اندیشکده چاتم هاوس

بازدیدها: ۷۷

سوابق مؤسسه چاتم هاوس:

نام «شورای روابط خارجی» آمریکا، نامی شناخته شده برای سیاستمداران دنیا و آگاهان به مسایل سیاست بین‌الملل است.  این شورا یکی از متنفذترین سازمان‌های غیردولتی در آمریکا و یکی از هدایت‌گران اصلی سیاست خارجی این کشور محسوب می‌شود. لیکن آن چه که بسیاری از مردم از آن اطلاع ندارند، این حقیقت است که شورای روابط خارجی به واقع شاخه‌ای از یک سازمان قدیمی‌تر و در عین حال ناشناخته‌تر، در کشوری دیگر است: «مؤسسه سلطنتی امور بین‌المللی» در لندن. این مؤسسه به‌طور رسمی و با همین نام، از خاکستر اروپای ویران از جنگ اول جهانی (موسوم به جنگ کبیر) در ۱۹۱۸ سر برآورد. ایده تشکیل مؤسسه سلطنتی، در یک جلسه غیررسمی در حاشیه کنفرانس صلح پاریس، در پایان جنگ جهانی اول، یعنی تقسیم غنایم جنگ میان فاتحان اصلی (بریتانیا، فرانسه و آمریکا) مطرح شد. سال بعد (۱۹۱۹) این ایده جامه عمل پوشید و «مؤسسه امور بین‌الملل بریتانیا» به مرکزیت لندن تأسیس شد. کمی بعد، با دریافت لقب سلطنتی از جانب دربار ملکه، نام آن به «مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل» تغییر کرد. این مؤسسه، به نام مقر اصلی آن در میدان سنت جیمز لندن، به «چاتم هاوس» معروف شد. چاتم هاوس در بین متخصصان سیاست خارجی به عنوان تأثیرگذارترین، یا لااقل یکی از تأثیرگذارترین، اندیشکده‌های دنیا شناخته می‌شود.

چاتم هاوس (Chatham House)، از همان ابتدای کار، شعبه‌های خود را در کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا در سرتاسر دنیا تأسیس کرد که به «مؤسسات خواهر» معروف شدند: «شورای روابط خارجی آمریکا» (که ایده آن هم در حاشیه همان کنفرانس صلح پاریس مطرح شد)، «مؤسسه امور بین‌الملل استرالیا»، «مؤسسه امور بین‌الملل آفریقای جنوبی»، «مؤسسه امور بین‌الملل پاکستان»، «شورای بین‌المل کانادا» و سازمان‌های مشابه.

مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل، به طور رسمی، همانند شعبه‌های خود در سراسر دنیا «اندیشکده‌ای غیرانتفاعی و غیرحکومتی» است که تحلیل‌هایی اساسی درباره مسایل بین‌المللی و امور جهانی در چند حوزه اصلی ارایه می‌دهد: «انرژی، محیط زیست و منابع، اقتصاد بین‌الملل، امنیت بین‌الملل، مطالعات منطقه‌ای و حقوق بین‌الملل». چاتم هاوس نیز مشابه شعبه‌های خود در سراسر دنیا، عمده انتشارات و رویدادهای خود را برای عموم قابل دسترس می‌کند. شرکاء، حامیان و اعضای حقوقی چاتم هاوس شماری از مهم‌ترین و پرقدرت‌ترین مؤسسات و شرکت‌های جهانی و حتی دولت‌های خارجی از جمله: شرکت شِورون (غول نفتی ایالات متحده)، بلومبرگ، HSBC، توشیبا، مورگان استنلی، گلدمن ساکس، لاکهید مارتینز، رویال داچ شل، کمیسیون اروپا و شماری دیگر از شرکت‌ها، مؤسسات و دولت‌های خارجی هستند.

چاتم هاوس به طور مرتب، از شماری از سرشناس‌ترین چهره‌های عرصه بین‌الملل برای سخنرانی در دامنه وسیعی از موضوعات بین‌المللی و جهانی  دعوت می‌کند، که سخنرانی دکتر ظریف و بان کی مون نمونه‌هایی از آن بوده‌اند. گزارش‌هایی که توسط این مؤسسه ارایه می‌شود، نقش پررنگی در تعیین سرفصل‌های سیاست خارجی، نه فقط در بریتانیا، بلکه تقریباً در همه کشورهای توسعه‌یافته بازی می‌کند. با وجود این که بخش عمده فعالیت‌های چاتم هاوس برای عموم در دسترس است، خط مشی این مؤسسه برای سری نگه داشتن برخی جلسات امری شناخته شده است. این خط مشی به قانون چاتم هاوس «Chatham House Rule» معروف است و می‌گوید:  «وقتی یک جلسه، یا بخشی از آن، تحت قانون چاتم هاوس برگزار می‌شود، شرکت‌کنندگان آزادند که اطلاعات دریافتی را استفاده کنند، ولی هویت و وابستگی سخنرانان و مشارکت‌کنندگان دیگری در آن رویداد، آشکار نمی‌شود».

این قانون ظاهراً با این استدلال به کار گرفته شده است که بسیاری از اشخاص برجسته، وقتی هویت و وابستگی‌شان برای عموم آشکار باشد، نمی‌توانند نظرات خود را به صراحت درباره موضوعات مناقشه برانگیز مطرح کنند. شماری از بدنام‌‌ترین و مورد انتقادترین اجلاس در جهان، شامل کنفرانس بیلدربرگ، یا انجمن جمجمه و استخوان‌ها، به قانون چاتم هاوس ملتزم هستند و از همین رو داستان‌های زیادی درباره مخفی کاری و نفوذ پنهان آن‌ها مطرح است. وقتی پای مؤسسه‌ای چون «مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل» به میان می‌آید، سخت است که چنین داستان‌هایی را کاملاً بی‌ربط و نامعتبر در نظر گرفت.

«جی. ادوارد گریفین»، در پایگاه اینترنتی «The Eyeopener»، تاریخچه یک «گروه میزگرد» را ارایه کرد که توسط سسیل رودز «Cecil Rhodes» تأسیس شد. به نوشته گریفین، یک «حلقه مخفی» درونی از نخبگان در درون آن طوری عمل می‌کردند که اعضای بیرونی و عادی آن هیچ درکی از عملکرد حلقه مخفی اصلی نداشتند. از درون همین حلقه پنهان بود که «مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل» و شعبات آن سر برآوردند (از جمله شورای روابط خارجی آمریکا).  بر اساس نظرات پروفسور «کارول کوئیگلی»، تاریخ‌دان برجسته، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، مشاور وزارت دفاع آمریکا و مرشد معنوی بیل کلینتون، گروه میزگرد از دل یک جلسه در فوریه ۱۹۸۱ میان سسیل رودز، ویلیام استید (روزنامه نگار) و رجینالد بالیول بِرِت («لرد اِشر» بعدی) بیرون آمد. در این جلسه تصمیم گرفته شد که گروه، یک حلقه درونی مخفی هم داشته باشد که «جامعه نخبگان» خوانده می‌شد. حلقه بیرونی نام «انجمن یاری‌کنندگان» بر خود داشت. جامعه نخبگان، هسته اصلی گروه بود که شامل خود سسیل رودز و یک به اصطلاح «خونتای سه نفره» می‌شد. اعضای خونتای سه نفره استید، لرد اِشر و آلفرد میلنر بودند. میلنر روزنامه‌نگاری بود که توسط استید از گمنامی نجات یافت. استید او را دستیار سردبیر مجله «پال مال» کرد. بعد از این که میلنر چند پست سیاسی به واسطه اعمال نفوذ استید به دست آورد، رودز تصمیم گرفت او را به منصب «کمیسر عالی آفریقای جنوبی» در ۱۸۹۷ بگمارد، یک منصب مهم و تأثیرگذار در سال‌های منتهی به جنگ بوئر (جنگ میان هلندی‌های مهاجر به آفریقای جنوبی و ارتش امپراتوری انگلستان که از ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲ به طول انجامید و با پیروزی انگلستان به پایان رسید). میلنر، شماری از وکلا و مدیران جوان بریتانیایی که عمدتاً فارغ التحصیل دانشگاه آکسفورد بودند زیر پر و بال خود گرفت که همگی بعدها به برجسته‌ترین و بانفوذترین سیاستمداران نیمه اول قرن بیستم در بریتانیا تبدیل شدند. این گروه که به «مهدکودک میلنر» معروف شد، شامل چنین نام‌هایی می‌شد: لرد لوتیان، فیلیپ هنری کار، رابرت هنری برند (بارون برند اول)، جان بوکان (بارون اول توئیدزمور و بعدا حاکم انگلیسی کانادا) و «لایونل کرتیس» که بنیاینگذار رسمی چاتم هاوس در ۱۹۱۹ بود.

پروفسور کوئیگلی، در یک مصاحبه نادر، با شرح جزئیات چگونگی اعمال قدرت گروه رودز را در نیمه اول قرن بیستم از طریق مؤسساتی چون چاتم هاوس تشریح می‌کند. به گفته کوئیگلی، گروه میزگرد سسیل رودز مسئول برپایی جنگ بوئر، تأسیس تراست عظیم رودز، کنترل انتشارات تایمز، شکل‌گیری «اتحادیه ملل» ( سلف سازمان ملل)، تأسیس مؤسسه سلطنتی امور بین‌الملل، سیاست دلجویی از هیتلر در ماه‌های شروع تجاوزات هیتلر به اروپای شرقی (که توسط نخست وزیر وقت نویل چمبرلین اجرا شد) و رویدادهای مهم دیگری در نیمه اول قرن بیستم بودند.

در سال‌های اخیر، چاتم هاوس که آشکارترین تریبون گروه رودز است، گزارش‌های مهمی چون مناسب نبودن طلا برای جایگزینی سیستم پولی فعلی جهانی، تحلیل انتخابات سال ۸۸ در ایران (تحلیل چتم هاوس از اولین منابعی بود که از «وجود بی‌نظمی‌هایی در برگزاری انتخابات ۸۸» خبر داد)، امکان استفاده از فضای سایبر به عنوان سلاح راهبردی و شماری دیگر از اسناد، انتشارات و سخنرانی های مهم عرضه کرده است. چاتم هاوس در این گزارش می‌نویسد: «رواج تقلب در ایران از طریق رأی دادن با استفاده از شناسنامه افرادی که فوت شده‌اند همیشه به شکل گسترده وجود داشته؛ اگر چه نگران کننده‌ است اما چیز جدیدی نیست.»

حقیقت این است که چاتم هاوس یک مؤسسه به‌شدت قدرتمند و اثرگذار با ریشه‌های پنهان و سری است که سال‌هاست طی روندهایی پیچیده، سیاست خارجی بریتانیا را دستکاری می‌کند و شکل می‌دهد. این مؤسسه، همین کار را از طریق شعبات و زیرمجموعه‌های خود در کشورهای دیگر با سیاست جهانی انجام می‌دهد. با این حال، میزان گشودگی آن به روی عموم هم تعجب‌برانگیز است. این گشودگی به روی عموم همزمان با تلاش برای هدایت ژئوپلیتیک جهانی، چیزی است که چاتم هاوس را از کلوپ‌هایی چون بیلدربرگ و «جمجمه و استخوان‌ها» متمایز می‌کند. چاتم هاوس مانند دیگر شبکه‌ها و سازمان‌های ماسونی و شبه ماسونی، خود را زیر لایه‌ای از رازآلودگی و مخفی‌کاری پنهان نکرده است، بلکه چنان خود را در معرض دید عموم قرار داده است که کم‌کم حضور و ماهیت آن عادی جلوه کند. در نتیجه، هیچ‌گاه به اندازه سازمان‌های مشابه درباره آن حرف و حدیث و شایعه وجود ندارد. این دقیقاً نحوه کارکردی بود که رودز برای چنین سازمانی در نظر گرفته بود. شورای سلطنتی امور بین‌الملل و شورای روابط خارجی آمریکا، نمونه‌های شاخص این سیاست ساده و هوشمندانه هستند که «بسیاری از رازها را می‌توان در آشکارگی زیاد، پنهان کرد».

نکاتی درباره سسیل رودز، پدر اندیشکده‌ها:

سسیل جان رودز (۱۹۰۲-۱۸۵۳)، زاده هرتفورد شایر انگلستان، تاجر، معدن‌دار و سیاستمدار معروف قرن نوزدهم بریتانیایی در آفریقای جنوبی بود. او از ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۶، نخست وزیر مستعمره کیپ (کیپ کولونی یا کولونی دماغه امید نیک) از جانب ملکه انگلستان بود. کیپ کولونی، به مستعمره امپراتوری بریتانیا در آفریقای جنوبی و نامیبیای امروز از ۱۷۹۵ تا ۱۹۱۰ گفته می‌شد. رودز از باورمندان متعصب و کارگزاران اصلی امپریالیزم بریتانیا و استعمار این کشور در نیمه دوم قرن نوزدهم بود، به نحوی که او خود را در وهله نخست نه یک تاجر بزرگ، که یک «امپراتوری‌ساز» می‌داست. کمپانی او موسوم به «کمپانی بریتانیایی آفریقای جنوبی»، قلمرو «رودزیا» (برگرفته از نام خود او) را در ۱۸۹۵ در جنوب آفریقا ایجاد کرد که بعدها به کشور زیمباوه تبدیل شد. دانشگاه معروف رودز در آفریقای جنوبی هم نام او را بر خود دارد و هنوز هم یک بورسیه تحصیلی معروف به نام او وجود دارد. در اهمیت جایگاه سسیل رودز در تاریخ امپریالیزم بریتانیایی، تنها به گفته تاریخدان مشهور «ریچارد اِی. مک فارلِین» اشاره می‌کنیم که نقش او را هم‌سنگ نقش «جرج واشینگتن» و «آبراهام لینکلن» در تاریخ آمریکا می‌داند. به‌واقع، تاریخ آفریقای جنوبی در سه دهه آخر قرن نوزدهم به نام رودز گره خورده است. رودز به عنوان یک غول عرصه معدن‌داری (به‌ویژه معادن طلا و الماس)، نقشی اساسی را در غارت منابع آفریقای جنوبی توسط استعمار بریتانیا ایفاء کرد. همچنین باید اشاره کرد که رجینالد بالیول بِرت، شریک رودز در ایجاد گروه میزگرد، خود دوست و مشاور نزدیک ملکه ویکتوریا و بعد از او، مشاور نزدیک ادوارد هفتم و جرج پنجم بود. هدف این استعمارگران شناخته شده از ایجاد یک حلقه مخفی (که بذر اولیه اندیشکده‌ها بود)، توسعه حاکمیت بریتانیا بر سرتاسر جهان بود. جالب این که در ذهنیت آن‌ها ایالات متحده به عنوان «جزء به هم پیوسته بریتانیا باید دوباره تحت حاکمیت بریتانیا قرار می‌گرفت.» در یک کلام، آن‌ها برای خود یک نظام جهانی به رهبری بریتانیا ترسیم کرده بودند، یک سیستم جهانی حکومت‌داری تحت سلطه امپراتوری بریتانیا. خاندان یهودی معروف بریتانیا، خاندان روچیلد و سایر بانکداران بزرگ انگلیسی (عمدتاً یهودی) از حامیان همیشگی این حلقه‌ها و سازمان‌ها بوده و هستند.

فهرست اندیشکده‌های خارج

فهرست اندیشکده‌های ایران


گردآورنده: سعید دهقانی