کمیته خطر جاری

بازدیدها: ۱۸۷

در دستور العمل «کمیته صلح جاری» برای مقامات آمریکایی، تنها راه تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، پیگیری «جنگ نرم» به جای «جنگ سخت» معرفی شده است. پس از شکست ده‌ها استراتژی در برابر ملت ایران، اینک این استراتژی را می‌توان «پروژه دلتا» نامید که سه محوریت اصلی آن را استفاده از تاکتیک‌های «دکترین مهار»، «نبرد رسانه‌ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» می‌باشد.

تاریخچه «کمیته خطر جاری»:

کمیته خطر جاری (The Committee on the Present Danger) عنوان کمیته‌ای است که در دهه ۱۹۷۰ و در اوج جنگ سرد توسط گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسؤلان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، موسسه مطالعاتی «امریکن اینترپرایز» و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تاسیس شد.

هدف از تاسیس این کمیته ، خروج از بن‌بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در توازن هسته‌ای به وجود آمده بود، به‌گونه‌ای که کارشناسان ارشد نظامی به صراحت اعلام کرده بودند در صورت وقوع جنگ هسته‌ای میان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهایی خواهند بود، چرا که تسلیحات اتمی در اختیار دو قطب بلوک شرق و غرب برای نابودی کامل موجودات زنده کره زمین برای ۲۵۰ بار کفایت می‌کند.

اعضای «کمیته خطر جاری»:

در میان اعضای این کمیته در دهه ۷۰ میلادی، اسامی افرادی چون «نییوت گینگریچ» رییس سابق مجلس نمایندگان، «جورج شولتز» وزیر خارجه دولت ریگان، «جان لیبرمن» سناتور دموکرات، «جان کیل» سناتور جمهوری‌خواه، «جوزف شولتز» از سناتورهای برجسته آمریکایی، «جیمز وولسی» رییس اسبق سازمان جاسوسی آمریکا، «جرج تنت» از مدیران برجسته سازمان سیا و مسئول بخش خاورمیانه، «جوزف بایدن» و «مایکل لدین» از عناصر افراطی یهودیان آمریکا، «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه اسبق آمریکا، «کنت پولاک» مدیر تحقیقات مرکز سیاست خاورمیانه‌ای سابان در «موسسه بروکینگز» و همچنین مدیر «موسسه مطالعه خاورنزدیک» وابسته به یهودیان هوادار اسراییل، «مارک پالمر» از استراتژیست‌های آمریکایی که در کاخ سفید از وی به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی آمریکا نام می‌برند و «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه کنونی آمریکا که در آن زمان قائم مقام پنتاگون در حوزه آسیای قفقاز و اتحاد جماهیر شوری بود، دیده می‌شود.

عملکرد این کمیته در دوران جنگ سرد:

اعضای این کمیته با منتفی دانستن «جنگ سخت» بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقیب را در «جنگ نرم» و «فروپاشی از درون»، طراحی و به مرحله اجرا درآوردند.

بنابر طراحی انجام شده توسط کمیته خطر جاری، راهبرد «جنگ نرم» با اتخاذ راهکارهای «دکترین مهار»، «نبرد رسانه‌ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» همراه گردید که این استراتژی زودتر از آنچه که تصور می‌شد، به ثمر نشست.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از وقایع ۱۱ سپتامبر بار دیگر عناصری چون مارک پالمر، کنت پولاکف مارتین ایندیک، ریچارد پرل، داگلاس فیث، کاندولیزا رایس و مارگ گرچت در این کمیته گردهم آمدند تا به تجزیه و تحلیل فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی دولت ایالات متحده آمریکا بپردازند.

در این میان، عصاره آنچه بوش قرار است در چهار سال آینده در رابطه با مساله ایران انجام دهد، موضوع گزارشی است که کمیته خطر جاری آن را به دولت بوش پیشنهاد کرده است.

تجربه تدوین‌کنندگان این گزارش نشان می‌دهد که این گزارش حتی اگر به دستورالعمل اجرایی تبدیل نشود، یقینا سیاست خارجی آمریکا از روح کلی آن الهام خواهد گرفت.

نویسنده گزارش کیست؟

 قبل از پرداختن به متن این گزارش، نخست اشاره‌ای به سوابق «مارک پالمر» نویسنده این گزارش که پیشنهادهای ارائه شده در این کمیته را جمع آوری و تدوین نموده، ضروری به نظر می‌رسد.

«مارک پالمر» از استراتژیست‌های معروف آمریکایی است که در دستگاه دیپلماسی آمریکا از وی به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی ایالات متحده نام می‌برند. «پالمر» در دولت‌های نیکسون، فورد، کارتر، ریگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول به کار بود و در دولت کلینتون و دوره اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحی ابتکارات جدید سیاست خارجی مشغول بود. وی ۱۱ سال در شوروی، یوگسلاوی و مجارستان به عنوان دانشجو و دیپلمات زندگی کرده و در زمره متخصصین ایران و آسیای قفقاز محسوب می‌گردید. «پالمر» سال‌ها برای روسای جمهور و وزاری خارجه آمریکا نطق نوشته که معروفترین آنها نطق‌های «هنری کیسینجر» می‌باشد.

مدیریت موسسه تحقیقاتی «مرکز سیاست خاورمیانه سابان» در «موسسه بروکینگز» و نگارش ده‌ها مقاله و همچنین کتاب پیرامون وضعیت خاورمیانه از جمله نگارش کتاب «طوفان تهدیدزا» که تاثیر انکارناپذیری در جلب حمایت عده قابل توجهی از سیاستگذاران دموکرات آمریکا در تهاجم نظامی به عراق، ایفا نمود از دیگر بخش‌های عملکرد وی در دستگاه سیاست خارجی آمریکاست.

این چهره برجسته دستگاه سیاست خارجی که رسانه‌ها از وی به عنوان چهره خبرساز یاد می‌کنند، اخیرا در گفت‌وگو با «دبو راه سولومود» خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز صراحتا با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نموده است: «ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل، به قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی‌توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد».

بنابراین به زعم «پالمر» و اعضای کمیته صلح جاری تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران، پیگیری جنگ نرم با استفاده از سه تاکتیک «دکترین مهار»، «نبرد رسانه‌ای» و «ساماندهی نافرمانی مدنی» ممکن می‌باشد. متن این گزارش که به عنوان «ایران و آمریکا، رهیافت جدید» تنظیم شده، به شرح ذیل می‌باشد:

محورهای پانزده‌گانه گزارش «کمیته خطر جاری»:

محورهای پانزده‌گانه کمیته خطر جاری در مورد ایران چنین است:

۱) این کشور علاوه بر برنامه هسته‌ای‌اش، با حمایت گروه‌هایی چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و گروه‌هایی در عراق، مانع تحقق منافع آمریکا در منطقه می‌شود. از سوی دیگر ثروت رو به رشد نفت ایران، توانایی و ظرفیت آن را در داخل کشور و منطقه افزایش می‌دهد. فرصتی که در این میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست‌های اقتصادی و اختلافات درونی ایران است.

۲) ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجی آمریکا در چهار سال آینده برود. واشنگتن اکنون به رویکرد جدیدی نیاز دارد. باید همه نیروها برای این استراتژی بسیج شوند. باید درس‌های گذشته مورد بازبینی قرار گیرد، درس‌هایی که از فروپاشی بلوک شرق به یادگار مانده است و همچنین درس‌هایی که در تغییر حکومت‌ها در کشورهایی مثل شیلی یا اندونزی گرفته شد.

۳) دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی از ابزارهای مهم فشار بر ایران است.

۴) باید برای بازگشایی سفارت ایالات متحده در تهران ابراز تمایل کنیم. همزمان باید یکی از بلند پایه‌ترین مقامات خود را به عنوان فرد شماره یک در این سیاست جدید در مقابل ایران انتخاب و معرفی کنیم. این فرد می‌تواند یکی از کنسول‌های وزارت خارجه باشد و باید به طور مرتب حمایت خود را از حقوق بشر و دموکراسی در ایران مورد تاکید قرار داد. از این طریق می‌توانیم ارتباط خود را با مردم ایران تقویت کنیم.

۵) باید شبکه‌های متعدد رادیو تلویزیونی برای ایرانیان تدارک دید و پیام‌های خود را با پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های روز به دست مردم ایران برسانیم.

۶) اگر قرار است گفت وگو و تعامل با ایران صورت گیرد، باید با مقامات با نفوذ ایرانی و آنها که قدرت واقعی و کافی برای تصمیم‌گیری‌ها دارند، انجام شود،  همچون مقامات مورد وثوق و تایید رهبری ایران. باید دانست در این باره دیگران در ایران چنین قدرتی ندارند.

۷) درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران باید با احتیاط و دوراندیشی و چند جانبه عمل کرد. باید فشارها را بر ایران بیشتر کرد و در صورت استنکاف ایران، پرونده این کشور را به شورای امنیت فرستاد. اگر چه اولویت اول، اعمال  فشار دیپلماسی از طریق متحدان به گونه‌ای است که ایران داوطلبانه از فعالیت‌ها و برنامه هسته‌ای خود چشم پوشی کند.

۸) حمایت از اپوزیسیون هم می‌تواند از عوامل موثر بر تغییر رژیم ایران باشد. سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد ایالات متحده به ایران، راه دیگری در این رویکرد است. این افراد می‌توانند به عنوان جهانگرد وارد ایران شوند و در صورت نیاز به جنبش‌های مدنی و نافرمانی‌ها بپیوندند.

۹) باید فعالیت NGOهای آمریکایی را در ایران تسهیل کنیم و به صدور ویزا همت گماریم. دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک هم اقدام مهمی است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزی و شیلی و کشورهای دیگر جواب داده است. این افراد باید از سوی مقامات آمریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی.

۱۰) سفارتخانه‌های کشورهای دیگر هم می‌توانند در تهران برای ما موثر باشند. حضور در جلسات محاکمه، درخواست مشترک برای آزادی زندانیان سیاسی، کمک مالی به خانواده‌های زندانیان و گروه‌های مخالف حکومت و حتی نظارت یا مشارکت در اعتراض‌ها، از جمله این راه‌های تاثیرگذار است. کنگره باید تصویب قانونی به نام آزادی ایران را بررسی کند تا از طریق آن حمایت کافی از آن را به عمل آورد.

۱۱) تضعیف ستون‌های حمایتی حکومت ایران که همانا سرویس‌های امنیتی و نظامی این کشور می‌باشند، باید در دستور کار قرار گیرند.

۱۲) سرویس‌های امنیتی و قضایی آمریکا و متحدانش باید در همکاری با سازمان‌های حقوق بشر به جمع‌آوری مدارک و شواهدی در متهم کردن مسئولان ایرانی به موارد شبیه میکونوس اقدام کنند.

۱۳) گفت‌وگو با دولت ایران هم باید در دستور کار باشد. ما باید تعامل خود را برای دیدار با مقامات ایرانی و بحث و گفت‌وگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانی دو طرف نشان دهیم.

۱۴) باید رهبران روحانی ایران را که در راس قدرت هستند وادار کرد از قدرت سیاسی به صورت مسالمت آمیز کناره بگیرند.

۱۵) باید قدرت بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی و یا بطور کلی آن را حذف کرد.

این کمیته سپس در پایان گزارش خود، نتیجه نهایی را این چنین برای مقامات کاخ سفید و دستگاه دیپلماسی  آمریکا تبیین می‌نماید: «بعضی می‌گویند ایران آن طور که بعضی تحلیلگران ادعا می‌کنند، در آستانه  یک انقلاب نیست و ما فقط باید با تهران گفت‌وگو کنیم. بعضی دیگر می‌گویند گفتگو فقط حکومت ایران را تقویت و محکم می‌کند و باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغییر این رژیم تلاش کرد».

کمیته خطر جاری معتقد است که واشنگتن به رویکرد جدیدی نیاز دارد، رویکردی مبتنی بر به رسمیت شناختن تهدید ایران از یک سو و ستایش فرصت‌های ناشی از این وضعیت ازسوی دیگر باشد.

توصیه این کمیته، اتخاذ استراتژی صلح آمیز، اما موثر برای به مشارکت طلبیدن مردم ایران است.

فهرست اندیشکده‌های خارج

فهرست اندیشکده‌های ایران


گردآورنده: سعید دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *