به طوری که با ایجاد کارگروه‌های متعدد در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اجتماعی، اقتصادی و هسته‌ای تمرکز شدیدی بر روی تحولات ایران داشته است و با استفاده از کارشناسان ایرانی مقیم آمریکا به دنبال ارتباط‌گیری با گروه‌های مخالف خارجی و داخلی ایران می‌باشد. این مؤسسه به دلیل حاکم بودن فضای صهیونیستی بر پژوهش‌ها و فعالیت‌های آن کاملاً بر ضد ایران کار می‌کند و برای رسیدن به این هدف بیشتر به دنبال کارشناسان و نخبگان ایرانی و جذب آنها در مؤسسه از طریق بورس‌های مختلف است. باید اشاره کرد که این مؤسسه پیشتر توسط یک فرد یهودی طرفدار اسرائیل تأسیس شد و بیشتر کارشناسان آن هم یهودیای طرفدار صهیونیسم می‌باشند که فعالیت‌های ضد ایرانی گسترده در مؤسسه دارند که از جمله آن می‌توان به مورتیمر زوکرمن اشاره کرد که یکی از وزنه‌های سنگین در حمایت از اسرائیل در مؤسسه واشنگتن می‌باشد.

مؤسسه واشنگتن در چهارچوب مقالات و گزارش‌های راهبردی مختلف به نقد سیستم حکومتی جمهوری اسلامی ایران و فعالیت در حوزه جنگ نرم می‌پردازد و به مقابله با ایران از طریق جنگ روانی تأکید می‌کند. برای مثال، این مؤسسه گزارشی با موضوع استفاده از اهرم‌های اطلاعاتی برای فشار به ایران منتشر کرده است. این گزارش به قلم «مایکل آیزنشتات» کارشناس ارشد و مدیر مؤسسه «مطالعات نظامی و امنیتی واشنگتن» است. آیزنشتات در این گزارش ابتدا از دید استراتژیک از رویارویی دولت آمریکا با ایران انتقاد کرده و سپس خواستار راه اندازی یک «برنامه استراتژیک» برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف داخلی در ایران و ایجاد شکاف در جمهوری اسلامی می‌شود، تا ایران به سمتی هدایت شود که برای کاهش فشار خارجی که به صورت داخلی نمود پیدا کرده از اهداف استراتژیک خود – مانند برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی خود- صرف‌نظر کند. وی به نقش تعیین‌کننده قدرت نرم اشاره کرده و معتقد است که استفاده از کلمات، اعمال و تصاویر تحریک‌کننده به عنوان بخشی از یک مبارزه دنباله دار برای ایجاد محیطی روانی در ایران بزرگترین منبع دست نخورده‌ای است که آمریکا می‌تواند از آن به عنوان اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی استفاده کند. سیاست‌گذاران آمریکا حین ارزیابی توانایی‌های ایران برای آسیب زدن به منافع آمریکا بیشتر بر قدرت سخت افزاری ایران توجه می‌کنند، یعنی به تسلیحات نامتعارف و توانایی‌های نظامی ایران، توانایی‌های دریایی (قایق‌های کوچک، مین‌ها، و موشک‌های ضد کشتی)؛ و برنامه‌های موشکی/ راکتی و هسته‌ای این کشور. این سیاست‌گذاران نقشی که قدرت نرم – بالاخص تبلیغات و جنگ روانی – در دفاع و سیاست خارجی ایران ایفاء می‌کند را نادیده می‌گیرند. مؤسسه واشنگتن طی این گزارش به زبان آیزنشتات، پیشنهادهایی برای افزایش فشار امریکا به ایران، ارائه می‌دهد. به این ترتیب که جمهوری اسلامی به احتمال زیاد سیاست‌های کنونی خود را تغییر نخواهد داد مگر اینکه احساس کند برای متوقف کردن فشارهای خارجی و داخلی -که ممکن است تهدیدی برای موجودیتش باشند- باید با خواسته‌های خارجی در حوزه مسائل هسته‌ای موافقت کند.

انستیتو واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک، اندیشکده مستقر در واشنگتن ‌دی. سی پایتخت ایالات متحده آمریکا است، که تمرکز آن بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در خاور نزدیک است. انستیتو واشنگتن که در سال ۱۹۸۵ تأسیس شده، در بیانیه مأموریت خود می‌گوید «در پی پیشبرد درکی متوازن و واقع گرایانه از منافع آمریکا در کشورهای خاورمیانه و ترویج سیاست‌هایی است که از منافع آمریکا در این کشورها حفاظت کند». در حال حاضر متخصصان بخش ایران این انستیتو مهدی خلجی، پاتریک کلاسون، باربارا ای. لیف، مایکل آیزنستات، مایکل سینگ و کاترین باوئر هستند. 

در هیئت مشاوران این مرکز اسامی مذکور در صحنه سیاسی آمریکا مانند وارن کریستوفر، الکساندر هیگ، رابرت مک فارلین، جورج شولتز و ریچارد پرل به چشم می‌خورد و پال ولفوویتز نیز پس از پیوستن به کاخ سفید به ناچار از سمت خود استعفاء داد.

در کتاب لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا دو استاد برجسته آمریکایی والت و میرشایمر از این مؤسسه در واشینگتن به عنوان یکی از ارکان اصلی و با نفوذ لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا در کنار مؤسسات بزرگ دیگر مانند: مؤسسه اینترپرایز آمریکا، مؤسسه بروکینگز، بنیاد هریتج، مؤسسه هادسن (وابسته به شرکت رند) و جینسا نام می‌برند.

در مطالعه‌ای به سال ۲۰۱۴ از سوی مؤسسه لادر دانشگاه پنسیلوانیا، مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن در میان ۶۰ اندیشکده در سطح جهان از نظر داشتن «بهترین برنامه پژوهشی میان رشته‌ای در اندیشکده‌ها» و «اندیشکده‌های دارای بهترین برنامه‌های خط مشی محور عمومی» در رتبه ۴۲ام قرار گرفت.

واکنش‌ها:

این سازمان به دلیل داشتن پیوندهای قوی با گروه لابیگر حامی اسرائیلی کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل و به این دلیل که توسط یک کارمند سابق ایپک تأسیس شده مورد انتقاد قرار گرفته‌است.

رشید خالدی استاد فلسطینی-آمریکایی و اداره‌کننده مؤسسه خاورمیانه دانشگاه کلمبیا در گفتگویی با الجزیره (شبکه خبری) در دسامبر سال ۲۰۰۳ به تندی از مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن انتقاد کرد و گفت که «سرسخت‌ترین دشمن عرب‌ها و مسلمانان» است و آن را «مهمترین ابزار پروپاگاندای صهیونیسم در ایالات متحده» توصیف کرد. در پاسخ، مارتین کرامر، دبیر فصلنامه خاور میانه و از اعضای پیوسته مدعو این مؤسسه از این گروه دفاع کرده و گفت «توسط آمریکایی‌ها اداره می‌شود، و صرفاً از منابع آمریکایی بودجه می‌پذیرد» و این که «شرم آور» است که خالدی، عرب‌هایی را که مدعو مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشینگتن بوده‌اند را به عنوان «ساده لوحانی سرگردان» محکوم می‌کند.

جان مرشهایمر، از استادان علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، و استیون والت رئیس مدرسه کندی هاروارد دانشگاه هاروارد، مؤسسه را «بخشی از هسته» لابی اسرائیل در آمریکا می‌خوانند. مرسهایمر و والت در تبیین این گروه در کتابشان لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا می‌نویسند، «با این که مؤسسه واشینگتن پیوندهایش با اسرائیل را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و مدعیست که نقطه نظری متوازن و واقع‌گرایانه در خصوص مسائل خاورمیانه ارائه می‌دهد، این‌طور نیست. فی الواقع این مؤسسه را کسانی تأمین بودجه و اداره می‌کنند که عمیقاً به پیشبرد برنامه اسرائیل متعهدند. بسیاری از کارکنانش دانشورانی مبارز یا مقامات سابق باتجربه‌اند، ولی در خصوص بیشتر مسائل خاورمیانه ناظران بی‌طرفی نیستند و در دیدگاه‌های درون صفوف مؤسسه تنوع اندکی وجود دارد».

اعضای مؤسسه در پاسخ کتاب مرسهایمر و والت را به دلایل گوناگون مورد انتقاد قرار داده‌اند و به این که «هیچ مصاحبه با مقامات حکومتی فعلی یا سابق در خصوص اثرگذاری لابی بر سیاست خارجی را نگنجانده‌اند»، این واقعیت که «نه تنها رابطه آمریکا و اسرائیل دینی برای هیچ‌یک نبوده (ادعای اصلی کتاب)»، حداقل تا حدی، «به عنوان وزنه تعادل‌آور برای رادیکالیسم» گنجینه‌ای برای حکومت‌های عرب بوده و این که «سیاست‌های خارجی را رهبران و وقایع، و نه لابی‌ها» شکل می‌دهند اشاره کرده‌اند.

فهرست اندیشکده‌های خارج

فهرست اندیشکده‌های ایران


گردآورنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *