کاندولیزا رایس

بازدیدها: ۸۲

دکترکاندولیزا رایس (Condoleezza Rice) در۲۶ ژانویه ۲۰۰۵ به وزارت خارجه آمریکا منصوب شد قبل از آن نیز معاون رئیس جمهور در امور امنیت ملی و همچنین مشاور امنیتی رئیس جمهور از تاریخ ژانویه ۲۰۰۱ بود. در ژوئن ۱۹۹۹بعد از ۶ سال تصدی ریاست دانشگاه استنفورد که مسئولیت سنگین بودجه و آموزش آکادمیک را نیز بر عهده داشت در زمان ریاست ایشان او با ۵/۱ میلیارد دلاربودجه سالیانه و برنامه آکادمیک پیچیده برای۱۴۰۰عضوهیت علمی و ۱۴۰۰۰دانشجو از موارد مدیریتی ایشان بود.

دکتر رایس، استاد علوم سیاسی عضو هیأت علمی دانشگاه استنفورد از سال ۱۹۸۱ و دارنده دو عنوان عالی آموزشی است (یکی در سال ۱۹۸۴ جایزه والترجی گورس (Walter J. Gores) برای برتری آموزشی در سال ۱۹۹۳، و دومین جایزه از روسای دانشگاه انسان و علوم برای آموزش طراز اول).

در استفورد او عضو مرکز امنیت بین الملل و کنترل تسلیحاتی و همچنین عضو ارشد موسسه مطالعاتی در امور بین الملل و عضو افتخاری بنیاد هوور(رئیس جمهور دهه‌ی بیست میلادی آمریکا) بود.

کتاب‌های او شامل: اتحاد آلمان و دگرگونی اروپا در سال ۱۹۹۵ با فیلیپ زلیکو (Philip Zelikow)، کتاب دیگری به نام نقطه عطف گورباچف در سال ۱۹۸۶ با الکساندر دالیان (Alexander Dallin) و کتاب پیمان مبهم: ارتش اتحاد جماهیر شوروی و چکسلواکی در سال ۱۹۸۴ و همچنین مقالات زیادی در مورد سیاست خارجی و دفاعی شوروی و اروپای شرقی به نگارش در آورده است او بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۰ سخنرانی‌های دامنه‌داری را در جاهای مختلف از جمله محل اقامت سفیر آمریکا در مسکو و در باشگاه کشور‌های مشترک منافع و گردهمایی‌های ملی جمهوری خواهان انجام داده است.

از سال ۱۹۸۹ تا مارس ۱۹۹۱یعنی از اتحاد دو آلمان تا فروپاشی شوروی در دولت بوش پدر یکی از مقالات ارشد در امور شوروی و اروپای شرقی شورای امنیت ملی بود. در ۱۹۸۶ عضو بخش امور بین الملل شورای روابط خارجی و معاون ویژه رئیس ستاد مشترک فرماندهی را بر عهده داشت. در سال ۱۹۹۷ در کمیته مشورتی فدرال جنسیتی که یکسان سازی آموزش نظامی را بر عهده داشت.

خانم رایس عضو انجمن‌های مختلف است، مانند سرپرست موسسه «نشان و درجه» عضو موسسه «شارل شواب« و عضو بنیاد »ویلیام و فلورا هیولت» همچنین عضوشورای مشورتی بین الملل جی پی مورگان و عضو دانشگاه روتردام و عضو شورای مدیریت هماهنگی سانفراسیسکو است. دکتر رایس مشاور اعضای موسسه مرکز ابداعات نو و حامی مالی مرکز آموزشی پالو آلتو شرقی و منلو پارک شرقی کالیفرنیا است. او همچنین معاونت رئیس جمهور در باشگاه دختران و پسران پنینسولا (Peninsula) را بر عهده دارد.

دکتر رایس قبل از این هم مشاور چندین موسسه و سازمان از جمله موسسه «ترانس آمریکا»، موسسه «هیولت پاکارد» و موسسه «کارنیج و موفوقات کارنیج» در امور صلح بین الملل و موسسه رند و شورای ملی مطالعاتی شوروی و اروپای شرقی، همچنین دراتحادیه مدنی مید پنینسولا و در KQED و در هیئت انتخاباتی عمومی سان فرانسیسکو بوده است.

دکتر رایس ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ در بیرمنگام در ایالت آلاباما متولد شد. او درجه لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه دنور در سال ۱۹۷۴، فوق لیسانس خود را در سال ۱۹۷۵ در دانشگاه نوتردام و بالاخره دکترای خود را از دانشکده مطالعاتی بین المللی دانشگاه دنور در سال ۱۹۸۱ اخذ نمود. هم اکنون عضو آکادمی هنر و علوم است. دکتر رایس دارای دکترای افتخاری از کالج مورهانس در سال ۱۹۹۱، در سال ۱۹۹۴ از دانشگاه آلاباما، در سال ۱۹۹۵ از دانشگاه نوتردام، در سال ۲۰۰۲ از دانشگاه دفاع ملی، در سال ۲۰۰۳ از دانشکده حقوق کالج می سی سی پی، در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه لویس ویلا و دانشگاه ایالتی میشیگان است و بالاخره در سال ۲۰۰۶ از کالج بوستون نیز به این افتخار نائل آمده است، او هم اکنون در واشنگتن اقامت دارد.

زندگینامه سیاسی

استاد علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد بوده و در آنجا از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹ پرووست بوده‌است. در دوره ریاست جمهوری بوش پدر نیز مشاور روابط با شوروی و اروپای شرقی در انحلال اتحاد جماهیر شوروی و اتحاد آلمان بوده‌است.

به گزارش کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۲ رایس مجوز استفاده از غرق مصنوعی را در عراق به سازمان سیا داده بود.

بخش خصوصی

  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت شورون
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد فلورا
  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت چارلز شواب
  • عضو پیشین و عضو مشاوران بین‌المللی شرکت جی. پی. مورگان
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد ترانس آمریکا
  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت هیولت پاکارد

خدمات غیردولتی

  • عضو ارشد موسسه هوور
  • وزیر امور خارجه آمریکا (۲۰۰۷-۲۰۰۵)
  • عضو شورای روابط خارجی

تاریخ تولد

 ۱۴ نوامبر ۱۹۵۴

مذهب

مسیحی (فرقه پرسبیتری)

تحصیلات

  • لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه دنور
  • فوق­ لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه نوتردام
  • دکترا از دانشکده مطالعات بین­‌الملل دانشگاه دنور

سوابق علمی و اجرایی

  • عضو ارشد موسسه هوور
  • استاد و رئیس پیشین دانشکده علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد
  • عضو و کارشناس پیشین در شورای روابط خارجی
  • عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد فلورا
  • عضو پیشین هیئت مدیره دانشگاه نوتردام
  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت کارنگی
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد کارنگی برای صلح بین‌ الملل
  • عضو پیشین هیئت مدیره شورای ملی برای مطالعات شوروی و اروپای شرقی

مشاغل دولتی

  • وزیر امور خارجه (۲۰۰۹-۲۰۰۵)
  • مشاور امنیت ملی (۲۰۰۵-۲۰۰۱)
  • دستیار ویژه رئیس جمهور در امور امنیت ملی و مشاور ارشد امور شوروی در زمان ریاست جمهوری جرج بوش پسر
  • رئیس امور شوروی و اروپای شرقی در شورای امنیت ملی (۱۹۸۹)
  • عضو شورای روابط خارجی در برنامه­‌ریزی استراتژیک هسته‌­ای در ستاد مشترک (اواخر دهه هشتاد)

بخش خصوصی

  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت چورون
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد فلورا
  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت چارلز شواب
  • عضو پیشین و عضو مشاوران بین‌المللی شرکت جی.پی.مورگان
  • عضو پیشین هیئت مدیره بنیاد ترانس آمریکا
  • عضو پیشین هیئت مدیره شرکت هیولت پاکارد

متخصص امور شوروی

در یکی از نشست‌های متخصصین کنترل تسلیحات هسته‌ای در سال ۱۹۸۵، عملکرد رایس نظر برنت اسکوکرافت که در زمان جرالد فورد به عنوان مشاور امنیت ملی فعالیت کرده بود را به خود جلب کرد. در سال ۱۹۸۹ و با انتخاب جرج بوش پدر، اسکوکرافت با سمت مشاور امنیت ملی، به کاخ سفید بازگشت و از رایس خواست تا در شورای امنیت ملی آمریکا به عنوان متخصص امور شوروی فعالیت کند. به گفته نیکلاس برنز، بوش «شیفته» رایس شده بود و در مراوداتی که با میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین داشت به شدت وابسته به مشاوره‌های او بود. وی اگر بیش از دو سال از دانشگاه استنفورد غیبت می‌کرد از تدریس در دانشگاه محروم می‌شد، بنابراین در سال ۱۹۸۱ به آنجا بازگشت. وی تحت حمایت‌های جرج شولتز (وزیر امور خارجه رونالد ریگان از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹) قرار گرفت. وی یکی از کارشناسان مؤسسه هوور بود. وی رایس را وارد باشگاهی متشکل از افراد دانشگاهی کرد که هر هفته برای بحث در مورد مسائل خارجی گرد هم می‌آمدند. در سال ۱۹۹۲، شولتز که از اعضای هیأت مدیره شرکت شورون بود پیشنهاد داد سمتی در هیأت مدیره این شرکت برای رایس در نظر گرفته شود. شورون سعی در دستیابی به یک پروژه ده میلیارد دلاری در قزاقستان داشت و رایس به عنوان یک متخصص شوروی، با نورسلطان نظربایف، رئیس‌جمهور قزاقستان، آشنا بود. وی به نیابت شرکت شورون به قزاقستان سفر نمود و این شرکت نیز به قصد تجلیل از زحمات وی یک نفتکش ۱۲۹۰۰۰ تنی را در سال ۱۹۹۳ به نام‌ کاندولیزا رایس نامگذاری کرد. وی در همین زمان به عنوان عضو هیأت مدیره شرکت ترانس‌آمریکا (۱۹۹۱) و هیولت-پاکارد (۱۹۹۲) منصوب شد.

وی در سال ۱۹۹۲ در دانشگاه استنفورد نامزد ریاست کمیته تحقیقات شد تا جانشین دونالد کندی شود. کمیته در نهایت گرهارد کاسپر، معاون دانشگاه شیکاگو، را بدین سمت برگزید. کاسپر به شدت تحت تأثیر رایس قرار گرفت و وی را در سال ۱۹۹۳ به سمت معاون استنفورد و مدیر ارشد بودجه منصوب کرد. وی همچنین کرسی تدریس و رتبه استاد تمامی را دریافت کرد. رایس اولین زن، اولین سیاه‌پوست و جوانترین معاون تاریخ دانشگاه استنفورد بوده است.

پیشینه در وزارت خارجه

فعالیت رایس در وزارت خارجه با تلاش‌‌های وی برای احیای دیپلماسی ایالات متحده شناخته شد که در دوره اول ریاست جمهوری جرج بوش و زمان کالین پاول، به شدت آسیب دیده بود. بوش با رویکردی کاملا آشکار و برخلاف سیاست‌های انزوا طلبانه دوره اول ریاست جمهوری وی که پس از حملات ۱۱ سپتامبر بر فضای سیاسی ایالات متحده حاکم شد، به‌ ناچار به رایس اجازه داد که برای اصلاح روابط این کشور با متحدان کلیدی در اروپا و دیگر نقاط جهان و مذاکراتی مقدماتی با «دشمنانی» نظیر ایران تلاش کند و اقدامات دیپلماتیک چندجانبه‌‌ای انجام دهد که مهم‌ترین آنها در واکنش به آزمایش‌‌های موشکی کره شمالی در جولای ۲۰۰۶ اتفاق افتاد.

مجله تایم در اظهارنظری درباره واکنش دولت به این آزمایش‌‌ها نوشته بود: «در دکترین قدیمی بوش، اقدامات دیکتاتوری نظیر کیم جونگ ایل، مستحق اقدامات تنبیهی از سوی دولت ایالات متحده بود. اما در عوض، دولت بیشتر بر روی چندجانبه‌گرایی و تضعیف تحریک پیونگ یانگ متمرکز شده است. این اقدام بیش از هر چیز تایید نظریه‌ای است که گری باس، استاد علوم سیاسی دانشگاه پرینستون آن را «دکترین بازدازنده» می‌خواند. به بیان دیگر، دیپلماسی کابوی مرده است.

این سیاست نوپا انتقادهای شدید بسیاری از ملی‌گراها و نومحافظه‌کاران تندرو در ایالات متحده را برانگیخت. گروه‌‌هایی نظیر مرکز سیاست‌گذاری امنیتی و موسسه امریکن اینترپرایز، بار دیگر با اطلاق لفظ «دلجویانه» به سیاست‌های دولت، از شکست در تقابل با «تهدید موجودیت» انتقاد کردند. در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۰۶ مقاله‌ای با عنوان «آیا بیل کلینتون هنوز رئیس جمهور است؟» در مجله نشنال ریویو به چاپ رسید. مایکل لدین، یکی از محققان برجسته موسسه امریکن انترپرایز، «دلجویی از کره‌شمالی» را بدین ترتیب توصیف کرده بود: «ما پیشنهاد ارائه راکتور آب سبک را می‌دهیم که به اندازه راکتور آب سنگین خطرناک نیست. ما به آنها هیچ امکاناتی نخواهیم داد، مگر آنکه غنی‌سازی را متوقف کنند. تمامی اینها درست و کاملا احمقانه هستند، چراکه دیوانه به فردی اطلاق می‌شود که فکر می‌کند با تکرار انجام یک کار، نتیجه متفاوتی خواهد گرفت».

در اواسط سال ۲۰۰۶، مرکز سیاست‌گذاری امنیتی در اقدامی مشابه، رایس را به علت تلاش برای مذاکره با ایران مورد انتقاد قرار داد. در سرمقاله نشریه این مرکز آمده بود: «بوش در مقابل تحریک‌ها و ناسازگاری‌های رو به فزونی ایران، تصمیم گرفت پیشنهاد رفتار دلجویانه را بپذیرد. تنها نتیجه تصمیم دولت بوش مبنی بر آمادگی آمریکا برای مذاکره مستقیم با ایران در صورت تعلیق غنی‌سازی توسط این کشور، که امروز توسط کاندولیزا رایس اعلام شد، این است که به این کشور مشوق‌هایی داده و آن را به سوی رفتارهای مشابه گسترده‌تر سوق خواهد داد.»

پس از درگیری بین اسرائیل و حزب‌الله در جولای ۲۰۰۶، رایس به بازگو‌کننده نظرات ریچارد پرل در مباحثاتش مبنی بر اینکه حملات اسرائیل «واکنشی کاملا مناسب در برابر تهدید موجودیتی است که این کشور در حال حاضر درگیر آن شده است»، مبدل شد. رایس با رد درخواست‌ها برای آتش بس زودهنگام اظهار کرده بود: «این تصمیم اگر به راحتی ما را به وضعیت کنونی بازگرداند، وعده‌ای اشتباه خواهد بود.»

رایس در مورد کشتار و تخریبی که در حملات اسرائیل ایجاد شده بود، گفته بود که این تخریب‌ها «تغییرات لازم برای ایجاد خاورمیانه جدید هستند.»

موضع‌گیری‌های ضد و نقیض رایس در تقابل وی در وزارت خارجه با موضوعات مرتبط با ایران نیز مشهود بود. وی در حالی‌که پیشنهاد می‌داد تمایل دارد در صورت تعلیق غنی‌سازی ازسوی ایران، با این کشور مذاکره مستقیم کند، به توسعه استراتژی‌هایی برای تغییر رژیم در این کشور می‌پرداخت و ۸۵ میلیون دلار به این هدف اختصاص داده بود و گروهی از نهادهای تخصصی را بنیان نهاد و حداقل اینطور به نظر می‌رسد که هدف دولت ایالات متحده، تغییر نظام روحانیت در ایران است. از بین این نهادها می‌توان به دفتر امور ایران و گروه عملیاتی و سیاست‌گذاری ایران-‌ سوریه اشاره کرد.

همانطور که ریچارد هاس رئیس موسسه مطالعاتی شورای روابط خارجی آمریکا به لس آنجلس تایمز گفته بود: «ما به ایران می‌گوییم خواستار تغییر رژیم هستیم، اما اکنون که اینجا هستید، مایلیم با شما مذاکره کنیم تا برنامه هسته‌ای خود را متوقف کنید.»

جکسون دیل، سردبیر روزنامه واشنگتن پست، در اظهارنظری درباره ماه‌های اول حضور رایس در وزارت خارجه و امتناع از انتصاب جان بولتون گفته بود: «تصویری که در حال ظهور است، وزیر امور خارجه‌ای است که بر روی حل و فصل مسائل و متوقف کردن قراردادها با متحدان اصلی متمرکز شده است. این موضوع لزوما بدین معنی است که از برتری ایالات متحده در حال کاسته شدن است و این کشور گاها بر سر برخی خط قرمزهای محافظه‌کاران نظیر کوبا و [دیوان بین‌المللی کیفری] سازش خواهد کرد. کالین پاول تلاش کرد که سیاست خارجی دولت بوش را در دور اول ریاست جمهوری وی، به این مسیر هدایت کند، اما موفق نشد. اگر ماه‌های اول فعالیت رایس را به عنوان نشانه‌ای برای ادامه روند فعالیت‌هایش در نظر بگیریم، وی عمل‌گرایی را یکی از مشخصه‌های اصلی دوره دوم ریاست جمهوری بوش قرار داد.

خط مشی حرفه‌ای

موضع‌گیری‌های ضد و نقیض رایس در وزارت خارجه تا حدودی منعکس کننده خط مشی حرفه‌ای وی بوده است. رایس پیش از انتخاب بوش در سال ۲۰۰۰، از سیاست خارجی بازدارنده حمایت می‌کرد که به شدت به خواسته‌های ایالات متحده وابسته بود. اما رایس با دستورکار ایدئولوژیک پرخاشگرانه‌ای که توسط افرادی نظیر پال وولفوویتز و دیک چنی، ترویج می‌شد، به سرعت سطح جدیدی از اطمینان را ارائه داد. برای مثال، در سپتامبر ۲۰۰۲ وی ادعا کرد: «همواره در مورد اینکه صدام حسین با چه سرعتی می‌تواند به سلاح هسته‌ای دست یابد، تا حدودی ابهام وجود دارد. اما ما دوست داریم این شک مبنی بر دستیابی این رژیم به سلاح هسته‌ای، روزی به قطعیت در این زمینه تبدیل شود.»

با وجود همکاری رایس با دستورکار نومحافظه‌کاران در دوره اول ریاست جمهوری بوش، نمی‌توان وی را محافظه‌کار تلقی کرد. البته پیشینه سیاسی وی بیانگر حداقل یک شباهت وی با این حزب سیاسی است. وی از چپ به راست تغییر گرایش داده است. رایس در رابطه با ترک حزب دموکرات و پیوستن به جمهوری ‌خواهان گفت: «حزبی را یافتم که من را به عنوان یک فرد در نظر می‌گرفت، نه به عنوان بخشی از یک گروه. در آمریکا با آموزش و تلاش زیاد دیگر مهم نیست که از کجا آمده‌اید. این مهم است که به کجا می‌روید.»

وی پس از پیوستن به دولت، گاهی از ادبیات نومحافظه‌کاران استفاده می‌کرد. به عنوان مثال، می‌توان به اظهارنظر وی در فوریه ۲۰۰۳ اشاره کرد. وی گفته بود: «قدرت مهم است. اما سیاست خارجی آمریکا نمی‌تواند شامل اصول اخلاقی نباشد. علاوه بر این، مردم آمریکا نیز چنین امری را نخواهند پذیرفت. اروپایی‌ها به ما می‌خندند و می‌گویند که ساده‌لوح هستیم، اما ما اروپایی نیستیم، ما آمریکایی هستیم و اصول متفاوتی داریم.»

رایس از اواسط دهه هشتاد به بعد، به سرعت از دروازه‌ای که دولت، شرکت‌های آمریکایی، دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها را مرتبط می‌کند، عبور کرد. رایس در سال ۱۹۸۶ با اخذ بورسیه تحصیلی شورای روابط خارجی آمریکا به عنوان عضو برنامه ریز استراتژیک رؤسای ستاد مشترک، کار خود را در دولت آغاز کرد. وی در دوره ریاست جمهوری جرج بوش، مشاور شورای امنیت ملی بود که در آنجا به یک فرد خبره در زمینه شوروی تبدیل شد. مشاور بوش به گورباچوف گفته بود: «او کاندولیزا رایس است. هرآنچه را که من درباره شوروی می‌دانم، او به من می‌گوید.»

رایس طی چند سال، روابطش را با خانواده بوش افزایش داد که از این بین می‌توان به رابطه وی با باربارا بوش اشاره کرد. دو سال قبل از انتخاب بوش، وی یکی از مهمان‌های دائمی کاخ ریاست جمهوری بود. در زمان رقابت انتخاباتی، رایس به کرات حمایت خود را از بوش اعلام می‌کرد و یک بار از وی به عنوان «فردی با قدرت درک بسیار بالا» یاد کرد.

زمانی که جرج بوش اقدام به انتخاب مشاورانش برای رفتن به کاخ سفید کرد، تیم سیاست خارجی وی که رایس نیز عضو آنها بود، لقب «ولکان‌ها» را به خود اختصاص داد که نام خدای آتش و فلز رومیان است. بیرمنگام، زادگاه رایس نیز به عنوان قلب صنعت فولاد در جنوب شناخته می‌شود. از بین دیگر ولکان‌ها می‌توان به استفن هادلی، چنی، دونالد رامسفلد و وولفوویتز اشاره کرد.

جیمز مان در مورد لقب «ولکان‌ها» برای کابینه جنگی بوش نوشته است: «این لقب نشانگر نسلی است که دو بازه زمانی جدا از هم و متفاوت را به هم پیوند داده‌اند: دوران پیش از جنگ سرد و دوران پس از جنگ سرد. برای ولکان‌ها، تجزیه شوروی تنها بیانگر فصل میانی داستان است، نه ابتدا یا انتهای آن.»

یک سال قبل از آنکه بوش به کاخ سفید برود، رایس مقاله‌ای مشهور برای مجله فارن افرز نوشت. وی در این مقاله با عنوان «توسعه منافع ملی» دستورالعمل جدیدی برای سیاست خارجی ایالات متحده نوشت که در آن با انتقاد از سیاست کلینتون عنوان کرده بود که این سیاست از منافع ملی ایالات متحده فاصله گرفته و بیش از حد با خواسته‌های چندجانبه‌گرا مرتبط است. وی نوشته بود: «سیاست خارجی در یک دولت جمهوری‌خواه بر پایه منافع ملی شکل می‌گیرد و نه بر پایه خواسته‌های یک انجمن بین‌المللی غیرواقعی». بنا به نظر رایس «توافق‌های چندجانبه و سازمان‌های بین‌المللی نباید به هدف ما مبدل شوند؛ تمهیداتی نظیر پروتکل کیوتو و پیمان جامع منع اشاعه هسته‌ای، منافع ایالات متحده را محدود خواهند کرد». وی عنوان کرد: «ایالات متحده باید به این اصل اساسی بازگردد که «قدرت مهم است». ایالات متحده به جای «اعمال قدرت مشروع به نیابت از فرد دیگر، می‌بایست تنها بر منافع ملی خود تمرکز کند. اولویت دوم در تلاش برای دستیابی به منافع ملی، منافع دیگر کشورها خواهد بود». رایس در ارتباط با عراق گفت: «مادامی که صدام نرفته است، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده باید از تمامی امکاناتش از جمله حمایت از اپوزوسیون، استفاده کند تا وی را کنار بگذارد.»

پیشینه در شورای امنیت ملی

سمت رایس به عنوان مشاور امنیت ملی بوش، مناقشه‌های فراوانی را در پی داشت. استفن هادلی، دستیار وی، مسئولیت اشتباه دولت بوش در متهم ساختن عراق به خریداری اورانیوم از نیجریه را بر عهده گرفت. طبق گزارش واشنگتن پست، جرج تنت، رئیس وقت سیا، به هادلی گفته بود که تایید نیجریه‌ای‌ها نسبت به فروش اورانیوم به عراق که بارها توسط بوش و چنی به عنوان توجیه برای حمله به عراق مطرح شد، بی‌اعتبار است و نباید بدان توجه شود.

هادلی و رایس، هر دو در بین افرادی بودند که به علت شکست اطلاعاتی در حمله انجام شده، مورد بازپرسی قرار گرفتند. با وجود اینکه هر دوی آنها در گزارش آگوست ۲۰۱۰، هشدار درباره برنامه‌ریزی حمله القاعده به آمریکا را مشاهده کرده بودند، رایس به کمیته بازرسی گفت: «هیچ راهی برای جلوگیری از حملات ۱۱ سپتامبر وجود نداشت. هیچ نشانه‌ای مبنی بر احتمال حمله به ایالات متحده وجود نداشت. اگر موردی وجود داشت، ما بر روی آن کار می‌کردیم.»

در جریان مباحثات برای کاندیداتوری رایس برای وزارت امور خارجه، قانون‌گذاران وی را به عدم پذیرش اشتباهات در برنامه‌ریزی یا قضاوت و خودداری از پاسخگویی در مورد عدم وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، متهم کردند. سناتور دیک دوربین (دموکرات- ایلینویز) در این خصوص گفت: «در نهایت، من نمی‌توانم بهانه‌های تکراری و متعدد خانم رایس را بپذیرم.» ادوارد کندی و جان کری، دو تن از سناتورهای ماساچوست نیز از جمله دموکرات‌هایی بودند که علیه وی رأی دادند.

همانطور که واشنگتن پست در صفحه اول خود درباره رایس نوشته است: «وی در مناقشات مربوط به استفاده دولت از اطلاعات مربوط به سلاح‌های عراق، برای شروع جنگ، به دام افتاده است. وی در بین حلقه‌ای از همکارانش که ادعا می‌کنند وی بخشی از اطلاعات حیاتی را نخوانده و یا به یاد نمی‌آورد، به دام افتاده است. او اظهاراتی درباره اطلاعات ایالات متحده درباره عراق را بیان کرده که توسط حقایقی که بعدها ظاهر شده است، نقض شده‌اند. وی هشدارهای فراوانی را که از سوی آژانس‌های اطلاعاتی مبنی بر لزوم رعایت احتیاط در ادعاها مبنی بر برنامه هسته‌ای عراق، داده می‌شد، نشنیده است و ادعاهایی کرده که می‌دانست نادرست هستند.»

بخش خصوصی

رایس تا ۱۵ ژانویه ۲۰۰۱، یعنی زمانی که به عنوان مشاور امنیت ملی جرج بوش انتخاب گردید، ریاست کمیته سیاست‌گذاری شرکت شورون را بر عهده داشت. شورون بنا به دلایل نامعلوم نام رایس را بر روی یک کشتی نفتکش گذارد، اما بعدها به علت مجادلات پیشامده نام آن را به آلتر‌ وویجر تغییر داد.

وی همچنین در هیأت مدیره شرکت‌ها و موسسات زیر فعالیت نموده است: بنیاد تعاونی کارنگی، شرکت چارلز شواب، شرکت شورون، شرکت هیولت پاکارد (HP)، مؤسسه رند، شرکت ترانس‌آمریکا و چند سازمان دیگر.

رایس در سال ۱۹۹۲، مرکز نسل جدید را بنیان نهاد. پس از پایان تصدی وزارت امور خارجه، پیشنهاد شغل کمیسیونر کنفرانس پاسیفیک ۱۰ به وی شد، اما رایس تصمیم گرفت به عنوان استاد علوم سیاسی به دانشگاه استنفورد بازگردد و نیز به عنوان کارشناس ارشد در مؤسسه هوور به فعالیت بپردازد.

عراق

رایس از حامیان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود. زمانی که عراق در ۸ دسامبر ۲۰۰۲، اعلامیه انهدام تسلیحات کشتار جمعی خود را به سازمان ملل ارائه کرد رایس مقاله‌ای با عنوان «چرا ما می‌دانیم عراق دروغ می‌گوید» در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر نمود.

در اکتبر ۲۰۰۳، رایس مسؤول «گروه باثبات‌سازی عراق» شد تا «خشونت در عراق و افغانستان را فرو نشانده و بازسازی هر دو کشور را تسریع بخشد.» در می ۲۰۰۴، روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داد که این شورا تقریبا دیگر وجود خارجی ندارد.

قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۰۴، رایس اولین مشاور امنیت ملی شد که برای رئیس‌جمهور وقت وارد مبارزه انتخاباتی می‌شود. وی گفت: «صدام حسین هیچ ربطی به حملاتی که به آمریکا شدند نداشت، اما عراق بخشی از خاورمیانه‌ای است که در وضعیت فساد و بی‌ثباتی بود، بخشی از موقعیتی که مسأله ۱۱ سپتامبر را به وجود آورد.»

باربارا باکسر، نماینده دموکرات مجلس سنا از ایالت کالیفرنیا، نیز رایس را در ارتباط با جنگ عراق مورد انتقاد قرار داده است: «من شخصا معتقد هستم که وفاداری شما به مأموریت محوله یعنی «آغاز جنگ به هر قیمتی» بر احترام شما به حقیقت سایه افکنده بود.»

تونی اسنو، دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، اظهارات باکسر را حمله‌ای به وضعیت رایس به عنوان یک زن مجرد و بدون فرزند قلمداد کرده و به اظهارات باکسر را «جهشی رو به عقب برای فمینیسم» توصیف نمود.« رایس بعدها در پاسخ به اظهارات باکسر گفت: «من فکر کردم که بهتر است بچه نداشته باشم، و من فکر می‌کنم اگر مجرد بوده و بچه نداشته باشید هم می‌توانید تصمیمات خوبی برای کشور بگیرید.» باکسر نیز در پاسخ گفت: «آنها به چیزهایی واکنش نشان می‌دهند که من اصلا مطرح نکردم. منظور من این بود که وی نیز مثل من است و هیچ یک از اعضای خانواده ما در جنگ نیست.»

تسلیحات کشتار جمعی

رایس در مصاحبه ۱۰ ژانویه ۲۰۰۳ با وولف بیلتزر، گزارشگر سی‌ان‌ان، در مورد تسلیحات کشتار جمعی عراق چنین گفت: «مسأله اینجاست که در مورد توانایی این کشور برای دستیابی سریع به تسلیحات هسته‌ای، همیشه ابهاماتی وجود خواهند داشت. اما ما نمی‌خواهیم این مدارک قابل استناد روزی تبدیل به ابر قارچی شوند.»

پس از حمله، زمانی که مشخص شد عراق توانمندی تسلیحات کشتار دسته‌جمعی ندارد، منتقدین ادعاهای رایس را «فریب»، «نیرنگ» و «تاکتیک‌های عوام‌فریبانه برای ایجاد ترس» توصیف نمودند. دانا میلبنک و مایک آلن در روزنامه واشنگتن‌پست چنین نوشتند: «وی یا هشدارهای متعدد سازمان‌های اطلاعاتی که سعی داشتند در مورد ادعاهای مرتبط با برنامه تسلیحاتی عراق اخطار بدهند را متوجه نشده و یا نادیده گرفته و یا ادعاهایی را که می‌دانست غلط هستند، به طور علنی مطرح ساخته است.» رایس گزارش ۶ آگوست ۲۰۰۱ با عنوان «گزارش کوتاه روزانه رئیس‌جمهور در مورد تصمیم بن‌لادن برای حمله به عراق» را اطلاعاتی تاریخی توصیف نمود. وی خاطرنشان کرد: «این گزارش اطلاعاتی بر اساس گزارش‌های قدیمی ارائه کرد.» شان ویلنتز از نشریه سالن اظهار داشت که این گزارش شامل اطلاعاتی است مبنی بر اینکه بن‌لادن می‌خواست «جنگ را به آمریکا بیاورد.»

صدور مجوز شکنجه «غرق مصنوعی»

به گزارش کمیته اطلاعاتی سنا، رایس در ۱۷ جولای ۲۰۰۲، با جرج تنت رئیس وقت سیا دیدار کرد تا شخصا به وی اعلام کند دولت آمریکا برای استفاده از شکنجه غرق مصنوعی علیه ابو زبده، یکی از رهبران القاعده، اختیارات لازم را به وی داده است. «چند روز پس از اینکه رایس به تنت اجازه انجام این کار را داد، وزارت دادگستری نیز در یک آگوست طی یک نامه کاملا محرمانه مجوز استفاده از غرق مصنوعی را صادر نمود.» بسیاری از مقامات مربوطه، شامل متخصصین حقوقی، سربازان کهنه‌کار، قضات دادگاه‌های نظامی، سازمان‌های دفاع از حقوق بشر، اریک هولدر، دادستان کل آمریکا و بسیاری از مقامات سیاسی ارشد به مانند باراک اوباما غرق مصنوعی را جزو انواع شکنجه محسوب می‌کنند.

در سال ۲۰۰۳، رایس به همراه دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور، و جان اشکرافت، دادستان کل، بار دیگر با مقامات سیا دیدار کردند. سازمان سیا گزارشی در مورد استفاده از غرق مصنوعی و دیگر روش‌های شکنجه به مانند بی‌خوابی اجباری یک هفته‌ای، برهنگی اجباری و استفاده از تکنیک‌های استرس‌زا را در اختیار آنها قرار دادند. بنا به گزارش مجلس سنا، مقامات دولت بوش تأیید نمودند که برنامه سیا قانونی بوده و سیاست‌های دولت را منعکس می‌کند.

در گزارش سنا چنین قید شده که: «خانم رایس بیش از آنچه در جلسه شهادت کمیته نیروهای مسلح سنا گفته بود، در این قضایا نقش داشته است.»

در آن زمان، وی تأیید کرده بود که در جلساتی شرکت داشته تا به بحث در مورد روش‌های بازجویی سنا بپردازد، اما ادعا نمود که نمی‌تواند جزئیات این دیدارها را به خاطر بیاورد، او در اظهارنامه کتبی که به کمیته سنا ارائه کرده، نقش خود در تأیید این روش‌ها را حذف نموده است. رایس در گفتگویی که در آوریل ۲۰۰۹ با یکی از دانشجویان دانشگاه استنفورد داشت، گفت که وی به سیا اجازه نداده که از تکنیک‌های بازجویی خشن استفاده کنند. رایس در ادامه گفت: «من هیچ مجوزی صادر نکردم. من فقط مجوزهای دولت را به آنها منتقل کردم، اینکه آنها بر اساس تفاسیر وزارت دادگستری دارای مجوز هستند. این کاری بود که من انجام دادم.» وی گفت: «به ما گفته شده بود که این روش‌ها تعهدات ما تحت کنوانسیون منع شکنجه را نقض نمی‌کنند. بنابراین، اگر رئیس‌جمهور اجازه انجام این کار را صادر کرده باشد، این امر منافی تعهدات ما بر اساس کنوانسیون منع شکنجه نخواهد بود.»

تروریسم

رایس در دوران تصدی‌گری بر مسند وزارت امور خارجه مبارزه با تروریسم را امری پیشگیرانه می‌دانست نه فقط تنبیهی. وی طی مصاحبه‌ای در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ گفت: «ما باید به یاد داشته باشیم که در این جنگ علیه تروریسم، اینگونه نیست که به کسی اجازه دهیم مرتکب جرم شود و سپس او را بازداشت کرده و مورد استنطاق قرار دهیم. اگر آنها بتوانند در انجام جنایت موفق شوند، ممکن است صدها و یا حتی هزاران نفر کشته شوند. به همین دلیل است که باید از وقوع جرم پیشگیری کرد و اطلاعات، ستون اصلی خیمه پیشگیری است.»

رایس به طور مداوم از ناتوانی جامعه اطلاعاتی در همکاری‌ و سهیم شدن اطلاعاتی انتقاد کرده است. وی معتقد است اطلاعات مهمترین بخش فرایند پیشگیری از تروریسم است. در سال ۲۰۰۰، رایس طی مصاحبه‌ای با رادیو دبیلیو ‌جی‌آر دیترویت گفت: «ما باید سازمان‌های اطلاعاتی را سازماندهی بهتری بکنیم تا با تهدیدات تروریستی پیش روی امریکا مقابله کنند. یکی از مشکلاتی که ما با آن مواجه هستیم تفکیک مسئولیتی است که بین سیا و اطلاعات خارجی با پلیس فدرال و سازمان‌های اطلاعاتی داخلی پدید آمده‌ است.» وی سپس چنین اضافه نمود: «ما باید همکاری‌های بیشتری انجام دهیم زیرا نمی‌خواهیم روزی از خواب بیدار شده و ببینیم که اسامه بن لادن داخل خاک ما موفق بوده است.»

رایس همچنین به ترویج این ایده پرداخت که مبارزه با تروریسم تنها شامل دولت‌ها و یا سازمان‌هایی که از آن حمایت می‌کنند و یا بدان مبادرت می‌ورزند نیست، بلکه باید با ایدئولوژی‌هایی که تروریسم را شعله‌ور می‌سازند نیز مبارزه شود. وی در یک سخنرانی در ۲۹ جولای ۲۰۰۹ اعلام کرد: «ایمن ساختن آمریکا از شر حملات تروریستی مسأله‌ای فقط مربوط به اجرای قانون نیست. ما همچنین باید از طریق حمایت از امید جهانی به آزادی و تقاضاهای فزاینده برای برقراری دموکراسی، با ایدئولوژی‌های دشمن در جوامع خارجی مبارزه نماییم.»

در ژانویه ۲۰۰۵، در مراسم تحلیف دور دوم ریاست‌جمهوری جرج بوش، رایس برای اولین بار از عبارت «پادگان‌های استبداد» برای اشاره به کشورهایی استفاده کرد که احساس می‌شود صلح جهانی و حقوق بشر را تهدید می‌کنند. این عبارت را معادل عبارت «محور شرارت» می‌دانند، عبارتی که بوش برای توصیف کشورهای ایران، عراق و کره شمالی به کار برد. وی شش «پادگان» را نام برد که آمریکا باید سعی نماید آزادی را در آنها ترویج دهد: کوبا، زیمبابوه، برمه، بلاروس، ایران و کره شمالی.

یک همجنس‌باز

بنا به گفته منابع مختلف، تزیپی لیونی و کاندولیزا رایس وزیران امور خارجه اسرائیل و آمریکا متهم به ‌داشتن رابطه جنسی پنهان با یکدیگر هستند.

منابع خبری رژیم صهیونیستی این موضوع را به نقل از «لیمور لیونات» (نماینده زن عضو کنست) مطرح کرده و پایگاه‌های اینترنتی نیوز نت، فارفش و شبکه فرانس ‌پرس و مجله الوطن آن را منتشر کردند.

یکی از این پایگاه‌ها در این‌باره نوشت: «لیمور لیونات عضو مجلس اسرائیل «کنست» از حزب لیکود در جمع اعضای حزب لیکود به بنیامین نتانیاهو، رئیس این حزب، گفت که لیونی دارای رابطه جنسی با رایس است».

یک پایگاه دیگر اینترنتی اعلام کرد: همزمان با سخنان لیونات یک روزنامه آمریکایی هم نوشت که رایس می‌گوید من همجنس‌باز هستم و برای دوست خود یک آپارتمان خریدم تا با همدیگر رابطه جنسی داشته باشیم و او تاکنون با هیچ مردی ارتباط و معاشرت نداشته است (گفتنی است رایس هیچگاه ازدواج نکرده است).

فهرست اندیشکده‌های خارج

فهرست اندیشکده‌های ایران


گردآورنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *