مرکز امنیت نوین آمریکا

بازدیدها: ۶۸

تیری میسان در وب‌سایت ولترنت می‌نویسد: «بحران سوریه با وجود این که راه حل خود را در نخستین گردهمایی ژنو در ماه ژوئن ۲۰۱۲ یافته بود و با وجود تمام توافقات با ایالات متحده ادامه دارد. به‌روشنی می‌بینیم که دولت اوباما از رئیس آن پیروی نمی‌کند، ولی بجای آن به دو خط سیاسی تقسیم شده: از یک سو، امپریالیست‌هائی که با تقسیم جهان با چین و احتمالاً روسیه موافق هستند (این خط در عین حال موضع‌گیری خود رئیس جمهور اوباما نیز می‌باشد) و از سوی دیگر، امپریالیست‌های استعمارگر و اشغالگر (این گروه پیرامون هیلاری کلینتون و ژنرال دیوید پتریوس جمع شده‌اند).

خلاف تمام انتظارات عمومی به شگفتی دیدیم که برکنار شدن رئیس سازمان سیا و وزیر امور خارجه در انتخاب مجدد اوباما به انشعابات دولت پایان نداد، بلکه کاملاٌ برعکس، موجب تقویت خط فاصل شد. همین امپریالیست‌های نوین توسعه طلب بودند که به بهانۀ حملۀ سایبری علیه سونی پیکچرز «Sony Pictures» که متعاقباً آن را خلاف هر منطقی به پیونگ یانگ نسبت دادند، علیه جمهوری خلق کره اعلام جنگ کردند. رئیس جمهور اوباما نیز بیانیۀ آن‌ها را تأیید کرد و سپس فرمان «مجازات» را امضا کرد.

این گونه به نظر می‌رسد که هواداران امپریالیسم توسعه‌طلب و کشورگشا ابتدا برای ایجاد مرکز امنیت نوین آمریکا (Center for a New American Security) گردهمایی‌هایی تشکیل دادند که در بطن حزب دموکرات همان نقشی را به عهده گرفت که طرح برای امنیت آمریکای نوین (Project for a New American Century ) (که امروز همان مشاورت سیاست خارجی – فارین پالیسی Foreign Policy Initiative) در حزب جمهوری خواه به عهده دارد. بر این اساس، طرفداران امپریالیسم توسعه‌طلب و کشورگشا طی نخستین دور ریاست جمهوری بارک اوباما نقش مهمی بازی کردند و برخی از آنها به دولت اعماق (یا دولت سایه) تعلق داشتند و از این پایگاه امور را هدایت می‌کردند.

شاهین‌های لیبرال:

مرکز امنیت نوین آمریکا (Center for a New American Security) در سال ۲۰۰۷ توسط کورت کامپبل (Kurt Campbell) و میچل فلورنوی (Michele A. Flournoy) ایجاد شد. این دو روشنفکر پیش از این به اتفاق یکدیگر در مرکز استراتژی و تحقیقات بین المللی (Center for Strategic and International Studies) کار کرده بودند و دو ماه پس از سوء قصد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ انتشار (To Prevail :An American Strategy for the Campaign Against Terrorism) (برای پیروزی: استراتژی آمریکائی برای اردوگاه ضدتروریستی) را مدیریت کردند. این کتاب به بررسی و تحلیل تصمیم رئیس جمهور بوش برای حمله به گروه‌های تروریست و به همین‌گونه حمله به کشورهائی که از آنها پشتیبانی می‌کردند می‌پردازد؛ یعنی، به تعبیر و بر اساس اصطلاحی که آنها رایج ساختند، «دولت‌های ورشکسته‌ای» که قادر به کنترل امور خودشان نیستند و نمی‌توانند تروریست‌ها را در خاک خودشان خنثی سازند. با الهام از تحقیقات نیروی رزمی (Task Force) روی تروریسم در مرکز مطالعات استراتژی و امور بین المللی، از نظریۀ گسترش فوق العادۀ مأموران اطلاعاتی دفاع می‌کردند که می‌بایستی تمام جهان را تحت کنترل خود بگیرند. به‌طور خلاصه، کامپبل و فلورنوی تعبیر و گزارشات رسمی را در مورد سوء قصدها پذیرفته بودند و «جنگ علیه تروریسم» را توجیه می‌کردند که تا با راه‌اندازی آن طی بیش از یک دهه جهان را سوگوار سازند.

در سال ۲۰۰۳، کامپبل و فلورنوی به همراه سیزده روشنفکر دموکرات دیگر پرونده‌ای تحت عنوان زیر را به امضا رساندند (Progressive (Internationalism : A Democratic National Security Strategy (انترناسیونالیسم ترقی‌خواه: استراتژی امنیت ملی دموکرات). این بیانیه از جنگ‌های پسا ۱۱ سپتامبر پشتیبانی می‌کرد و در عین حال ضعف دیپلماسی رئیس جمهور بوش را مورد انتقاد قرار می‌داد. در چشم انداز انتخاب نامزد دموکرات در سال ۲۰۰۴، امضاکنندگان خواهان ارتقاء طرح امپراتوری ایالات متحده بودند (که جرج بوش از آن دفاع می‌کرد) و در عین حال شیوۀ رهبریت او را مورد انتقاد قرار می‌دادند، به ویژه بخاطر تردیدهایی که بین هم‌پیمانان به وجود آورده بود. در نتیجه امضاکنندگان «شاهین‌های لیبرال» نامیده شدند.

مرکز امنیت نوین آمریکا:

هنگام بازگشایی (۲۰۰۷)، مرکز امنیت نوین آمریکا مدعی بود که می‌خواهد در زمینۀ تفکر استراتژیک ایالات متحده، پس از هیئت باکر هامیلتون (Baker-Hamilton) و استعفای وزیر دفاع دونالد رامسفلد، طرح نوینی عرضه کند. راه‌اندازی مرکز با حضور چندین شخصیت مانند مادلن اولبرایت، هیلاری کلینتون و چاک هاگل برگزار شد. در آن دوران، واشنگتن در جستجوی راه خروج از باتلاق عراق بود. پیشنهاد کامپبل و فلورنوی برای راه حل نظامی به شکلی بود که به نیروهای نظامی ایالات متحده اجازه می‌داد بی آن که نیروهایشان را از دست بدهند در عراق باقی بمانند. برای تداوم گسترش جهانی، امپریالیسم ایالات متحده ابتدا می‌بایستی استراتژی ضدتروریستی را تدارک ببیند تا بتواند یگان‌هایش را در گروه‌های کوچکتر به عراق بازگرداند.

منطقی بود که کامپبل و فلورنوی با ژنرال دیوید پتریوس که به‌تازگی به فرماندهی اتحادیۀ نظامی در عراق انتخاب شده بود و به این علت که او نویسندۀ رساله‌ای دربارۀ موضوع ضد شورش برای ارتش نیروی زمینی ایالات متحده نیز بود. آنها یک کارشناس استرالیائی به نام دیوید کیلکولن (David Kilcullen) که بعداً به منبع الهام و فانوس دریایی ژنرال پتریوس تبدیل شد و این وضعیت را حفظ کرد.

به گفتۀ او خریداری کردن شورشیان عراقی با کار بست دو عامل ممکن خواهد بود (هویچ و چماق): ابتدا واریز کردن حقوق ماهیانه به حساب آن‌هایی که جبهۀ خودشان را تغییر می‌دهند و نظم را در سرزمین‌شان برقرار کرده و از آن حراست به عمل می‌آورند و سپس افزایش حضور و تمرکز پاره وقتی نیروی نظامی ایالات متحده به عنوان عامل فشار و بازدارندگی روی آن‌ها. این استراتژی با موفقیتی که می‌دانیم به اجرا گذاشته شد: به این معنا که ابتدا کشور از مرحلۀ جنگ داخلی شدیدی عبور کرد و سپس در وضعیتی که عمیقاً ویران شده بود، به کندی به حالت آرامش بازگشت. در واقع، برگرداندن بخشی از مقاومت عراق به اردوگاه آمریکا تنها به این دلیل امکان‌پذیر گردید که این بخش از مقاومت عراق به شکل قبیله‌ای سازماندهی شده بود.

طی این دوران، مرکز امنیت نوین آمریکا و ژنرال پتریوس جدایی‌ناپذیر به‌نظر می‌رسند، کیلکولن به مشاور پتریوس تبدیل شد و بعداً همین نقش را در رابطه با وزیر امورخارجه کوندولیزا رایس به عهده گرفت. ادغام آنها به این شکل صورت پذیرفت که سرهنگ جان ناگل (John Nagl) یکی از مشاوران پتریوس به مدیریت مرکز امنیت نوین آمریکا برگزیده شد، یعنی وقتی که کامپبل و فلورنوی وارد دولت اوباما شدند.

هویت اصلی مرکز امنیت نوین آمریکا، اتاق فکری دموکرات بود که نه تنها با شاهین‌های جمهوری‌خواه همکاری می‌کرد، بلکه برخی از آنها را نیز جذب می‌کرد. علاوه بر این نشست‌های مشترک و ملاقات و گفتگو با اعضای طرح برای امنیت نوین آمریکا افزایش یافت. این روند توسط صنایع اسلحه‌سازی یا تولیدکنندگانی که در خدمت وزارت دفاع هستند (Accenture Federal Services, BAE Systems, Boeing, DRS Technologies, Northrop Grumman) و سرمایه‌داران مالی (Bernard L. Schwartz Investments, Prudential Financial) و بنیادها(Carnegie Corporation of New York, The William and Flora Hewlett Foundation, Ploughshares Fund, Smith Richardson Foundation, Zak Family Charitable Trust) و دولت‌های خارجی (اسرائیل، ژاپن، تایوان) انجام شد.

طی اردوی انتخاباتی، کامپبل و فلورنوی راهکارهای خودشان را زیر عنوان «The Inheritance and the Way Forward» (میراث و ادامۀ راه) برای رئیس جمهور آینده منتشر کردند. از دوران بوش، آنها اصل «جنگ پیشگیری کننده» و اعمال شکنجه را زیر علامت سؤال بردند. علاوه بر این، پیشنهاد آنها در مورد جنگ علیه تروریسم بر این اساس بود که از « برخورد تمدن‌ها» اجتناب کنند زیرا در غیر این صورت واشنگتن را از هم‌پیمانان مسلمان خود محروم خواهد کرد.

دولت اوباما:

وقتی که بارک اوباما برای ریاست جمهوری انتخاب شد، میشل فلورنوی را برای نظارت روی وزارت دفاع انتخاب کرد. اصولاً او به عنوان معاون وزیر دفاع در امور سیاسی برگزیده شد، به این معنا که می‌بایستی استراتژی نوین دفاع را تنظیم کند. در نتیجه میشل فلورنوی شمارۀ ۲ وزارتخانه بود و می‌بایستی برای بودجۀ ۲۰۰ میلیون دلاری تصمیم بگیرد. از طرف دیگر، کورت کامپبل برای مدیریت دفتر خاور دور و اقیانوس آرام در وزارت امور خارجه برگزیده شد.

کامپبل و فلورنوی از این پس مبتکران استراتژی «محوری» خواهند بود. به گفتۀ آنها، ایالات متحده باید برای رویارویی با چین آماده شود. در این چشم‌انداز، آمریکایی‌ها باید به آرامی نیروهای نظامی‌شان را از اروپا و خاورمیانه به جبهۀ خاور دور منتقل کنند.

مرکز امنیت نوین آمریکا به اندازه ای نفوذ کرده و جا افتاده است که بسیاری از همکاران آن وارد دولت اوباما شده‌‌اند:

  • (Rand Beers) راند بیرس؛ وزیر امنیت داخلی.
  • (Ashton Carter) اشتون کارتر؛ معاون وزیر دفاع، و سپس وزیر دفاع.
  • (Susan Rice) سوزان رایس؛ سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، و سپس مشاور امنیت ملّی.
  • (Robert Work) رابرت وورک؛ معاون وزیر دفاع.
  • (Shawn Brimley) شاون برایملی؛ مشاور ویژۀ وزیر دفاع در زمینۀ استراتژی و سپس مدیر برنامه‌ریزی شورای امنیت ملی.
  • (Price Floyd) پرایس فلوید؛ دستیار معاون وزیر دفاع برای روابط عمومی.
  • (Alice Hunt) آلیس هانت؛ دستیار ویژۀ وزارت دفاع.
  • (Colin Kahl) کولین کاهل؛ دستیار معاون وزیر دفاع برای امور خاورمیانه، و سپس مشاور امنیت ملّی در دفتر معاون رئیس جمهور.
  • (James Miller) جیمز میلر؛ معاون وزیر دفاع معاونت امور سیاسی.
  • (Eric Pierce) اریک پیرس؛ معاون وزیر دفاع مأمور مناسبات با کنگره.
  • (Sarah Sewall) سارا سوال، در سال ۲۰۱۴ معاون وزیر امور خارجه برای امور دموکراسی و حقوق بشر.
  • (Wendy Sherman) وندی شرمن؛ در سال ۲۰۱۱ به عنوان معاون وزیر امورخارجه برای امور سیاسی برگزیده شد.
  • (Vikram Singh) ویکرام سینگ؛ مشاور ویژۀ وزیر دفاع در امور افغانستان و پاکستان.
  • (Gayle Smith) گائل اسمیت؛ مدیریت برای گسترش و دموکراسی در شورای امنیت ملّی.
  • (James Steinberg) جیمز اشتاینبرگ؛ معاون وزیر امور خارجه.
  • (Jim Thomas) جیم توماس؛ دستیار معاون وزیر دفاع در زمینۀ منابع.
  • (Edward (Ted) Warner) ادوارد (تد) وارنر؛ مشاور وزیر دفاع برای کنترل تسلیحات نظامی.

نفوذ مرکز امنیت نوین آمریکا:

میشل فلورنوی که آرزویش کسب مقام وزارت دفاع بود، در سال ۲۰۱۲ از این پست محروم ماند، زیرا او را خیلی مدافع اسرائیل تشخیص داده بودند. با این وجود او در حال حاضر در تمام امور مرتبط به دفاع حضور دارد. فلورنوی عضو شورای علمی دفاع (Defense Science Board)، شورای سیاسی دفاع (Defense Policy Board) و شورای مشورت اطلاعاتی ریاست جمهوری (President’s Intelligence Advisory Board) می‌باشد. روشن است که پیشنهادات سیاسی او چه در زمینۀ « خاورمیانۀ بزرگ» و چه در «خاور دور» پیگیری می‌شود.

مرکز امنیت نوین آمریکا از تلاش‌های وندی شرمن برای از سرگیری گفتگوهای دیپلماتیک با تهران پشتیبانی کرد. او به روشنی تأکید کرده است که مشکل ما با ایران به مشکل هسته‌ای چندان ارتباطی ندارد، بلکه مشکل اصلی گسترش انقلاب ایران است و بر این اساس یک سری پیشنهاد جدی برای قطع شبکه‌های ایرانی در آفریقا، آمریکای جنوبی و خاورمیانه را مطرح کرد.

در مورد سوریه، مرکز امنیت نوین آمریکا به این نتیجه رسیده است که سرنگونی جمهوری در کوتاه مدت ممکن نیست و پیشنهاد کرده است که «استراتژی گردشی» را به کار ببندند: یعنی به کار بستن توافقی که علیه امارات اسلامی انجام گرفته برای این که تمام کشورها روی دمشق و گروه‌های مخالف فشار بیاورند تا از بالا گرفتن وضعیت جنگی و نظامی جلوگیری شود. ولی بی آنکه در مورد اقداماتی که علیه امارات اسلامی انجام می‌دهند با بشار اسد همکاری کنند. در نتیجه تلاش‌ها باید هم زمان روی دو نکته تمرکز یابد:

  • واداشتن جمهوری به پذیرش اعضای اپوزیسیون طرفدار آتلانتیک در بطن دولت،
  • کمک‌های بشردوستانه و لوژیستیک برای مناطقی که تحت اشغال شورشیان است به شکلی بتواند قدرت جاذبه‌ای ایجاد کند.

وقتی که اپوزیسیون‌ها وارد دولت شدند، می‌توانند چرخ دنده‌های دولت سرّی را شناسایی کنند تا بعداً بتوانند آن را از بین ببرند. ولی ابتکار بی‌بدیل این طرح در فراخواستی نهفته که عبارت است از واگذاری صحرای سوریه به شورشیانی که مایل به شرکت در دولت نیستند. یعنی، صحرایی که ۷۰% از سرزمین سوریه را تشکیل می‌دهد و بخش مهم ذخیرۀ گاز را در خود جا داده است.

مرکز امنیت نوین آمریکا توجه خاصی به اینترنت دارد و بر آن است که سانسور دولتی را محدود سازد به شکلی که آژانس امنیت ملی ایالات متحدۀ آمریکا (NSA) بتواند به‌راحتی نظارت داشته باشد. در عین حال نگران چین هستند که چگونه در مقابل عملیات جاسوسی آژانس امنیت ملی ایالات متحده از خودش دفاع می‌کند.

در اقیانوس آرام، مرکز امنیت نوین آمریکا پیش‌بینی کرده است که به هند، مالزی و اندونزی نزدیک شود و طرح مدرنیزاسیون تجهیزات را علیه کرۀ شمالی در نظر گرفته است.

مسئولان کنونی:

به‌تدریج مرکز امنیت نوین آمریکا که یک ابتکار دموکرات بود که با نئومحافظه‌کاران جمهوری‌خواه همکاری می‌کرد، به مرکز اصلی تحقیقات برای ارتقاء امپریالیسم کشورگشا تبدیل شد.

علاوه بر کورت کامپبل و میشل فلورنوی بین کارمندان می‌توانیم از افراد زیر نام ببریم:

  • (Général John Allen) ژنرال جان آلن، فرماندۀ اتحادیه ضد داعش.
  • (Richard Armitage) ریچارد آرمیتاژ، معاون قدیمی وزیر دفاع.
  • (Richard Dantzig) ریچارد دانتزیگ، معاون رئیس شرکت رند (Rand Corporation).
  • (Joseph Liberman) جوزف لیبرمن، سخنگوی قدیمی اسرائیل در سنا.
  • (Général James Mattis) ژنرال جیمز ماتیس، فرمانده قدیمی مرکز فرماندهی (CentCom).

مرکز امنیت نوین آمریکا بیش از این گسترش خواهد یافت، زیرا از این پس به اتاق فکری اصلی تبدیل شده و در حدی است که می‌تواند برای بودجۀ دفاعی ایالات متحده تصمیم بگیرد و صنایع جنگی را راه اندازی کند.

فهرست اندیشکده‌های خارجی

فهرست اندیشکده‌های ایران


گردآورنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *